تبليغاتX
به انديش
حضرت رسول اکرم(ص):من از فقر امتم بیم ندارم آنچه بر امتم بیمناکم سوء مدیریت است.

 

خدايا!

 چگونه می توانم روی به سوی تو بياورم وزبان به حمدوثنايت بگشايم درحالی که خودازکرده خويش آگاهم .

چگونه می توانم دوستدار توباشم درحالی که برعهد وپيمانی که باتو بسته ام وفادارنبوده ام.

چگونه می توانم طلب عفو وبخشش کنم درحالی هنوزشعله های عصيان دردرونم فروزان است.

بارالها!

چگونه می توانم روی به توبه آورم درحالی که اسيرهواهای نفسانی خويشم.

پروردگارا!

توازعلاقه ی من نسبت به خودت آگاهی ومی دانی که چقدرمشتاق رسيدن به توام ولی هروقت که تصميم گرفتم که به سوی توبيايم گناه به سراغم آمدومرا ازتو دورساخت.

هميشه آرزويم اين بوده است که حتی برای يک روزکه شده آنچه باشم که تو می خواهی وآنچه کنم که تو می پسندی ولی افسوس اين نفس سرکش تا کنون مجال برآورده شدن این آرزورابه من نداده است.

بارالها!

 می ترسم، ازخويش وازاين سرنوشتی که درانتظارمن است می ترسم.

ازاين بيابان وشوره زاری که درپيش روی من است می ترسم.می ترسم که مرگ به سراغم بيايد و آرزوی رسيدن به تورا ، اين باراو از من بستاند.

پس ای پروردگاربی همتا  به لطف وکرم خويش مراازمرداب رهايی ده وتوانی ده خويشتن را از هرچه بدی است پاک کنم.

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:30 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

خدايا!

شرمنده ام اززيادی گناهاني که انجام داده ام ،شرمنده ام.

 

پروردگارا!

از قدر نشناسی خودم ، ازاين که هرروز باعث ناراحتی تو می شوم شرمسارم.

 

ای خدای بزرگ !

 چه بگويم ازکدامين گناهم نزد توطلب عفوکنم.

 

خدايا !

به کدامين گناه اشک شرم ازديده جاری سازم.

هروقت که خواستم زبان به حمد وثنايت بگشايم، اشک در ديدگانم جمع شد وبغض شرم وپشيمانی ازگناهان، ديگرمجال سخن گفتنم نداد.

 

بارالها !

مرا ازاين منجلابی که درآن گرفتارشده ام نجاتم ده.

به اين پرنده ي اسير، پروبالی ده تا خودش راازاين قفس رهايی بخشد وطعم آزادی ورهايی را تجربه کند .

 

خدايا!

 مرا فرصتی ده تاپاک بودن راتجربه کنم وبتوانم حتی برای يک لحظه آنچه باشم که تومی خواهي.

 

آمین

 

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:35 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

خدایا !

 

از تو میخواهم به حق رحمت وسیعت ، و به نیروی فراگیرت

که همه چیز در برابر آن خاضع است

و همه کس در برابرش کوچک است

 

به جبروتت که بر همه چیز چیره است

و به عزتت که هیچ کس را در برابرش یارای ایستادن نیست

 

به عظمت و بزرگیت که همه جارا پر کرده است

و به تسلط تو که بر همه کس برتری یافته

 

و به ذات پاکت که پس از نابودی عالم ، باقی خواهد ماند

و به علم و دانشت که بر همه چیز احاطه دارد

 

و به نور ذاتت که همه چیز در پرتو آن روشن شده  . . . نور حقیقی

 

ای منزه از هر عیب

ای تو ، موجود قبل از همه موجودات

ای پایان نیافتنی

 

بیامرز آن گناهانی را که موجب از بین رفتن نعمتها میشوند

گناهانی که گرفتاریها را باخود می آورند

گناهانی که مانع اجابت دعاهایم میشوند

گناهانی که موجب نزول بلا میشوند

 

بیامرز هر گناهی که کرده ام و ببخش هر خطایی که از من سرزده است.

