مروري بر تحقيقات
يكي از نخستين تحقيقات در مورد اوقات فراغت، به هواداري از زمان فراغت كارگران در اروپا، توسط پل لافارك كه سوسياليستي مبارز بود، نوشته شد. نام اين رساله حق تنبل بودن بود.
يكي ديگر ازنخستين تحقيقات در مورد اوقات فراغت در اروپا را تورستن وبلن با عنوان تئوري فراغت انجام داد. وي افرادي ازطبقة سرمايهداررامورد مطالعه قرار داد كه نوع خاصي از فراغت را،كه بيشتر به بيكاري شباهت داشت تجربه ميكردند. بيكاراني كه ثروت سرشاري داشتند و براي بدست آوردن جايگاه اجتماعي در مصرف زيادهروي ميكردند.
اما فقط در سالهاي 1920 و 1930 بود كه در اروپا و آمريكا جامعهشناسان نخستين پژوهشهاي تجربي درباره فراغت را انجام دادند. تعيين قانون 8 ساعت كار در روز، به اميدها و نگرانيهاي اصلاح طلبان دامن زد. اينان در انديشه بودند كه آيين وقت آزاد و اضافي مصرف خودسازي ميشود يا بيهوده تلف خواهد گشت.
در سال 1924 دفتر بينالمللي كار نخستين كنفرانس بينالمللي را دربارة آزاد كارگران برپا كرد. 300 نماينده از سوي 18 كشور در اين كنفرانس شركت كردند. اعتقاد عموم شركتكنندگان بر اين بود كه هر چه زمان كار كمتر شود، بايد به فعاليتهاي اوقات فراغت نظم بيشتري داده شود.
چندي بعد، در ايالات متحده، طرحهاي پژوهشي در اين مورد به جريان افتاد كه معروفترين آنها طرحي بود كه «رابرت و هلن ليند در فاصلة سالهاي 29-37 در مورد فعاليتهاي اوقات فراغت در گذشته و حال به انجام رساندند.
در سال 1934، ژرژ، ا.لوندبرگ در مطالعهاي كه از آن به بعد به صورت اثري كلاسيك درآمد، اظهار نمود فراغت نقطة تعامل فعاليتهايي است كه به طور كلي وسيلهاي براي رسيدن به هدفهاي ديگرند. فراغت به خودي خود هدف محسوب نميشود.
بعد از جنگ جهاني دوم، جامعهشناسي اوقات فراغت ابعاد وسيعتري يافت. به نحوي كه بر شمردن تكتك پژوهشهايي كه در اين باب انجام شده، امكانپذير نيست. اما از جمله پژوهشهاي برجسته ميتوان به كتاب «جماعت تنها اثر ديويد رايزمن كه در سال 1950 منتشر شد و نيز كتاب «فراغت در شهر» نوشتة «ژوفر دومازيه» كه در سال 1966 منتشر شد اشاره نمود.
ژوفر دومازيه در بررسي پژوهشهاي قبلي مربوط به اوقات فراغت به اين نتيجه رسيده است كه در بيشتر تحقيقات، اوقات فراغت به عنوان عامل تعيين شونده مطالعه شده است تا عامل تعيينكننده.
به عبارت ديگر، تأثير عوامل مختلف چگونگي گذران اوقات فراغت طبقه يا گروه خاصي بررسي شده است، اما تأثير روزافزون فراغت بر كار و روابط اجتماعي، ساخت اجتماعي و فرهنگ ناديده گرفته شده است. در ذيل به برخي از اين پژوهشها اشاره ميشود.
- در پژوهشي كه در سال 1965 در فرانسه بر روي جوانان 14 تا 20 ساله صورت گرفت معلوم شد 79 درصد آنان وقتگذرانيهاي خارج از خانه را بر وقتگذرانيهاي داخل خانه ترجيح ميدهند و فقط 21 درصد در خانه ماندن را به گردش رفتن ترجيح دادهاند. از اين تعداد، 56 درصد هنگام ماندن در منزل مطالعه ميكنند؛ 5 درصد صفحة گرامافون گوش ميكردند؛ 21 درصد تلويزيون تماشا ميكردند و 3 درصد به راديو گوش ميسپردند.
