تبليغاتX
به انديش - ‌مفهوم و فلسفه بازاريابي( قسمت دوم)
حضرت رسول اکرم(ص):من از فقر امتم بیم ندارم آنچه بر امتم بیمناکم سوء مدیریت است.

 

تقاضا

 

       مردم تقريباً داراي خواسته هايي نامحدود مي باشند ، اما در برابر منابع محدودي قرار دارند . از اين رو كالاهايي را براي مصرف انتخاب مي كنند كه در ازاي وجوه پرداختي ، حداكثر رضايت را براي ايشان فراهم آورد . از اين رو مي توان گفت خواسته ها وقتي با قدرت خريد همراه باشند تبديل به تقاضا مي شوند .

       از نظر مصرف كنندگان ، كالاها و خدمات مجموعه اي از مزايا هستند كه بر مبناي معيار كسب حداكثر مطلوبيت ، در ازاي پول پرداختي آنها ، خريداري مي شوند . يا به سخن ديگر در چهارچوب خواسته ها و منابعي معين ، مردم كالاهايي را بر مي گزينند كه منافع و مزاياي حاصله ، رضايت ايشان را به حداكثر برساند .

 

كالا

 

       نيازها ،‌ خواسته ها و تقاضاها ما را به سوي كالاهايي مي كشانند كه ميتوانند اين نيازها ، خواسته‏ها و تقاضاها را برآورده سازند. از اين رو هر چيزي كه بتوان براي جلب توجه ، تصاحب ، استفاده و يا مصرف ، در بازار عرضه كرد و توانايي تأمين يك خواسته يا نياز را داشته باشد ، كالا تلقي مي‏شود . فرض كنيد كسي احساس نياز به تسهيل در امور تجاري و مراودات پولي خود دارد . مجموعه كالاهايي را كه مي‏توانند اين نياز را تأمين كنند سبد انتخاب كالامي‏ناميم .

       اين سبد احتمالاً شامل انواع و اقسام خدمات بانكي چون كارت اعتباري ، دسته چك و غيره مي‏باشد . البته بايد توجه داشت كه اين كالاها مطلوبيت يكساني نخواهند داشت و هر چقدر كالاها با خواسته هاي مصرف كننده فاصله كمتري داشته باشند شانس موفقيت آنها افزايش مي‏يابد . از اين رو توليد كنندگان بايد خواسته مصرف كنندگان را به خوبي بشناسند و كالاهايي را توليد كنند كه حتي الامكان اين خواسته ها را تأمين نمايند .

 

مبادله

 

     بازاريابي وقتي تحقق مي‏يابد كه مردم براي تأمين نيازها و خواسته‏هاي خود تصميم به مبادله بگيرند . مبادله عبارتست از : دريافت چيزي مطلوب از كسي ديگر ، در مقابل ارائه ما به ازايي به او .

     مبادله هسته مركزي بازاريابي است و براي تحقق آن شرايط زير لازم است :

 

-             حداقل دو طرف بايد با يكديگر مشاركت داشته باشند .

-             هرطرف بايد چيز با ارزشي براي مبادله با ديگري در اختيار داشته باشد .

-             هر طرف بايد به مبادله با طرف ديگر تمايل داشته باشد .

-             هر طرف بايد در رد و قبول پيشنهاد طرف ديگر آزادي كامل داشته باشد .

-             هر طرف بايد داراي توانايي لازم براي مراوده و تحويل باشد .

 

معامله

 

          معامله واحد اندازه گيري بازاريابي به شمار مي‏رود . يك معامله شامل داد و ستد كالا يا خدمت بين طرفين معامله طبق شرايط معين است . در يك معامله بايد بتوان گفت كه شخص الف ،‌كالاي X را به شخص “ب” داده ، در مقابل كالاي Y را دريافت كرده است . براي تحقق يك معامله شرايط زير لازم است :

 

-             وجود حداقل دو كالاي با ارزش .

-             شرايطي كه روي آن توافق به عمل آيد .

-             زمان توافق

-             مكان توافق

 

بازاريابي چيست ؟

 

            چنانچه كل بازاريابي را به يک كوه يخي تشبيه كنيم ،  فروش ، بخش كوچكي است كه در رأس آن قرار دارد و قسمت اعظم ـ  شايد بيش از 90 درصد آن ـ در زير آب مخفي مي باشد . فروش فقط جزئي از عمليات بازاريابي است . اگر مدير بازار ، نيازهاي مشتريان را بدرستي تشخيص دهد و بر اساس آنها، كالا را طراحي و توليد كند و همراه با آن قيمت گذاري و بسته بندي مناسب كالا را انجام دهد ، و نيز در اجراي برنامه هاي توسعه فروش و توزيع كالا موفق باشد ، فروش ، كار ساده اي خواهد بود و كالا براحتي بفروش خواهد رسيد .        

                                                                                                                                                دراغلب بازارهاي جهان ـ  چه در سطح ملي و چه بين المللي ـ  كالاهايي وجود دارد كه به كالاهاي داغ معروفند . اين كالاها بازارهاي گرمي دارند و به محض رسيدن به بازار ، مشتريان فراواني به دنبال آنهايند . اگر در سوپر ماركتها و يا قفسه ها چيده شده باشند ، زود آنها را بر مي دارند . اگر در انبارها جاي گرفته باشند، آنها را از فروشندگان مي طلبند .

      نمونه چنين كالاهايي در بازار خودمان ـ  علي رغم كمبودها در بسياري از زمينه ها ـ  هم اينك در مورد برخي از كالاها از جمله مواد غذايي بسته بندي شده و محصولات مصرفي سبك ، كاملاً مشهود است .

      در بازارهاي جهاني نيز مي توان از محصولات “سوني”، بازيهاي ويدئو و غيره نام برد . رمز موفقيت اين كالاها اين است كه به درستي طراحي ، توليد ، تبليغ و عرضه شده اند .

       در اين مورد پيتر دراكر (  يكي از متفكرين بنام مديريت كه در بسياري از زمينه هاي مديريت ،‌سخن اساسي را بيان كرده ) ، بر اين باور است كه :  “هدف بازاريابي ، فروش فراوان است . هدف اين است كه مشتري را شناخته و نيازهاي او را ، به طريقي كه كالا يا خدمت ،با نيازهاي او منطبق گردد ، درك نموده ،كالاي خود را بفروش رسانيم ”.

       بايد توجه داشت كه اين نكته بدان معني نيست كه فروش و تبليغات و عمليات توسعه فروش هيچ اهميتي ندارند و مي‏توان از آنها صرفنظر نمود ؛ بلكه برعكس بايد توجه داشت كه آنها جزئي از يك مداخله در بازار است كه به گونه اي پيوسته به هم عمل مي كنند و تأثير لازم يا مورد نظر را در بازار مي‏گذارند .

 

 

ادامه دارد

 

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 7:19 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

  RSS