 

آمین یارب العالمین

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:34 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

خدايا!
اي كه زبان صبح را به نطقي تابناك گشودي
و تكه هاي تاريكي شب را از هم پراكندي!
اي كه خورشيد را با پرتوهاي نوراني اش به درخشيدن واداشتي
و هستي را با نظمي مشخص آفريدي و استوار كردي!
اي كه به آنچه در دل ما مي گذرد نزديكي
و از پيچش چشم تن ما دوري گزيدي!
اي كه ما را در گهواره امنيت و آسايش خواباندي
و براي دريافت بخشش و احسان خود بيدارمان كردي!
به راهنماي خلق، فرستاده برگزيده ات، درود فرست ،

ما را ببخش و بیامرز

 

آمین یا رب العالمین

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:30 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

خداوندا ! دلم را که هواي مؤانست با تو دارد، دچار وادي وحشت مکن، اين سري که سوداي همدلي با تو دارد، بر بالين هراس مپسند.

خدايا! حساب مرا در کتاب آنان که به پرستش غير تو تن دادند، نياور، مردمي که فقط به زبان، ايمان آوردند تا جان خويش را برهانند و به آمال خويش دست يابند.

من نه فقط به زبان که هم با دل خويش به تو مومن شدم تا در آغوش عفو خودت پناهم دهي،

و دستم را به ميوه آرزوهایم برساني و اميد به خودت را در سينه ام تثبيت کني

و دلم را پس از هدايت از لغزش و کژي مصون بداري و از چشمه رحمت خودت سيرابمان کني که تو بخشنده اي ، بي نظيري!

یارب !

به عزتت سوگند که اگر مرا براني هم، از درگاهت نمي روم و از زمزمه الهامات قلبي ام در شناخت کرامتت دست نمي کشم و پا از وادي بي منتهاي رحمتت بيرون نمي گذارم.

ای بخشنده بزرگوار!

بنده به کجا مي تواند بگريزد جز دامان مولاي خود؟

مخلوق به کجا مي تواند پناه برد جز آغوش آفريننده خود؟

خدايا!

حتي اگر به بندم کشي و روي لطف از من بپوشي و درعيان کردن بدي هاي من در نظر خلايق بکوشي، حتي اگر مرا به آتش دراندازي و ميان من و خوبان درگاهت، فاصله اندازي، محال است که دست اميد از ضريح لطف تو بردارم و روي آرزو از آستان مهر تو بگردانم.

 

 . . . و محال است که محبتت را از دلم برانم و نعمتهايت را به بوته نسيان بسپارم و پرده پوشيت را در اين دنيا از ياد ببرم

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:36 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

خدايا!
اي كه زبان صبح را به نطقي تابناك گشودي
و تكه هاي تاريكي شب را از هم پراكندي!
اي كه خورشيد را با پرتوهاي نوراني اش به درخشيدن واداشتي
و هستي را با نظمي مشخص آفريدي و استوار كردي!
اي كه به آنچه در دل ما مي گذرد نزديكي
و از پيچش چشم تن ما دوري گزيدي!
اي كه ما را در گهواره امنيت و آسايش خواباندي
و براي دريافت بخشش و احسان خود بيدارمان كردي!
به راهنماي خلق، فرستاده برگزيده ات، درود فرست ،

ما را ببخش و بیامرز

 

آمین یا رب العالمین

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:32 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

خداي من!

تو مؤمن به خويش را، معتقد به خويش را، باورمند خويش را عذاب مي كني؟!

تو بر تشنه ي اميدوار به رحمتت، چشمه ي عفو خويش را تحريم مي كني؟!

تو پناهنده ي به قله ي عفوت را به زير مي افكني؟!

نه، نه، نه اين از حضور جاودان عفو تو دور است.

به يأس افكندن، محروم كردن، به خذلان كشيدن با كرم تو منافيست.

خدايا!

تو چهره اي را كه بر خاك عظمتت سائيده است سياه مي كني؟

زباني را كه به ثناء و مجد و جلال تو گويا شده است فرو مي بندي؟

دلي را كه با مهر تو عجين شده است مهر مي زني؟

خداي من!

تو دستهايي را كه با هزاران اميد به سويت برخاسته است به زنجير مي كشي؟!

