4 ـ تبعيض :
اعمال تبعيض و نابرابري در محيط اداره و سازمان از ديگر آفات مديريت است . قبلا ياد آور شديم كه عدالت اداري يعني يكسان و برابر ديدن همة افراد در مقابل قانون . هر مدير يا مسئولي تحت هر عنواني اگر از اين حد عبور كند بي چون و چرا تبعيض را روا داشته است . از اينكه اسلام داعية حكومت جهاني دارد بدين جهت است كه از ويژگيهاي خاصي نسبت به مكاتب ديگر برخوردار است و از جملة آن كوبيدن مرزهاي نژادي و رنگ و مليت در بين نوع بشر است . در واقع اگر تشنگان عدالت در جهان به حق و انصاف اسلامي آشنا شوند بي ترديد اسلام را تنها آئين نجات بخش دانسته و به آن روي مي آورند .
تبعيض اداري از نابرابري و تبعيضات اجتماعي نشأت مي گيرد ، اگر در فرهنگ عامه بين فقير و غني و ارباب و گدا و شخص با نفوذ و بي نفوذفرق گذاشته و عملا مسائل طبقاتي دامن زده شود طبيعتا تبعيض در ادارات كه جزئي از مجموعة اجتماع هستند با شدت بيشتري گسترش مي يابد . مع - ذالك در آغاز بايد روح تبعيض گرايي و تبعيض پسندي را از اذهان همة اقشار مردم زدود و پس از آن به اصلاح ادارات و سازمانها پرداخت . در جائيكه تبعيض در رگ و خون مردم جريان دارد و همه در حق هم اعمال مي كنند اصلاح ظاهري و رفرمي دردي را دوا نمي كند .
تبعيض علاوه بر ريشة اجتماعي علت رواني نيز دارد ، تا وقتي انسان در ذهن خود اقشار مردم را طبقه بندي مي كند و براي حقوق هر طبقه مراتبي قائل است و نيز تأمين اهداف مورد نظر را از راههاي غير عادلانه بهتر مي داند قطعاً در مقام عمل همان برداشتهاي ذهني خود را پياده مي كند ( از كوزه همان برون تراود كه در اوست ) .
حكايتي است كه شخص فقيري تصادفاً در مجلسي كنار يكي از بزرگان قرار گرفت همينكه متوجه شد از جا برخاست و در پائين مجلس نشست ، مجدداً او را در كنار آن شخص بزرگ نشاندند ولي باز از جا برخاست و به پائين مجلس آمد . وقتي علت را سؤال كردند گفت : اختيارش در دست خودم نيست .
اين يك حقيقت غير قابل انكاري است كه باورهاي غلط ذهني جايگاه خاصي را براي او در جامعه مشخص كرده است تا باورهاي القاء شده و برداشتهاي قالبي از ذهن او بيرون ريخته نشود هرگز دست از جايگاه اجتماعي خود برنخواهد داشت .
اما اسلام با همة وجود به مبارزه با تبعيض برخاست ، و امامان و پيشوايان دين ما از پيش كسوتان اين حركت بوده اند .
امام موسي بن جعفر ( ع ) به مردي باديه نشين و زشت رو گذشت . به او سلام كرد و مدتي پهلويش نشست و با او صحبت نمود وقتي خواست حركت كند فرمود : چنانچه كاري داشته باشي در انجامش حاضرم همراهان حضرت عرض كردند : پهلوي چنين كسي مي نشينيد و خود را آماده براي انجام كارهايش مي كنيد ؟ حضرت فرمود : « او هم بنده اي از بندگان خداست وقرآن ما را برادر قرار داده و بعنوان همنوع در شهر جمع آورده و هردو داراي يك دين يعني اسلام هستيم.»
ادامه دارد
