اكنون احتمال وقوع هرريسك قابل محاسبه است . راه ديگر، نسبت دادن درصد وزني به هريك از ريسك ها است . مشكل اصلي اين روش آن است كه همواره داده هاي تجربي به اندازه كافي در دسترس نيستند تا اين كار به دقت انجام گيرد.
در اين روش معمولا افراد باتجربه اي مبادرت به اين كار مي كنند كه تجارب جامعي ازانواع رويدادها در پروژه هاي مختلف كسب كرده اند. مجموع درصدهاي تخصيصي به رويدادها بايستي 100 باشد.
در مرحله بعد به هرريسك ، يك مقدار نسبت دهيد. اين مقدار مي تواند در صورت نياز برحسب هزينه و يا زمان باشد. به عنوان مثال اگر هدف تعيين زمان اتمام پروژه است ،هر ايده اي در مورد مدت زمان فعاليتها مي تواند يك سناريو ريسك محسوب شود.
در اين مرحله مي توان مقدار حقيقي ريسك را با محاسبه حاصلضرب مقاديرتخصيص داده شده به ريسك و احتمال وقوع آن به دست آورد و باتوجه به نتايج حاصل ،مي توان نسبت به انجام عملي يا به تعويق انداختن آن تصميم گيري كرد.
مرحله نهايي ، نحوه مقابله با ريسك هايي است كه شما بايد انجام دهيد. يعني حذف ريسك هاي ممكن ، كاهش اثرات ريسك ها، ياانتقال ريسك به افراد ديگر. تمام اين فعاليتها بدان معني است كه از بهترين روش استفاده كنيم .
رهيافت ديگر نسبت به تحليل كمي ريسك استفاده از شبيه سازي مونت كارلو است كه زمانبندي ريسك فعاليتها نمونه اي از آن است . در زمانبندي روش مسير بحراني استاندارد |"CPM"منطق و برآوردها، مدت زمان انجام فعاليتها را نشان مي دهند. بنابراين مديران پروژه باتجربه مي دانند كه فعاليتها باتوجه به فاكتورهاي قابل كنترل و يا غيرقابل كنترل واقعا چقدر طول خواهد كشيد. تحليل ريسك زمانبندي ، اقدام به شبيه سازي "صديا هزار بار" زمانبندي مي كند. هر مرحله داراي يك نمونهCPM است كه بااستفاده از مدت زمانهاي توزيع احتمالي مبتني بر برآوردهاي خوشبينانه ، بدبينانه و محتمل هر فعاليت به دست مي آيد. توزيع تاريخهاي تكميل محتمل ، دستيابي به تاريخ CPM احتمالي را برآوردمي كند و ميزان مورد نياز در زمانبندي و اينكه كدام فعاليتها در پروژه داراي بيشترين ريسك هستند را نشان مي دهد.
نگهداري مجموعه ريسك
بعد از انجام مراحل مديريت ريسك ، مي توانيد فرآيندهاي نگهداري مجموعه ريسك را آغاز كنيد. براي اين كار بازنگري دوره اي ريسك را آغاز كنيد كه مبتني بر پيچيدگي ومدت پروژه و وقوع تغييرات پروژه است .
آغاز اجراي اين كار ممكن است بيهوده و هزينه زا به نظر بيايد. ولي چنانچه يكبار اين كار را انجام دهيد و ريسك ها را شناسايي و به صورت كمي آنها را كنترل كنيد، در آن صورت به ارزش مديريت ريسك پي خواهيد برد. بنابراين در مرحله نخست اقدام به شناسايي ريسك هاي پروژه در بالاترين سطح WBS كنيد و از اينكه راه به سطوح پايين ترمي يابيد نگران نباشيد. بعد از چندبار انجام اين كار، مسئله خيلي واضح تر خواهد شد.
ما در دنياي مخاطرات "ريسك " زندگي مي كنيم . بايد ريسك ها را تحليل كنيم ، اگر باآنها برخورد داريم بايد آنها را شناسايي و در مجموع تمام ريسك ها و عوايد آنها را بايدارزيابي كنيم . منافع حاصل از مديريت ريسك ممكن است تا غلبه پروژه بر آن ملموس نباشد، ولي به خاطر داشته باشيد كه كسي كه از برنامه ريزي اجتناب كند به طور حتم برنامه شكست پروژه خود را طرح ريزي كرده است .