تو بدنهايي را كه بر قله ي عبادت تو صعود كرده است عذاب مي كني؟

خدايا!

بر پرستندگانت درهاي رحمتت را مبند و حجاب رخسار زيبايت را بر مشتاقانت مپسند!

خدايا!

جاني كه به توحيد تو عزت يافته است چگونه خواريش را در هجرانت تحمل مي كني؟

دلي را كه در آتش عشقت سوخته است چگونه در آتش عذابت مي سوزاني؟

خداي من!

تو پناهم ده! تو دريابم! تو در كنارم گير!

اي از خطايا در گذرنده! اي قهار مهر آكنده! ملجأ هر پناهنده!

مأمن هر گريزنده! مشتاق هر شتابنده!

اي  گناهان را بخشنده و عيوب را پوشنده !

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:31 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

خدايا به خاطر اين كه هرگز تنهايم نمي گذاري از تو سپاسگزارم .

به خاطر اين كه هر گاه در جاده زندگي قدم هايم اندكي از راه راست سست مي شود تو با تلنگري به راهم مي آوري از تو سپاسگزارم

خدايا! به خاطر اينکه كه هر زمان كه تو را از ياد برده و حضورت را در كنارم فراموش كرده ام با نازل كردن بلايي كوچك مرا متوجه خود ساخته اي تا به ياد آورم كه در برابر اراده بي انتهايت هيچ چيز تاب ايستادگي ندارد ، ممنونم.

 

خدايا! از اين كه مي بينم بزرگي چون تو، همواره مرا زير نظر دارد و هرگز فراموشم نمي كند سخت به خود مي بالم .

خدايا! با اين كه گناه كرده ام، ناسپاسي نموده ام، حتي گاهي از رحمت بي كرانت نااميد شده ام و بنده خوبي برايت نبوده ام اما تو اي مهربان هر زمان كه درمانده از همه چيز و همه كس شده ام باز هم با آغوش باز پذيرايم بوده اي و در نهايت بزرگواري  حمايتم كرده اي.

 

به راستي اي پروردگار زيبا و مهربان در برابر اين همه لطف و بخشندگي تو  چه مي توانم بگويم؟

اين همه سخاوت و كرم را چگونه پاسخ گو باشم؟

 

خدايا! تعداد دفعاتي كه در نهايت ناباوري و بهت همگان از راه هاي عجيب و خارق العاده ات در سخت ترين و غيرممكن ترين شرايط ياورم بوده اي از حساب بيرون است .

 

تو خود نيك مي داني كه بنده ات جز چيزهايي كه تو به او بخشيده اي در  چنته چيزي ندارد،

پس تمنا دارم در يافتن راه درست زندگي و به دست آوردن شادماني عشق، آرامش و سعادت حقيقي ياريم كني  چرا كه بدون تو هيچ ندارم و با تو از همگان بي نيازم .

خداي من ! مي دانم كه با اين همه تو باز هم مرا دوست داري و هميشه و در هر لحظه مواظبم هستي زيرا اين حديث قدسي ات همواره در ذهنم طنين مي افكند:

 

" اگر آنان كه از من روي برتافتند؛ مي دانستند كه چقدر مشتاق ديدارشان هستم، هر آيينه از شوق جان مي سپردند."

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:34 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

خدايا!

شرمنده ام اززيادی گناهاني که انجام داده ام ،شرمنده ام.

 

پروردگارا!

از قدر نشناسی خودم ، ازاين که هرروز باعث ناراحتی تو می شوم شرمسارم.

 

ای خدای بزرگ !

 چه بگويم ازکدامين گناهم نزد توطلب عفوکنم.

 

خدايا !

به کدامين گناه اشک شرم ازديده جاری سازم.

هروقت که خواستم زبان به حمد وثنايت بگشايم، اشک در ديدگانم جمع شد وبغض شرم وپشيمانی ازگناهان، ديگرمجال سخن گفتنم نداد.

 

بارالها !

مرا ازاين منجلابی که درآن گرفتارشده ام نجاتم ده.

به اين پرنده ي اسير، پروبالی ده تا خودش راازاين قفس رهايی بخشد وطعم آزادی ورهايی را تجربه کند .

