اعتراض دارم آقا!
به اين مردم بي همت اعتراض دارم ، به اين که نفت بجاي اينکه سر سفره مردم نيازمند و محتاج خودمان بيايد ، سر از سفره ديگران و از ما بهتران در آورد اعتراض دارم .
من بچه همين انقلابم . بله چند سالي قبل از انقلاب به دنيا آمده ام ولي تا آمدم دست چپ و راستم را بشناسم ، ديدم اطرافم شلوغ است ، ميگفتند انقلاب شده ، انقلابي که به نفع مستمندان و نيازمندان است !
ميگفتند سازماني ايجاد شده که ساماندهي وضع مستضعفان را به عهده دارد و اوضاع آنها را دگرگون خواهد کرد!
ميگفتند در نتيجه اين انقلاب . . .
امروز طبق برنامه از پيش تعيين شده ، براي توزيع مواد غذايي تهيه شده جهت عده اي نيازمند ، به کوچه ها و خانه هايي سر زدم که بعيد ميدانم شما اسمش را خانه بگذاريد.
تصحيح ميکنم ، آلونک هايي که فقط سرپناه بودند ، نه بازهم تصحيح ميکنم ، حتي بعضي از آنها سرپناه هم نبودند .
نميدانم چه بايد بگويم ، فقط ميدانم اعتراض دارم . . . اعتراض .
امسال تعطيلات عيد براي من و خانواده ام 10 روز زودتر شروع شد ، فردا براي نظافت خانه مان در تهران ، من و همسر و دخترم عازم تهران هستيم تا انشاء الله براي عيد ميزبان مهمانانمان باشيم.
اينکه اين موضوع را گفتم به اين دليل بود که اگر اختلالي در بروز رساني وبلاگ پيش آمد ، عذرم موجه باشد البته بازهم مثل دفعات پيش کامپيوترم را همراه خواهم برد ولي به هرحال چون اين چند وقت را در اختيار خانواده هستم ممکن است به اين راحتي ها مرخصي ندهند مخصوصا که همسرم حساسيت عجيبي به کامپيوترم دارد.
ببخشيد که طولاني شد.
ارادتمند
