تبليغاتX
به انديش - تاملي بر مقوله ارزشيابي منابع انساني
حضرت رسول اکرم(ص):من از فقر امتم بیم ندارم آنچه بر امتم بیمناکم سوء مدیریت است.

 

 

 

 مقوله ارزشيابي كاركنان كه در  مديريت منابع انساني مطرح گرديده بر مطالعه و ثبت عملكرد كاركنان و اندازه گيري كارايي و اثربخشي آنان تاكيد نموده است .

در سازمانها يا محافلي كه افراد رفتار و عملكرد خويش را در معرض سنجش و قضاوت  احساس نكرده  و انعكاس عملكرد خود را بطور واقعي دريافت ننمايند نمي توانند توان و دانش خود را بطور كامل در اختيار سازمان قرار دهند و يا  عملكردهاي ضعيف و ناهنجار خود را اصلاح نمايند .

از اينرو مقوله ارزشيابي و ارزيابي عملكرد كاركنان از جايگاه ويژه اي در علم مديريت برخوردار است و در برخي كتب مديريت از اين مقوله  بعنوان اصلي ترين وظيفه دپارتمانهاي مديريت منابع انساني ياد شده است .

با اين وجود مشاهده ميشود كه در بسياري از شركتهاي ايراني اين اصل مهم  محدود و محصور به ارزشيابي پرسنل پائين دست گرديده و ارزشيابي مديران و مسئولين مياني يا ارشد سازمان كه بطور مسلم ارزيابي عملكرد آنان از حساسيت و اهميت بيشتري  برخوردار است به بوته فراموشي سپرده شده است  .

انگيزه و خاستگاه چنين تفسيري از  مقوله ارزشيابي كه منجر به بخش بندي و مستثني سازي انجاميده هر چه باشد به اصل موضوع خدشه وارد نموده و آنرا به يك حركت بي اعتبار تبديل مي سازد  و سازمان را از هدف اصلي دور مينمايد .

نوشته ذيل در قالب نمايشنامه و با رنگ و بوي طنز حول اين موضوع نگاشته شده است  . گزارشات و گفتگوهايي كه بدون استناد به آمار و ارقام معتبر  ميان مسئولين سازمانها صورت ميپذيرد براي بسياري از ما آشناست .

 

 

 

نمايشنامه گفتگوي سازماني

 

پرده اول :

 

( مدير عامل سازمان پشت ميز كار خود نشسته و تلفني مشغول گفتگو با يكي از دوستان خويش است . منشي وارد اتاق مدير عامل ميشود و درخواست ملاقات مدير اجرايي شركت را اعلام مينمايد . مدير عامل ملاقات با  مدير اجرايي را ميپذيرد )

مدير اجرايي : سلام عرض ميكنم قربان ، غرض از مزاحمت ميخواستم گزارش پيشرفت كار رو به عرضتون برسونم

مدير عامل : سلام ! بفرمائيد منتظرتان بودم . سراپا گوشم  !

مدير اجرائي : در رابطه با پروژه جاري بايستي به عرضتون برسونم كه هرچند كار خيلي  مشكل و زمان‌بري را پيش رو داشتيم و تصور نمي شد به اين زودي ها تموم بشه  اما خوشبختانه با طرحي كه ريختيم توانستيم بخش اعظم  كار رو خيلي زود تر از آن چيزي كه فكر ميكرديم  انجام بديم  و بخش باقيمانده  را طي چند روز آينده انجام ميديم .

مدير عامل : خيلي عاليه ! ديدي من گفتم اين كار شدنيه و بايد انجام بشه !؟

مدير اجرايي : بله حق با شما بود . دستورات و تاكيد شما راهنماي ما بود البته بچه ها هم خيلي زحمت كشيدن من خودم از نزديك  شاهد بودم كه هرشب تا دير وقت سر كار بودن و دو شيفته ! كار ميكردند

مدير عامل : بسيار عالي ! دست شما و پرسنل زحمتكش درد نكنه

مدير اجرائي : اختيار داريد انجام وظيفه بوده ، ما بايد از شما تشكر كنيم . با نكته بيني كه در شما سراغ داريم تائيد ميفرمائيد كه اين پروژه در سطح شركت و حتي در سطح كشور! يك پروژه استثنائي و  نمونه بود. براي اينكه خستگي كار از تن پرسنل در بياد خواهش ميكنم به شكل مقتضي قدرداني بشه

مدير عامل : نگران نباش پاداشي رو در نظر گرفتم . راستي شما تابحال به عنوان مدير نمونه معرفي شديد يا نه ؟

مدير اجرائي : شرمنده ميكنيد قربان ما فقط انجام وظيفه ميكنيم .  اين عناوين يكبار هم به ذهنم خطور نكرده !

مدير عامل : شكسته نفسي نكنيد در سازمان بايستي همه مديران نمونه بشوند!  اصولا اگر مديري نمونه نباشه كه بقيه سطوح پرسنلي درست انجام وظيفه نميكنند . من به اين موضع اهميت ميدم و در نظر خواهم داشت

مدير اجرايي : بازهم از شما تشكر ميكنم سايه تون مستدام  اجازه مرخصي مي فرمائيد ؟

مدير عامل : برو بسلامت از قول من به پرسنل بگو شركت همه عملكرد ها رو مد نظر داره

 

پرده دوم

 

( منشي وارد اتاق مدير عامل ميشود و درخواست ملاقات نماينده شركت مشاور را اعلام مينمايد )

مدير عامل : در چه موردي ميخواهد صحبت كند ؟

منشي :  ميگويند در مورد طرح ارزشيابي كاركنان مطلبي دارند .