 

خدايا!

 مرا فرصتی ده تاپاک بودن راتجربه کنم وبتوانم حتی برای يک لحظه آنچه باشم که تومی خواهي.

 

آمین

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:33 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

خدايا!

 چگونه می توانم روی به سوی تو بياورم وزبان به حمدوثنايت بگشايم درحالی که خودازکرده خويش آگاهم .

چگونه می توانم دوستدار توباشم درحالی که برعهد وپيمانی که باتو بسته ام وفادارنبوده ام.

چگونه می توانم طلب عفو وبخشش کنم درحالی هنوزشعله های عصيان دردرونم فروزان است.

بارالها!

چگونه می توانم روی به توبه آورم درحالی که اسيرهواهای نفسانی خويشم.

پروردگارا!

توازعلاقه ی من نسبت به خودت آگاهی ومی دانی که چقدرمشتاق رسيدن به توام ولی هروقت که تصميم گرفتم که به سوی توبيايم گناه به سراغم آمدومرا ازتو دورساخت.

هميشه آرزويم اين بوده است که حتی برای يک روزکه شده آنچه باشم که تو می خواهی وآنچه کنم که تو می پسندی ولی افسوس اين نفس سرکش تا کنون مجال برآورده شدن این آرزورابه من نداده است.

بارالها!

 می ترسم، ازخويش وازاين سرنوشتی که درانتظارمن است می ترسم.

ازاين بيابان وشوره زاری که درپيش روی من است می ترسم.می ترسم که مرگ به سراغم بيايد و آرزوی رسيدن به تورا ، اين باراو از من بستاند.

پس ای پروردگاربی همتا  به لطف وکرم خويش مراازمرداب رهايی ده وتوانی ده خويشتن را از هرچه بدی است پاک کنم.

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:31 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

خدایا !

 

از تو میخواهم به حق رحمت وسیعت ، و به نیروی فراگیرت

که همه چیز در برابر آن خاضع است

و همه کس در برابرش کوچک است

 

به جبروتت که بر همه چیز چیره است

و به عزتت که هیچ کس را در برابرش یارای ایستادن نیست

 

به عظمت و بزرگیت که همه جارا پر کرده است

و به تسلط تو که بر همه کس برتری یافته

 

و به ذات پاکت که پس از نابودی عالم ، باقی خواهد ماند

و به علم و دانشت که بر همه چیز احاطه دارد

 

و به نور ذاتت که همه چیز در پرتو آن روشن شده  . . . نور حقیقی

 

ای منزه از هر عیب

ای تو ، موجود قبل از همه موجودات

ای پایان نیافتنی

 

بیامرز آن گناهانی را که موجب از بین رفتن نعمتها میشوند

گناهانی که گرفتاریها را باخود می آورند

گناهانی که مانع اجابت دعاهایم میشوند

گناهانی که موجب نزول بلا میشوند

 

بیامرز هر گناهی که کرده ام و ببخش هر خطایی که از من سرزده است.

 

آمین یارب العالمین

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:35 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

ای خدای بزرگ!

 آن قدر به ما تقوا و عظمت روح عطا کن که همه ی وجود خود را با عشق و رغبت قربانی حق کنيم .

پروردگارا !

 آن چنان تار و پود وجود ما را به عشق خود عجين کن که در وجودت محو شويم.

بارالها !

 ما را از گرداب خودخواهی و از گردباد هوا و هوس نجات ده و به ما قدرت ايثار عطا کن .

ای بخشنده مهربان !

در اين لحظات سخت امتحان، نور ايمان را بر قلب ما بتابان و ما را از لغزش نگاه دار.

خداوندا !

