الهى و ربى!
اى آرمان و اى مقصود من، اى همه خواسته و اى آرزوى من.
سوگند به تو كه جز تو نه آمرزندهاى براى لغزش هايم مىيابم و نه مرهمى براى دردهايم.
مولايم!
اى پاسخگوى درماندگان! اى برطرف كننده پريشانى ! اى پرده پوش هر ناروا!
به تو روى آوردهام تنها به تو، شايد كه تو مرا بخواني.
اى آن كه خواسه اش مردود نمىشود!
آرزومندش نااميد نمىشود، و درگاهش بر خوانندگان باز است و پردهاش بر اميدواران برداشته.
الهى!
جانى را كه به توحيدت عزيز داشتى چگونه برخوارى هجران ذليل مىگردانى!؟
دلى را كه در كمند عشق خود گرفتار آوردى چگونه به آتش دوزخ مىسوزانى!؟
اگر توشهام در سير به سوى تو اندك است، گمانم بر توكلى كه بر تو كردهام نيكوست.
اينك منم، آن كه رو به روى نسيم هاى رحمت و مهربانيت ايستاده!
آن كه به بخشش هايت اعتماد كرده، آن كه به سرپرستى تو نيازمند است، آن كه باران جود و لطف تو را سراغ مىگيرد.
اي مهربان ،
آنچه از فضلت آغاز كردهاى به انجام رسان. آنچه با حِلمت بر من پوشانيدى، عيان مكن .
آنچه از كرمت بخشيدى، سلب مفرما.آنچه از زشتى انجام داده ام، بيامرز.
الهى و ربى!
تو را پيش خودت شفيع آوردهام. از تو به خودت پناهندهام .
به درگاهت آمدهام در حالى كه، احسانت را چشم دارم.
و از ابر فضيلتت خواستار بارانم. و به اميد جويبار عطاى توام.
و تنها در خانه تو را مىكوبم.
پس آن گونه كه سزاوار توست از آمرزش، با من كن نه آنچنان كه من شايستهام.
الهى!
بخشش هاى پى در پىات مرا از سپاس تو غافل ساخته، ريزش فضل تو، مرا از برشمردن ثناى تو عاجز كرده، لطف سرشارت مرا از ستودنت بازداشته، نعمت بى شمارت مرا از نشر نيكىهايت ناتوان ساخته؛
پس تو خود طاقتت را به ما الهام كن! تو خود، ما را از معصيت بركنار دار!
پردههاى شك را از ديدگانمان بردار! حق را در نهادمان ثابت دار!
از لذت مناجاتت بهره مندمان ساز! در حوضچههاى محبتت واردمان كن!
و شيرينى دوستي ات را به ما بچشان!
كيست آن كه شيرينى محبت تو را چشيد و غير تو را خواست!؟
كيست آن كه با تو مانوس شد و از تو روى برگرداند!؟
الهى !
ما را آن ده كه ما را آن به . آمين، يا رب العالمين