- يافتههاي حاصل از تحقيقات صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران از 1601 تن از افراد 15 سال به بالا در سال 1365 نشان ميدهد رايجترين شيوة گذران اوقات فراغت مردم تهران تماشاي تلويزيون بوده است. به طوري كه 79 درصد مردم تهران تلويزيون تماشا ميكنند. سپس به ترتيب دور هم نشستن با افراد خانواده، استراحت، گوش كردن به راديو، ديد و بازديدها از جمله فعاليتهاي ديگر بوده است.
- نتايج حاصل از تحقيق صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران در مورد افراد 15 تا 50 سال و مسنتر، در سال 1366 نشان ميدهد كه 71 درصد از گروه سني 15 تا 50 سال و 70 درصد از دانشآموزان دبيرستان در روزهاي تعطيل به راديو گوش ميكنند. ميانگين تعداد بينندگان تلويزيون در روزهاي تعطيل برحسب سن و تحقيقات دبيرستاني يكسان بوده است(87 درصد)
- نتايج تحقيقي كه در سال 1370 در مورد نحوة گذران اوقات فراغت كارمندان ادارههاي آموزش وپرورش تهران انجام شد، نشان ميدهد كه 55 درصد از كارمندان، اوقات فراغت خود را صرف رسيدگي به امور مربوط به خانواده، 34 درصد، صرف شغل دوم و 32 درصد اوقات فراغت را با تماشاي تلويزيون سپري ميكنند.
در زمينة اهميت ورزش، آمار به دست آمده نشان ميدهد كه 38 درصد كارمندان در ايام فراغت خود ورزش ميكنند و از نتايج تحقيق چنان استنباط شده است كه مشكلات عمدة كارمندان در زمينة اوقات فراغتشان به شكل مطلوب، مسائل و مشكلات اقتصادي بوده است و اكثريت آنان در حقيقت ساعات بسيار كمي براي فراغت دارند.
تعادل كار- فراغت و بهرهوري
همانگونه كه ذكر شد تحقيقات انجام شده در كشورهاي مختلف، از جمله ايران، بيشتر بر شيوههاي گذران اوقات فراغت در اقشار مختلف تأكيد دارد و اهميت فراغت به منظور رشد فرهنگي-اجتماعي و رابطة آن با كار كمتر مورد توجه قرار گرفته است.
ساليان متمادي ، تصور ميشد كساني كه ساعتهاي طولاني كار ميكنندافراد بسيارموفق و رو به ارتقا هستند. چون تمام فرصتهاي زندگي آنان توسط كار و فكر كار پر شد، لذا وفادار به سازمان و محل كار خود هستند . اما امروزه با بررسيهاي مختلف روانشناسان كار مشخص شده است كه (هر چه كار در سطح بالاتر، فنيتر و متضمن انديشه و تأهل باشد كيفيت كارمزد پركار و كم فراغت افول ميكند) .
مسلماً كارمندي كه هر شب تا دير وقت بيدار ميماند و انبوهي از كارهاي اداري را به خانه ميبرد و روزهاي آخر هفته به محل كار خود ميآيد، تنها به عنوان فردي متعهد و مثبت شناخته نميشود.
امروزه مديران روشنبين گاهي به اين افراد با ديدي قوياً منفي مينگرند. آنان را افرادي اشتباه كار، با قضاوتي نادرست و ضايع كنندة فرصتهاي شغلي تصور ميكنند كه در نهايت براي سازمان زيانبار هستند . با ديدي ژرفنگر، افراد بسيار مشغول به كار و بدون فراغت، افرادي ناتوان در تقسيم كار هستند. چراكه مطمئناً فكر آزاد و خلاق ازكسي كه از لحاظ روحي و جسمي خسته است، سر نميزند .