ما را قدرت ده که طاغوت خود پرستی را به زير پا افکنيم و حق و حقيقت را فدای منافع خود نکنيم

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 8:11 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

خداوندا!
حتي اگر هزار سال عذابم كني،
اميدم را به تو از دست نخواهم داد.
خدايا!
هنگام نياز، وقتي كه هيچ كس نمي تواند كمكم كند،
طعم عفو و بخشش خود را به من بچشان.
خدايا!
اگر تو نيكوكاران را ببخشي،
چه كسي گناهكاران را خواهد بخشيد؟
خدايا!
مردم، چه آنها كه عاشقانه بيدارند و با تو راز و نياز مي كنند
و چه آنها كه به خواب رفته اند،
همه به بخشش و مهرباني هاي تو دل بسته اند.
خدايا!
تو از حال و روزم خبر داري
و راز و نيازهاي پنهاني ام را مي شنوي
خدايا!
اميدم را قطع
و دلم را تاريك نكن
كه به بخشش تو دل بسته ام.
خدايا!
بر محمد و خاندانش درود فرست
و بخشش و مهرباني ات را بر تمام زندگي مان بگستران.

 

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:33 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 



خدايا!
بعد از اين كه به يگانگي تو گواهي داده ام
و بعد از اين كه دلم به معرفت تو روشن
و زبانم با ذكر تو گويا شده است
بعد از اين كه دلم با عشق تو پيوند خورده است
و من صادقانه در پيشگاه تو فروتني مي كنم،
خدايا! مي شود بعد از همه اينها
مرا در آتش عذاب خود بسوزاني؟
خدواندا!
اگر بخواهي مرا با دشمنانت هم نشين كني
و در آتش عذابت بسوزاني،
گيرم كه عذاب تو را تاب بياورم،
چگونه بر دوري تو صبر كنم؟
يا گيرم تحمل گرماي آتش تو را داشته باشم،
چه طور از نظر بر بزرگواري ات چشم بپوشم؟
يا چگونه ممكن است در حالي كه به عفو تو اميدوارم،
در آتش بمانم؟

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:32 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 


خدايا!
دروازه هاي صبح را
با كليد مهرباني خود
به رويمان باز كن.
هر چه هست ، همه تويي!
خداوندا!
مهرباني ات همه چيز را فرا گرفته
و قدرتت بر همه چيز چيره شده است.
خدايا!
نام هايت در وجود همه موجودات ريشه دوانده
و علمت همه چيز را در بر گرفته است.
خدايا!
من با ياد تو، به تو نزديك مي شوم
و خودت را پيش تو، واسطه مي كنم
و به بخششت از تو مي خواهم
كه مرا به خود نزديك كني
و توان سپاسگزاري از خودت را به من بدهي
و ذكر خود را به من الهام كني.
ای بخشنده ترین بخشندگان

به امید عفو و مهربانی تو آمده ام ،

این دستان تهی را ، پس نزن

 آمین یا رب العالمین

 

 

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:33 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

خدايا!
اي كه زبان صبح را به نطقي تابناك گشودي
و تكه هاي تاريكي شب را از هم پراكندي!
اي كه خورشيد را با پرتوهاي نوراني اش به درخشيدن واداشتي
و هستي را با نظمي مشخص آفريدي و استوار كردي!
اي كه به آنچه در دل ما مي گذرد نزديكي
و از پيچش چشم تن ما دوري گزيدي!
اي كه ما را در گهواره امنيت و آسايش خواباندي
و براي دريافت بخشش و احسان خود بيدارمان كردي!
به راهنماي خلق، فرستاده برگزيده ات، درود فرست ،

ما را ببخش و بیامرز

 

آمین یا رب العالمین

 

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:33 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

خداي من!

تو مؤمن به خويش را، معتقد به خويش را، باورمند خويش را عذاب مي كني؟!

تو بر تشنه ي اميدوار به رحمتت، چشمه ي عفو خويش را تحريم مي كني؟!

تو پناهنده ي به قله ي عفوت را به زير مي افكني؟!

نه، نه، نه اين از حضور جاودان عفو تو دور است.

به يأس افكندن، محروم كردن، به خذلان كشيدن با كرم تو منافيست.

خدايا!

تو چهره اي را كه بر خاك عظمتت سائيده است سياه مي كني؟

زباني را كه به ثناء و مجد و جلال تو گويا شده است فرو مي بندي؟

دلي را كه با مهر تو عجين شده است مهر مي زني؟

خداي من!

تو دستهايي را كه با هزاران اميد به سويت برخاسته است به زنجير مي كشي؟!