مدير عامل : مگه من قبلا نگفتم با مدير منابع انساني صحبت كند؟

منشي : بله من هم دستور شما را يادآوري كردم ميگويند به ايشان مراجعه كردند اما مذاكراتشان به نتيجه مثبت نرسيده است .

مدير عامل : بسيار خوب بگو بيايند .

مشاور : سلام آقاي مدير عامل ، خسته نباشيد . براي اينكه وقت شمارو نگيرم اجازه بدهيد بي مقدمه سراغ اصل مطلب بروم .

مدير عامل : خواهش ميكنم بفرمائيد گوشم با شماست !

مشاور : آقاي مدير عامل ما طرح ارزشيابي فراگير كاركنان را  بعد از انجام مطالعات ميداني و تجزيه و تحليل در زمان تعيين شده آماده نموده و به مدير منابع انساني ارائه داديم  . ايشان اصرار دارند كه بخش ارزشيابي مديران را از طرح حذف نماييم ، اما بنظر ما اين كار به صلاح سازمان  شما نيست براي روشن شدن موضوع نظرتان را به عواقب منفي كه اين كار بدنبال خواهد داشت  و همچنين به نظريات آقاي پيتر دراكر كه در كتاب ( در اين لحظه آقاي مدير عامل صحبت مشاور  را قطع مي كند )

مدير عامل : البته همه ما علي الخصوص مديران شركت معتقد و آشنا با نظريات آقاي پيتر دراكر و ديگر اقتصاددانان !! هستيم و  در اين رابطه مديران ما دوره هاي آموزشي خاصي را گذرانده اند  اما در حال حاضر بدليل وجود برخي حساسيتها ! و تنشها ! بين مديران از يكطرف و مشغله كاري زياد ! از طرف ديگر مجبوريم طرح را  بطور مختصر اجراء نماييم . لذا من هم با مدير منابع انساني موافق هستم و به شما توصيه ميكنم كه روي ارزشيابي پرسنل پائين دست متركز شويد و بخش ارزشيابي مديران را با شناختي كه خود ما از ايشان داريم  انجام ميدهيم !

مشاور : البته در مورد انتخاب نوع ارزشيابي امرتان براي ما مطاع است اما در خصوص آقاي پيتر دراكر جسارتا بايستي به عرض برسونم كه نظريه هاي ايشان در زمينه  مديريت منابع انساني (‌بازهم آقاي مديرعامل حرف مشاور را قطع مينمايد )

مدير عامل : آقاي مشاور من خواهش ميكنم ما را با اين شخص محترم درگير نكنيد ! مسائلي كه ما در سازمان خود با آنها موجه هستيم خيلي به ايشان ربط پيدا نمي كند !  لذا توصيه ميكنم در اين رابطه فقط با خود ما هماهنگ شويد !

مشاور :  چشم آقاي مدير عامل هر جور كه شما دستور بفرمائيد

( پس از خداحافظي مشاور اتاق را ترك ميگويد )

 

پرده سوم

 

( منشي وارد اتاق مدير عامل ميشود و درخواست ملاقات مدير فروش شركت را اعلام مينمايد . مدير عامل ملاقات با مدير فروش را ميپذيرد )

مدير فروش : سلام عرض ميكنم آقاي مهندس خسته نباشيد

مدير عامل : سلام جناب . . . بياتو تعريف كن ببينيم

مدير فروش : قربان ميخواستم اولين كسي باشم كه مژده انجام معامله با شركت . . . را به عرضتون برسونم

مدير عامل : ولي دير كردي اين خبر رو قبلا مدير اداره قراردادها اطلاع داده !

مدير فروش : ( در حاليكه اخم در هم مي كشد و عبارات  نا مفهومي را زمزمه ميكند ) ولي قربان بهر حال حاصل چند ماه تلاش ما بود كه نتيجه داد و به بار نشست خدا ميداند شب و روز نداشتيم چه سختي ها  كه نكشيديم و چه راهها كه نرفتيم آخر سر موفق شديم معامله رو انجام بديم . البته قربان درايت و راهنمايي شما هم واقعا راهگشا بود .

مدير عامل : ( بادي به غبغب انداخت ) خوب تجربيات ما در اينجور مواقع بايد بكار بياد .

مدير فروش : همينطور است قربان استحضار داريد براي اينكه بتونيم اين معامله رو انجام بديم خود من چندين بار  به ماموريت رفتم و اتفاقا خاطرتون باشه در يكي از ماموريتها بود كه  ماشينم دچار مشكل شد ! اما چيز مهمي نبود براي انجام وظيفه و سربلندي شركت  بيش از اينها بايد  تلاش و فداكاري  كرد!

مدير عامل : دست شما و همكارانتون درد نكنه نگران ماشين نباشيد در خريد سري جديد خودرو مي‌تونيد ماشينو  عوض كنيد   .

مدير فروش : دست شما درد نكنه . ما هميشه به درايت و نكته سنجي شما واقف بوديم . راستش بعضي وقتها غبطه هم ميخوريم . خدا سايه شمارو از سرما كم نكنه اگه امري نيست بنده مرخص بشم

مدير عامل : به پرسنل بگو ما مصرانه بدنبال اجراء طرح ارزشيابي پرسنل ! هستيم  و اميدواريم با اجرا ء اين طرح ريشه و اساس نظام شايسته سالاري در سازمان ما مستحكم تر گردد !

 

پرده چهارم

 

منشي وارد اتاق مدير عامل ميشود و درخواست ملاقات مدير كنترل كيفي را اعلام مينمايد . مدير عامل ملاقات با مدير كنترل كيفي را ميپذيرد . . .  

 

 

نويسنده :   شهروز شكاري مرند - كارشناس مهندسي صنايع -  دانشجوي كارشناسي ارشد رشته مديريت منابع انساني 

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:54 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

  RSS