دكتر عباس حاتمي
در اين مقاله ، به معرفي 15 راهكار مطمئن براي فرونشاندن عصبانيت در بگومگوهاي روزمره ، پرداخته ايم :
1- به شخصي كه از كوره دررفته است بگوييد حق با شماست، مشتاقانه به حرفهايش گوش دهيد. چرا كه بزرگترين مشكل او نياز به حس همدمي و درك شدن از جانب ديگران است.
2- او را تشويق كنيد كه بيانات تند و آتشين خويش را بدون مخالفت بر زبان آورد به او يادآور شويد كه متوجه گرفتارياش هستيد، يكي از راههاي مهار خشم فرد خشمگين، گوش دادن به سخنان اوست.
3- هيچگاه مشاجره نكنيد، جروبحث هرگز منطقي نيست. شما حتي در عين پيروزي، مغلوب تلقي ميشويد. از واژگاني استفاده كنيد كه به غرور طرف آسيب نرسانيد.
4- هرگز تحت تاثير احساسات قرار نگيريد، براي شعلهور كردن سايرين سوخت فراهم نسازيد.
5- نگذاريد موقعيتهاي جدلي پديد آيد، ديگران را از دلواپسي، آزرده خاطري و پرخاشگري بازداريد، آنان را دلشاد كنيد.
6- اگر به شما بيحرمتي شده دلگير نشويد، توهين ديگران را با تبسمي بياثر سازيد.
7- اظهارنظرهاي طعنهآلود و دلسردكننده را كنار بگذاريد، به فرد خشمگين اجازه دهيد فكر كند حق با اوست تا برنده اين نزاع لفظي شود.
8- به سادگي انتقادپذير باشيد. خودراي و بزرگبين نباشيد.
9- مشتاقانه اندكي وقت براي تشريح موضوع صرف كنيد. به او فرصت بدهيد بينديشد كه عقيدهاش تازگي دارد.
10- هرگز خرده نگيريد، با فرد غضبناك به نرمي سخن بگوييد.
11- تمامي پرسشها را با سوالات متعدد ديگر جواب دهيد.
12- به او نزديك شويد و به چشمانش نگاه كنيد و اجازه دهيد فكر كند كه بهترين آدم است.
13- در لحن صدايتان، خوشبيني، خشنودي و حركت روبه جلو را حفظ كنيد.
14- هيچگاه آتش را به طرف آتش افروزان سوق ندهيد، هرگز مشاجرات خويش را خطاب به افراد جنجالي نگوييد.
15- بگذاريد كه او نخست بحث خويش را مطرح سازد، خود را با عقيدهاش هماهنگ كنيد .
با نهایت احترام و تشکر از کلیه سروران عزيزي که حضورا و يا بوسيه کامنت ، ايميل و يا تلفن مرحمت فرموده و درگذشت مادر بزرگم " حاجيه بدرالسادات اخوت علويان " را تسليت گفته و ابراز همدردي نمودند ، صمیمانه قدردانی و از خداوند متعال درخواست آمرزش گذشتگان همه این عزیزان را نموده و پایداری ، سعادت و سلامت همگان را آرزومندم .
از اينکه در اين فرصت امکان پاسخگويي و تشکر از مراحم عزيزان بصورت انفرادي وجود ندارد ، پوزش ميخواهم .
ارادتمند
مادر بزرگ مهربانم " حاجيه بدرالسادات اخوت علويان " بعد از سپري کردن يک دوره کوتاه بيماري ، امروز عصر ، به ديار باقي شتافت.
براي شرکت در مراسم تدفين آن مرحومه ، چند روزي در تهران خواهم بود و به همين علت ، به روز رساني وبلاگ ، مقدور نخواهد بود .
