اميدتان را از دست ندهيد
ريچارد لارمر مسئله اخراج شدنش از سمت مدير روابط عمومی دانشكده مديريت بازرگانی دانشگاه كلمبيا را تبديل به يك شغل بسيار موفقيت آميز نمود. او از پول بازخريد و حقوق تعلق گرفته به مرخصی های استفاده نشده اش – حقوق سه ماه – استفاده كرد تا يك شركت روابط عمومی تاسيس كند.
امروز، شركت لارمر، به نام PLM PR، 23 كارمند دارد. وی اينك صاحب دو خانه است و وقتش را بين دو شهر لس آنجلس و نيويورك تقسيم می كند.
لارمر، 36 ساله، می گويد، " در آن لحظه، به نظر می رسيد كه اخراج شدن بدترين حادثه ای بود كه می توانست برای من اتفاق بيافتد. ولی الان می فهمم كه در واقع بهترين اتفاقی بود كه در زندگی برای من پيش آمده است."
در مارس 2004، ناتالی رانس توسط يكی از شركت های بزرگ روابط عمومی در مينه سوتا از كارش اخراج شد. از همان ابتدا، احساس می كرد كه تمايلی نسبت به كار در شركت های بزرگ ندارد.
رانس، 30 ساله، كه شغلش سرپرست حسابداری بود، می گويد، " آن كار پر از باندبازی بود و همه پشت سر هم حرف می زدند. ترجيح می دهم به طور مستقل كار كنم، كارم را انجام دهم و پس از پايان كار به خانه بروم."
ظرف چند ماه، وی متوجه شد كه ماموريت های جالب را از وی دريغ می كردند، و به كارمندانی كه در سطح پايين تری از وی قرار داشتند مسئوليت های بيشتری واگذار می شد.
اخراج شدن به رانس اين فرصت را داد تا مسير شغلی و مسير زندگی اش را مورد ارزيابی قرار دهد. او تصميم گرفت كه خانه اش را بفروشد و به شهر دنور نقل مكان كند تا نزديك نامزدش باشد.
سه ماه پس از اين كه از كارش اخراج شده بود، رانس در يك شركت روابط عمومی جديد، در شغلی كه رتبه اش بالاتر از شغل قبلی اش بود، مشغول به كار شد. او اينك مدير بخش روابط عمومی دانشگاه بين المللی جونز است. حقوق اش خوب است، ولی مهم تر از آن، احساس راحتی و آرامش در محيط كارش دارد و قدرش را نيز می دانند.
دانشگاه نيز تقبل كرده كه هزينه دريافت مدرك فوق ليسانس مديريت بازرگانی وی را بپردازد، چيزی كه شركت قبلی علاقه ای به انجامش نداشت.
وی می گويد، " تصميم گرفته بودم كه برای دريافت مدرك فوق ليسانس به دانشگاه بروم، ولی آنها من را منصرف كردند چون نگران بودند كه درس خواندن روی بازدهی و حجم كاری من اثر خواهد گذاشت."
به خاطر اخراج شدنش، رانس يك موقعيت ديگر نيز در زندگی اش به دست آورده است: موقعيت يك نامزد. وی با خوشحالی اظهار می دارد، " فكر می كنم اگر به اينجا نقل مكان نمی كردم، نامزد نمی كرديم. واقعا سخت است كه رابطه از راه دور را ادامه داد."
رانس واقعا از اين كه در آن زمان اخراج شد احساس خوش شانسی می كند. وی می گويد، " نبايد از اخراج شدن هراس داشت. در ضمن نبايد هم خيلی احساس بی خيالی نسبت به اين امر داشت. می بايستی وضعيت را ارزيابی كنيد و ببينيد چه اتفاقی افتاده است. ولی می بايستی به خاطر داشته باشيد كه هميشه در نوميدی بسی اميد است و پايان شب سياه، سپيد است."
پايان