پايان
تحول در اوقات فراغت
پس از انقلاب صنعتي، همراه با مكانيزه شدن كارگاهها و كارخانهها و در پي آن با جايگزيني ماشين به جاي انسان، نياز به نيروي انساني رو به كاهش نهاد. بنابراين، از ساعت كاركنان كاسته شد و زمان بيكاري افزايش يافت. به همين سبب، بر اوقات فراغت نيز افزوده شد.
از سوي ديگر، با پيشرفت فناوري و گسترش ارتباطات، سرگرميهاي تازهاي ظاهر شده است. به طوري كه امروزه، بسياري از شبكههاي تلويزيوني دنيا، با پخش برنامههاي متنوع شبانهروزي، قادرند اوقات فراغت افراد را به خود اختصاص دهند.
همچنين بازيهاي متنوع رايانهاي نيز توانسته است بسياري از جوانان و جوانان را براي ساعتها به خود مشغول كند. علاوه بر پيشرفتهاي صنعتي، پيشرفتهاي اجتماعي و اقتصادي نيز اثر فوقالعادهاي بر روند اوقات فراغت گذاشته است.
با افزايش سطح درآمد و در پي آن رفاه نسبي، از تلاشهاي جسمي زياد براي امرار معاش كاسته شده و با افزايش سطح تحصيلات و تفكر، راههاي جديدي براي گذران اوقات فراغت پديد آمده است.
مجموع اين عوامل باعث شده، اوقات فراغت در جوامع امروزي ويژگيهاي متفاوتي داشته باشد، كه به طور خلاصه عبارتاند از:
- اوقات فراغت، كه روزگاري مختص اشراف بود، امروزه متعلق به همة افراد جامعه است و جنبة عمومي و همگاني پيدا كرده است.
- در دنياي امروز،به اوقات فراغت و اثرات آن در زندگي، توجه بيشتري ميشود. به طوري كه دولتها وحكومتها نيز برنامهريزي براي آن اوقات را از وظايف خود ميدانند و به همين سبب ميتوان گفت، اوقات فراغت جنبة رسمي پيدا كرده است.
- پيشرفت فناوري، به ويژه فناوري وسايل ارتباط جمعي، شيوههاي جديدي براي گذران اوقات فراغت پديد آورده است. به طوري كه كتاب و مطبوعات، تلويزيون و گسترش ماهوارهها سهم عظيمي را در پر كردن اوقات فراغت جوامع مختلف ايفا ميكنند.
- امروزه نهادهاي مختلف هر كدام نقش ويژهاي در غنيسازي اوقات فراغت نوجوانان و جوانان دارند و مراكز علمي و انجمنهايي نظير انجمن اولياء و مربيان، فرهنگسراها، خانههاي فرهنگ محله و ... به نهادي شدن فعاليتهاي مربوط به اوقات فراغت كمك ميكنند.
- افزايش اوقات فراغت در دنياي امروز رشد فرهنگ، هنر و شكوفايي استعدادها را پديد آورده است.
هرمز نديمي معتقد است در جوامع امروزي، به طور كلي سه عامل به فراغت شكل ميدهند:
1- تحول فن 2- ميزان ثبات سنتها 3- سازمان اقتصادي-اجتماعي
منظور از تحول فن، گسترش فناوري وسايل ارتباط جمعي از قبيل مطبوعات، برنامههاي متنوع و جديد رايانهاي، گسترش ماهوارهها و ... است. پايداري سنتها نيز بافت فرهنگي جامعه و تأثير آن بر اوقات فراغت را دربر ميگيرد. به طور مثال، در جوامع سنتي معاشرتها بخش عمدهاي از گذران اوقات فراغت را محسوب ميشود.
