تا پايان سال 84 ، هرماه درصدي از درآمدم را صرف امور خيريه ميکردم ، اين کار چون سازماندهي شده نبود ، تقريبا بي حاصل بود و نتيجه قابل توجهي نداشت.
از ابتداي سال 85 ، با همسرم تصميم گرفتيم اين مبالغ را جمع کنيم و در پايان سال ، بصورت يکجا هزينه کنيم.
اين روزها بيشترين وقت آزادمون صرف برنامه ريزي براي اين کار ميشه.
تعيين سبد غذايي 9 خانوار بي بضاعت ( نه کم بضاعت) ، واقعا کار مشکليه ، کاري که متوليان اين امر در کشورمان کاملا از آن غافلند .
وقتي فکر ميکنم که خوشحال کردن اين 40 نفر (اعضاء 9 خانواده ) در ايام عيد نوروز ، چه آسان و کم هزينه ميسر ميشه ، از کم کاري و بي توجهي متوليان رسمي اين امر در کشور خجالتزده ميشم.
هرچند سبد غذايي تعيين شده براي اين کار ، فقط مختص ايام عيد نوروز است اما ناگزير مقادير قابل توجهي از اين ميزان هم براي روزهاي آغازين سال باقي ميمونه.
پس از محاسبه ، به اين نتيجه رسيديم هزينه سرانه هر نفر مبلغي بالغ بر 150.000 ريال ميشه که البته اين مبلغ بدون محاسبه گوشت هست ( که تهيه آنرا پدر همسرم به عهده گرفته).
همسرم معتقد بود که بعضي از اين خانواده ها از ترس اينکه براي بعد از عيد چيزي براي خوردت نداشته باشند ، ممکنه در استفاده از اين مواد امساک کنند و ما به هدف اصليمون که همانا خوشحال کردن اونها در ايام عيد هست ، نرسيده ايم .
خوب واقعا براي اين قسمتش راهي نتونستيم پيدا کنيم جز اينکه به راننده شرکت ( که مسئوليت حمل اين مواد را به عهده داره ) بگوئيم به سرپرستهاي خانواده ها بگويد ما تلاشمان را ميکنيم تا قبل از پايان فروردين ، يکبار ديگر هم اين کار را تکرار کنيم ، قولي که اميدوارم بتونم اجراش کنم.
انشاءالله