تو بدنهايي را كه بر قله ي عبادت تو صعود كرده است عذاب مي كني؟

خدايا!

بر پرستندگانت درهاي رحمتت را مبند و حجاب رخسار زيبايت را بر مشتاقانت مپسند!

خدايا!

جاني كه به توحيد تو عزت يافته است چگونه خواريش را در هجرانت تحمل مي كني؟

دلي را كه در آتش عشقت سوخته است چگونه در آتش عذابت مي سوزاني؟

خداي من!

تو پناهم ده! تو دريابم! تو در كنارم گير!

اي از خطايا در گذرنده! اي قهار مهر آكنده! ملجأ هر پناهنده!

مأمن هر گريزنده! مشتاق هر شتابنده!

اي  گناهان را بخشنده و عيوب را پوشنده !

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 6:30 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

شخصي خدمت حضرت امام صادق (ع) رسيد و عرض كرد: براي ماه رجب به من دعايي ياد بدهيد كه خداوند متعال مرا به آن نفع ببخشد. حضرت فرمودند: اين دعا را هر روز از ماه رجب بعد از نمازهاي يوميه بخوان:

 

اي كسي كه در هر امر خيري به تو اميد دارم

و در امان هستم از هر نوع شر و بدي ناشي از خشم و غضب تو

اي آن كه در مقابل اعمال اندك و ناچيز ما، پاداش بسيار عطا مي نمايي

اي كسي كه به هر نيازمند و حاجت مندي عطا مي كني

اي كه عطا مي كني به كسي كه تو را نمي خواند و از تو چيزي نمي خواهد و تو را نمي شناسد كه صاحب مهر و عطوفت و رحمت هستي

عطا كن به من در مقابل خواهش و خواسته ام همه خير دنيا و همه خير آخرت را

و دور كن از من بنا برخواسته و خواهشم جميع شر و بدي دنيا و شر و بدي آخرت را، زيرا هر چقدر تو عطا كني (از خزانه فضل و كرمت) كم نمي شود

و بيفزا براي من از فضل و بخشش

اي صاحب جاه و جلال و اكرام

اي صاحب نعمتها و جود و بخشش

اي كسي كه بر ما منت مي گذاري و (حاجات ما را برآورده مي سازي) و اي بلند مرتبه سخاوتمند، آتش جهنم را بر موي سفيد من حرام گردان

 

آمین یارب العالمین

تهیه وتائید این مطلب توسط به انديش در ساعت 22:39 | آموزش حرفه اي مديريت به روش غير حرفه اي  | 

 

خداوندا !

من همان بنده خردسالى هستم كه پروريدى

و همان نادانى هستم كه دانايش كردى

و همان گمراهى هستم كه راهنماييش كردى

و همان پستى هستم كه بلندش كردى

و همان ترسانى هستم كه امانش دادى

 گرسنه اى كه سيرش كردى و تشنه اى كه سيرابش كردى

و ندارى هستم كه دارايش كردى و ناتوانى هستم كه نيرومندش كردى

و خوارى هستم كه عزيزش كردى

و دردمندى هستم كه درمانش كردى و گدايي هستم كه عطايش كردى

و گنهكارى هستم كه گناهانش را پوشاندى و خطاكارى هستم كه از او گذشتى

و اندكى هستم كه بسيارش كردى و بي کسي هستم كه ياريش كردى

و آواره اى هستم كه جا و مأوايش دادى

منم پروردگارا،  آن كسى كه در خلوت از تو شرم نكردم و در آشكارا هم رعايت تو را نكردم

منم صاحب مصيبتها و ماجراهاى بزرگ ، منم كسى كه بر سرور خود جسارت كرده

منم كسى كه نافرمانى خالق کهکشانها را كرده

منم كسى كه براى نافرمانيهاى بزرگى كه كرده ام رشوه داده ام

منم آن كسى كه هرگاه نويد گناهى رابه من مى دادند بسويش شتابان مى رفتم

منم كه مهلتم دادى ولى من به خود نيامدم و بر من پوشاندى ولى شرم نكردم

و نافرمانيها كردم و از حدّ گذراندم