در حالي كه در جوامع صنعتي، بيشتر اوقات فراغت افراد در تنهايي و متأثر از فناوري و با بهرهگيري از ابزار سپري ميشود. بديهي است نحوة گذران اوقات فراغت براي هر فرد، قشر و جامعه به سازمان اقتصادي، اجتماعي آن افراد مربوط ميشود، زيرا روشهاي گوناگون گذران اوقات فراغت از نظر صرف وقت و هزينه يكسان نيستند.
نحوة گذران اوقات فراغت
از دورههاي مقدماتي و زندگي اولية بشر، در هر دوره، انسان آثار و باقيماندههايي از خود به جا گذاشته است كه گوياي رابطة نحوة گذران اوقات فراغت او و فرهنگي كه در آن دوره وجود داشته، ميباشد. اين آثار و باقيماندهها، به صورتهاي گوناگون هنري و فرهنگي ديده شده است.
نقاشي و كندهكاريهاي بنيحسن در مصر قديم نشان ميدهد كه مصريان قديم علاوه بر كارهاي روزمرة روزگار خود، وقت اضافي براي ابداع چنين آثاري داشتهاند. از طرف ديگر، ناآگاهي، جهل و سوء استفاده از چنين فرصتها و اوقات بيكاري در يك جامعه ممكن است مسائل و مصائبي به همراه داشته باشد. مثلاً، لهو و لعب، خوشگذراني، بيكاري و تنبلي موجب زوال امپراتوري روم شد.
تاريخچة نحوة گذران اوقات فراغت
زمان فراغت در تمام مراحل تاريخي زندگي بشر وجود داشته است. در گذشتة دوركار وبازي از يكديگر جدا نبود، بلكه هر دو جزء آئين مذهبي بود و به خاطر تماس با ارواح بر پا ميشد. به عبارت ديگر، معني آنها درزندگي، به رغم تفاوتشان، يكي بود. دراين موردوبلن معتقد است كه جادوگران قبايل ازكار معاف بودند.
در حاليكه دومازيه معتقد است كه وظايف جادوگران براي جامعه، كاملاً ضروري بود. پس اصولاً درچنين شرايطي، زمان فراغت مفهوم نداشته است. براي طبقات اشراف هم، ازآنجاكه اصولاً كاري انجام نميدادند ، زمان فراغت مفهوم نداشت و زندگي آنها بيشتر با بيكاري سپري ميشد، كه با توجه به مفهوم فراغت امروزي، نه مكمل كار بود نه پاداش آن، بلكه جاي كار را ميگرفت.
دردورة رنسانس، بيشتر اوقات فراغت صرف امور مذهبي ميشد. بعدها با انقلاب صنعتي، تحول عظيمي در اوقات فراغت نيز بوجود آمد. در اوايل انقلاب صنعتي ، ساعات كار به قدري زياد بود كه در عمل اوقات فراغتي باقي نميماند.
دردهة 1840 ميزان كار در كارخانههاي تقريباً 75 ساعت در هفته بود، ولي به تدريج از ساعات كار كاسته شد و متقابلاً ساعات فراغت افزايش يافت. به طوري كه درحال حاضر ساعت كار بين 36 تا 44 ساعت است.
با بررسي نحوة زندگي ايرانيان درگذشته، به نظرميرسد بيشترين اوقات فراغت صرف معاشرتها ميشده است كه اين معاشرتها، خود باعث تبادل افكار، انديشهها و آگاهيها از عقايد و نظريات ديگران بوده و نيز بر اطلاعات و دانش افراد ميافزوده است. علاوه بر معاشرتها، سير و سفرنيزصورتي ازگذران اوقات فراغت بوده، كه خود باعث آشنايي فرهنگها و تمدنها ميشده است.
فعاليت ديگري كه ايرانيان در اوقات فاغت به آن مشغول بودند، ورزش است. از ديرباز، ورزش و تربيت بدني نزد ايرانيان مقام خاصي در پرورش روح و جسم و آماده ساختن آن داشته است.
ادامه دارد
