تبليغاتX
به انديش - آموزش کارکنان جدید
حضرت رسول اکرم(ص):من از فقر امتم بیم ندارم آنچه بر امتم بیمناکم سوء مدیریت است.

 

 

ارايه‏ى كليه‏ى شيوه نامه‏ها به كارمند جديد، آنهم در همان روز اول، كارى بيهوده است، زيرا معمولا روز اول كار هر كارمندى صرف آشنايى با همكاران و يافتن اتاقهاى مختلف مى‏شود. بنابراين بايد به كاركنان جديد اجازه داد تا روز اول فقط مشاهده گر باشند. 

آموزش واقعى را بايد از روز دوم آغاز كرد. بيشتر كاركنان روز اول معمولا با سردرد و يا كمردرد كه بدون شك ناشى از تنش عصبى است به منزل برمى گردند. 

نظرهاى مختلفى در مورد نحوه‏ى آموزش افراد وجود دارد. رايج‏ترين نظريه در مورد آموزش اين است كه: كارمند جديد به وسيله‏ى كارمند قبلى همان شغل تحت آموزش قرارگيرد. 

البته پيروى از نظريه مى‏تواند اشتباه باشد زيرا در اين صورت همه چيز به دلايل كنار رفتن كارمند قبلى از آن شغل و نظرهاى شخصى او بستگى خواهد داشت.

اجازه دهيد به مثالى در اين مورد توجه كنيم:  مدير اداره‏يى ، كه چندين فروشنده ويك مسوول امور دفترى داشت تصميم گرفت كارمند دفترى را بدليل بى لياقتى اخراج كند. مهلت دو هفته‏يى به اين كارمند داد اما متذكر شد كه در طى اين مدت بايد به كار خود ادامه دهد.

سپس كارمند جديدى را استخدام كرد وكارمند قبلى خواست تا او را آموزش دهد اما نتيجه بسيار افتضاح بود.

تعجبى هم نداشت، اگر كارمندى كه صددرصد صلاحيت و شايستگى لازم را ندارد، قراراست اخراج شود، هرگز نبايد مسئوليت آموزش فرد ديگرى را به او بسپاريد، زيرا كاركنانى كه مهلت براى اخراج آنها تعيين مى‏شود از آن به بعد هيچ اهميتى به سازمان و وظايف محوله نمى‏دهد.

بعلاوه حتى ممكن است عادات ناپسند خود را هم به كارمند جديد القاء كنند. از سوى ديگر وقتى قرار باشد متصدى وظايف قبلى ارتقاء پيدا كند، احتمالا بهترين فردى خواهد بود كه بايد مسئوليت آموزش را بر عهده‏اش گذاشت.

در مورد مديرى كه پس از اخراج يكى از كاركنان واحدش مى‏خواهد، شخصا آموزش را برعهده بگيرد، و در عين حال از كارهاى مثلا دفترى سردرنمى آورد بايد بگوييم كه: اولا آموزش كارمند جديد به وسيله خود مدير محال است ثانيا هرگونه تلاشى كه انجام دهد صرفا بى اطلاعى او را مشخص ميكند.

در اين جاست كه بيشترمديران تازه كار به عمل غير ممكنى دست مى‏زنند و آن اين كه خود در صدد يادگيرى آن وظيفه برمى آيند، كه اين امر - بدتر از كار قبلى - به يك شكست جدى مديرى منجر مى‏شود. 

آنچه گفته شد نبايد باعث اين سوء تفاهم شود كه: مدير نبايد شخصا چگونگى انجام كليه‏ى كارهاى سازمان را بداند. منظور ما اين نيست، در مثال فوق،فقط به يك وظيفه‏ى دفترى اشاره شد. 

تاكيد ميكنيم كه اگر مدير وظايف ابتدايى را نداند آخر چگونه مى‏تواند مدير برجسته‏اى باشد؟

بنابراين آگاهى از برخى امور اساسى و ابتدايى براى مدير لازم و ضرورى است. اما اطلاع كامل از كليه عمليات سازمان، امرى محال و غير ضرورى است

 

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:18 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

  RSS