مترجم:نوذر نکوییان
رهبري مسئوليتي است كه بايد بهطور مداوم اعمال شود. از تمام لحظات بايد خردمندانه استفاده شود و اين كار سادهاي نيست. رهبري بهدليل اينكه با پيچيدگيها و رفتارهاي غيرمعمول افراد سروكار دارد بهسادگي قابل تعريف نيست. بههمين دليل تقريباً هنوز بااطمينان نميتوان عواملي علي موفقيت رهبري در يك زمان و مكان خاص را تعيين كرد. علت اين است كه شرايط واقعي زندگي پيوسته در حال تغيير و عوامل و متغيرهاي زيادي بهطور همزمان اثرگذارند.
رهبري و مديريت اغلب يكسان انگاشته ميشوند اما ميان آنها تفاوت مهمي وجود دارد. رهبري فرآيندي گستردهتر و جامعتر از مديريت است. مديريت نوعي رهبري است كه در آن دستيابي به اهداف سازماني داراي اهميت بيشتري است. تفاوت اساسي ميان اين دو مفهوم منبعث از كلمه <سازمان> است. هر زمان كه شما سعي ميكنيد رفتار شخص يا گروهي را، صرفنظر از دليل آن، تحت تاثير قرار دهيد، رهبري صورت ميگيرد. اين كار ممكن است بهخاطر اهداف خود يا اهداف ديگران صورت پذيرد و ممكن است با اهداف سازماني سازگاري داشته يا نداشته باشد.
رهبري اثربخش و پويا مستلزم داشتن سه نوع مهارت است:
مهارت تشخيص: يعني توانايي شناخت شرايطي كه تلاش ميكنيد آنرا تحت تاثير قرار دهيد;
مهارت تطبيق: يعني توانايي تطبيق رفتار و منابع براي رويارويي با رويدادهاي پيشبيني نشده;
مهارت برقراري ارتباط: يعني توانايي برقراري ارتباط بهگونهاي كه افراد بتوانند بهسهولت درك كنند و بپذيرند.
عناصر رهبري اثربخش
سرپرستان بايد با جديدترين اطلاعات و دانش مربوط به انگيزش و رهبري آشنا باشند. و حداكثر روشهايي را بهكار بندند كه با وضعيت و شرايط ايفاي مسئوليت بهعنوان سرپرست، بهترين انطباق را داشته باشد.
مهمترين اين روشها بهقرار زير است:
الف - برمهمترين قسمتهاي شغلي خود تمركز كنيد: شما در مقابل نيروها و رويدادهاي خارج از كنترل مانند خرابيهاي غيرمنتظره وسايل و ابزار، مسائل كارگري، مقررات دولتي و موارد مشابه چگونه واكنش نشان ميدهيد. اگرچه توجه به اين مسائل ضروري است، اما مديريت موفقيتآميز آنها است كه موجب اعتبار شما خواهد شد.
مهمترين قسمت شغل شما شامل كارهايي است كه بهعنوان سرپرست بايد انجام دهيد. اين كارها عبارتند از استفاده از فرصتها پشت سرگذاردن رقبا، افزايش ايمني، ارتقاء كيفيت محصول و كاهش هزينهها كه سازمان شما را اثربخشتر و كارآتر ميكند. صرفنظر از نوع كار، اين تلاش شما را از ساير سرپرستان متمايز و بهعنوان يك رهبر واقعي تثبيت ميكند.
ب - براي خودتان استانداردهاي بالا تعيين كنيد: اگر شما باانرژي و عزمتان براي دستيافتن به اهداف الگوي خوبي باشيد، موجب ميشويد تا سازمان براي تطبيقدادن خود يا شما تلاش كند. تنها طريق انتظار استانداردهاي بالاي عملكرد از زيردستان، تعيين استانداردهاي بالاتر براي خود است.
ج - اطمينان حاصل كنيد كه نيازهاي كاركنان تامين ميشوند: پايينترين نيازهاي كاركنان، غذا، لباس و مسكن هستند. نيازهاي بالاتر عبارتند از قدرداني، امنيت، احساس تعلق و خوديابي. بسياري از افراد ميتوانند با كاركردن در هر جايي يا حتي كارنكردن پايينترين نيازهاي خود را تامين كنند. بنابراين، تمايل آنها به ماندن و جدي كاركردن به ميزاني كه نيازشان به قدرداني، احساس تعلق و احساس مفيدبودن تامين ميگردد، بستگي دارد.
شما بايد بدانيد كه بعضي اوقات نيازهاي كاركنان و سازمان باهم تعارض دارند. علاوه بر اين، تمام نيازهاي روحي و رواني را نميتوان با كار برآورده كرد. شما بايد نيازهاي سازگار را مشخص و از تامين آن حداكثر استفاده را بهعمل آوريد (مثلاً در ايمني). وقتي زمينههاي تعارض را مشخص كرديد ميتوانيد با آنها مقابله كنيد تا كاركنان موقعيت خود را بدانند (مثلاً در غيبت).
د - كاركنان قوي و كارآ پرورش دهيد: اگر ميخواهيد كاركنان احساس كنند كه رشد يافته و دانش و اطلاعات خود را افزايش ميدهند، بايد پروژههاي پرچالش به آنها واگذار كند، چون باانجام موفقيتآميز اين پروژهها، اعتماد بهنفس و حس مشاركت آنان تقويت ميگردد. سرپرستاني كه كاركنان را پرورش ميدهند نه فقط يك گروه قوي كاري در اختيار خواهند داشت بلكه براي خود نيز وقت اضافي بهدست ميآورند و بهرهورتر كار خواهند كرد.
ه' - سبك سرپرستي خود را كامل كنيد: اگر تلاش ميكنيد كه با سبك ويژه سرپرستي خود شناخته شويد، سه نكته را مدنظر داشته باشيد:
1 - شخصيت خود را مطالعه و فنوني از سرپرستي را بهكار ببنديد كه بهترين تناسب را با شما دارد;
2 - هر ويژگي شخصيتي را كه با اهداف شغل شما يا فلسفه سازمان (شركت) تعارض دارد تغيير يا اصلاح كنيد;
3 - از تقليد سبكهاي سرپرستي ديگران بپرهيزيد در غيراينصورت رفتار و كار شما قانعكننده نخواهد بود و صادق نيز بهنظر نخواهيد رسيد.
