امروز يه مشتري چيني داشتم ، ، مجري BTS ايرانسل .
يه پسر جوون چيني اومده بود براي خريد. حدود نيم ساعت با من در مورد قيمتها چونه زد . . . باور کنيد در اين نيم ساعت يک دلار- يک دلار قيمتهارو پائين آورد.
دست آخر وقتي خريدش قطعي شد ، ديدم دوباره برگشت پيش خودم و گفت ( البته از طريق مترجمش ) "روي هزينه حمل هم تخفيف بده " بعد لبخندي زد و با دستش نشون داد که 20 دلار روي کرايه تخفيف ميخواد !
باور کنيد ديگه برام قابل تحمل نبود ، از کوره در رفتم و گفتم کرايه اصلا به من مربوط نيست ، تو حاضري از دستمزد اون راننده بيچاره 20 دلار کم کني؟
وقتي مترجمش بهش جمله منو منتقل کرد ، ديدم خيلي جدي گفت : باور کن در چين افرادي هستن که بيشتر از اين راننده به اين 20 دلار نياز دارن.
وقتي اين استدلالو شنيدم ، تازه متوجه شدم که چقدر بين تفکر ما و همين آقاي چيني تفاوت هست.
بعدش خانم مترجم برايم توضيح داد که استدلال اين چيني ها اينه که اگه قراره پولي خرج بشه ، کجا بهتر از کشور خودمون؟
در طول اين 3 سال که مشغول فعاليت تجاري هستم، اين آقا دومين مشتري خارجي من بوده.
نفر قبلي يه آقاي هندي بود که مسئول خريد يه شرکت بود.
وقتي هر چند وقت يکبار براي دادن چک ما مي آمد ، تا براي خودش چيزي نمي گرفت بيرون نميرفت.
تا امروز فکر ميکردم احتمالا همه آسيايي ها اينطوري هستن ، ولي امروز متوجه شدم که ظاهرا فقط جهان سومي هاش اينطورين.
اينه که امروز ميبينيم چيني ها و هندي ها که هردو تقريبا از نظر جمعيتي در يک حد و اندازه هستن ،( وتازه هند از نظر خيلي از منابع جلوتر از چين هم هست) ، اما نهايتا امروز چين داره دنيارو ميگيره .
افسوس . . .
