تبليغاتX
به انديش - تواضع امام هشتم (ع)
حضرت رسول اکرم(ص):من از فقر امتم بیم ندارم آنچه بر امتم بیمناکم سوء مدیریت است.

منبع : بازتاب

 

يکي از ارزش‌هايي که هميشه و هرگاه از رسول خدا(ص) و علي مرتضي(ع) نقل مي‌شد و دائما روي منبر و تريبون روي آن تکيه مي‌شد، ساده زيستي آن بزرگواران بود. در اين باره آن قدر گفته‌اند و نوشته‌اند و شنيده‌ايم و خوانده‌ايم که بيشتر ما بخشي از تصوير ذهني‌مان نسبت به آن بزرگواران، همان زندگي ساده زيستانه آنان است...



از ساده‌زيستي که بگذريم، به تواضع مي‌رسيم. در اين باره البته کم گفته‌ايم و نوشته‌ايم. تکبر و لوازم و تبعات آن در عرصه انديشه و عمل خارجي جايگاه بس والايي ميان ما دارد. آنان که بالاترند، ارتباطشان با توده‌ها اندک است. دليلش هم اين است که گرفتارند. همه‌اش با بزرگان و ديگران جلسه دارند. براي همين مردم کار، بلکه فداکاري مي‌کنند و اصلا توجه داشته باشيد که: به هر حال همه مساوي‌اند، اما برخي مساوي‌تر.

بدون تأمل از کساني که به همين کشورهاي همسايه رفته‌اند بپرسيد، اين تکبري که ما نمونه اش را در ايران داشتيم و داريم، در کدام يک از اين کشورها مي‌توان سراغ گرفت؟ در کجا اين قدر دست مردم از دامان مسئولان کوتاه است و اتاق‌هاي تودرتو و توقعات فوق تصور و حالت طلبکارانه و زباني پر ادعا که ما چه و چه کرده‌ايم و...

...همه اين روضه‌ها را خواندم که بگويم مع الاسف، تکبر در ايران نهادينه شده است. درست به جاي آن که تواضع نهادينه شود. اين جماعت به جاي اين که راحت جواب مردم را بدهند و به جاي اين که توقعي در احترام نداشته باشند، غالبا طلبکارند. اين اخلاق همان «اخلاق الاشرافي» است که عبيد زاکاني از آن مي‌ناليد.

حالا مدتي است که تواضع دوباره سرلوحه قرار گرفته است. اما آيا در حد شعار مي‌ماند يا به مرحله عمل هم مي‌رسد؟ آيا سازوکاري براي نهادينه کردن تواضع وجود دارد يا نه؟ آيا نظارتي در اين باره وجود دارد يا نه.
اکنون به مناسبت اين ايام عزيز که ايام تولد امام رضا (عليه‌السلام) است، يک روايت در باره تواضع آن حضرت بگويم.

زماني که امام رضا(ع) به عنوان وليعهد در خراسان بود آشکار است که تا چه اندازه موقعيت سياسي داشت. ايشان به عنوان جانشين خليفه وقت شناخته مي‌شدند و طبيعي بود که مردم سخت به آن حضرت احترام مي‌گذاشتند...

اما همين امام بنا به روايتي که ابن شهر آشوب، نويسنده مشهور شيعه در قرن ششم به نقل از يعقوب بن اسحاق نوبختي روايت کرده است به گونه‌اي وارد حمام نيشابور شد که حاضران متوجه نشدند آن حضرت داراي چنان مقامي است. ابن شهر آشوب مي‌نويسد: حضرت رضا «عليه‌السلام» وارد حمام شد. يکي از کساني که حاضر بود ـ و ايشان را نمي‌شناخت ـ از آن حضرت خواست تا دلاکي او را کرده به اصطلاح امروزه کيسه او را بکشد. حضرت درخواست او را پذيرفت و مشغول کار شد. برخي که امام را مي‌شناختند، آن مرد را درباره امام رضا (ع) آگاه کردند و او مشغول عذرخواهي شد. با اين حال امام به او آرامش داده و همچنان به دلاکي او مشغول بود
.

زادروز آن بزرگوار را تبريک عرض مينمايم .

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 15:1 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

  RSS