دكتر غلامعلي رجايي
چند روز پيش كه تلويزيون، خبر خلاصه بيانات رئيسجمهور محترم را در جمع دانشگاهيان علم و صنعت پخش ميكرد، در ميان سخنان جناب احمدينژاد نكتهاي شنيدم كه بعدها كه روي آن فكر كردم، احساس نگراني من از نحوه مديريت ايشان در دولت و تعاملشان با مجموعههاي زيردست و فرمانبر مرتبط با دولتشان در وزارتخانه، بيشتر از سال گذشته شد كه در مقاله «يونيفورم شهردار بر تن رئيسجمهور» به آن اشاره كرده بودم. نگراني من از اين بود كه گويا جناب ايشان كه يك فرد محترم با سابقه دانشگاهي است، خداي نكرده، كمتر متوجه نادرستي روشهاي مديريتي خويش بر مجموعه دولت است و مهمتر از آن اينكه به نقدهاي ناصحانه دوستاني كه به هر تقدير در حوزه انقلاب و امام هستند، هيچ وقعي نمينهند.
جناب ايشان در پاسخ به دانشجويي كه مشكلات و كمبودهاي آزمايشگاهي دانشگاه را براي وي برشمرده بود، با چهرهاي بشاش و خندان كه نمايانگر برخورد مثبت وي با حل معضلات مالي ـ اداري دانشگاه بود، به وي گفت: «شما مشكلات و كمبودهاي آزمايشگاه را بنويسيد و به ما بدهيد. به شما قول ميدهيم اينها را يكجا برايتان بخريم و تحويل شما بدهيم» كه اين پاسخ با غريو سوت و كف دانشجويان روبهرو شد؛ خدا را شكر كه مسئله كف و سوت پس از خاتمي براي هميشه حل شد و حرمت شرعي ادعايي آن از بين رفت.
پس از شنيدن اين پاسخ مفيد و مثبت كه نمايانگر خوشدلي و برخورد مثبت آقاي احمدينژاد با مشكلاتي است كه رو در روي مردم ميشنود و براي حل آنها به طور احساسي و آني قول ميدهد، به فكر فرو رفتم كه خدايا، درست شنيدم كه ايشان گفت: «ما اين تجهيزات مورد نياز را براي شما ميخريم»؟ و با خود گفتم: جدا از طرح اشتباه مشكلات تداركاتي يك بخش از يك دانشگاه از سوي يك دانشجو به عاليترين مقام اجرايي كشور كه مجال پرداخت به آن نيست و شايد هم از يك دانشجو بيش از اين توقع نباشد، چرا جناب رئيسجمهور به ناگاه مقام و موقعيت و مجموعه تحت مديريت خود را در حد خريد يك بخش آزمايشگاهي يك دانشگاه پايين ميآورد؟
اگر قرار است دولت مسئول خريد كمترين مايحتاج آزمايشگاههاي دانشگاههاي كشور شود، پس ما اين همه مسئولان ريز و درشت را در سطح دانشگاهها و وزارتخانهها و ... براي چه ميخواهيم؟
اين روش ما چقدر با روشهاي مديريتي و علمي روز سازگار است؟ ما از روشهاي پيشرفته و نتيجهبخش علمي چه بدي ديدهايم كه اينگونه دودستي به روشهاي سنتي چسبيدهايم و ولكن معامله هم نيستيم؟
كمترين ضرر و نتيجه منفي روشهاي سنتي، همهكاره شدن يك نفر و هيچ كاره شدن همه است! لابد معاون و مسئول خريد مربوطه لوازم دانشگاه علم و صنعت، پس از اين پاسخ رئيسجمهور، نفس راحتي كشيدهاند كه خب، الحمدلله، اين كارشان هم به دولت واگذار شد و آنها لابد به زودي منتظر قبض انبار خريدهاي دولت باشند و ديگران در دانشگاههاي ديگر نيز به زودي ليست مايحتاج خود را به دولت تحويل خواهند داد!
البته قطعا بيان يك جمله صادقانه به دانشجويان دانشگاه علم و صنعت، منشأ اين درددل نشد، بلكه كنار هم چيدن مجموعهاي از اقدامات و بيانات نظير اختصاص بخش زيادي از وقت رئيسجمهور به شنيدن مشكل يك نفر از هفتاد ميليون ايراني كه ايشان رئيسجمهور آنهاست، تا هديه دادن واكمن به دهها نفر از مردم بيرجند كه زودتر در صف ديدار با ايشان جاي گرفتند، تا اعلام فيالبداهه اختصاص بودجههاي ميلياردي در سخنرانيهاي استاني، سبكي از مديريت را ظاهر ميكند كه جاي نقد دارد.
البته قطعا صرف پرداختن به كارهاي بلندمدت و كلان، مسئوليت كارهاي جزئي را از دوش مدير برنميدارد، اما قطعا ترجيح كار براي يك ايراني، به جاي تصميم براي هزاران نفر، چندان موافق عدالت نيست.
نميدانم آقاي رئيسجمهور كه احتمالا اين مقالات را ميخواند، چه پاسخي براي امثال من دارد و پس از خواندن نوشتارهايي از اين دست، به خودش چه خواهد گفت! اما ميدانم هر آن كس كه رها و منصفانه به نقد اين روشهاي ايشان بنشيند، آهي از دل خواهد كشيد و بر اين همه اصرار بر ادامه روشهاي نادرستي كه منتقدان ناصح به دولت آشكار ميكنند، تأسف خواهد خورد.