ارادتمند
مترجم:میثم حبیبی
شما ممکن است از خودتان بپرسید چرا؟
چرا من باید خدمات استثنائی و محصولاتی با کیفیت فوق العاده فراهم کنم؟
چرا من باید بهترین نوع محصول را برای مشتری ام فراهم کنم؟
چرا باید نگران فعالیت خود باشیم؟
در گذشته هر گاه شخصی تصمیمی برای ورود به یک فعالیت اقتصادی می گرفت به ندرت با این سوال مواجه می شد که آیا در این کار موفق می شوم یا نه؟
خیلی از کسانی که فعالیتهای اقتصادی داشتند از قبل دارای برنامه و نقشه نبودند هیچ نیازی نبود تا تحقیقاتی راجع به آینده بازار به دست آورند و یا نیازی نبود مهارتهای مدیریتی خاص را به دست آورند آنها فقط در مغازه شان را باز می کردند، خودبخود فعالیت شان رشد می کرد.
اما امروزه بازار و شرایط دادو ستدها بسیار فرق کرده و رقابتها بسیار تندتر و نزدیکتر شده. امروزه فعالیتهای مختلف برای بقاء و دوام در شرایط سخت بازار مجبور به رقابت هستند.
برای بی نظیر بودن و یکه بودن در تولید محصول و ایجاد وفاداری در مشتریان به محصولات خود مجبور به رقابت هستیم اما رقابت تنها برای موفقیت کافی نیست بلکه شما باید موفقیت را با تولید بهترین محصول و فراهم کردن عالی ترین نوع خدمات درک کنید و این بار با تولید محصول بقای خود را تضمین کنید.
خیلی از صاحبان تجارت هر روزه به تبلیغ محصولات خود می پردازند ولی آنها یک چیز را فراموش کردند و آن هم این است که کیفیت محصول بهترین تبلیغ است.
امروزه در صحنه رقابت شرکت ها ی مختلف که روز به روز به فکر کاهش قیمتها و پولهای خرج شده توسط مشتریان خود هستند یک فکر و اندیشه حرفه ای می تواند در برابر رقیبان مقاومت کند؛ این فکر حرفه ای برای درک وضعیت سازگار و هماهنگ با بازار بسیار حیاتی و مهم است چرا که ممکن است شما فقط یک فرصت برای خلق احساس خوب و اندیشه مثبت در ذهن مشتریان دارید.
از کجا باید شروع کرد؟
یک طرح حرفه ای گرافیکی تا اندازه قابل توجه ای می تواند به اندیشه موفقیت شما کمک کند. تمام عناصر بازاریابی و مشارکتی می تواند تاثیر مستقیم بر روی موفقیت شما داشته باشند ابتدا با طراحی یک لوگو (آرم ) شروع می کنیم.
باید کاملا مراقب نوع لوگو و نوع فعالیت تان باشید و در طراحي آن نوع فعالیت حرفه و نوع محصول تولیدی خود را در نظر داشته باشید. این مسئله بسیار مهم است و شما باید سعی کنید اثر گذارترین و استثنایی ترین آرم را برگزینید.
امتیاز یک گرافیست ماهر نسبت به دیگر طراحان این است که او می داند شما چه می خواهید. یک گرافیست خوب هزاران سوال درباره آرم از شما می پرسد. قبل از اینکه به فرایند طراحی بپردازد هزاران طرح به عنوان پیش فرض به شما نشان می دهد.
یک گرافیست خوب هر آن چیزی که به زیبایی آرمتان کمک کند می داند. یک آرم خوب کاملا جهت استفاده بر روی کارتهای تبلیغاتی، سرتیتر نامه های اداری و استفاده در اینترنت ، مناسب و قابل استفاده است. بخاطر داشته باشید آرم شما نشانگر طرز فکر و تا حدی شخصیت درونی شما می باشد. از فونتها، جوهرها و کاغذهای رنگی استفاده کنید. استفاده از انواع فونتهای زیبا می تواند بازتاب خوبی در ذهنیت مشتریان داشته باشد.
استفاده از رنگ های عامه پسند برای بسته بندی نیز درجهت پیشرفت فروش محصولات موثر است. رنگ های آبی و خاکستری عامه پسندتر هستند، اما بیشتر خانم ها و کار آفرینان جوان به تغییر رنگ علاقه وافر دارند و گرایش این گروه از مردم به سمت رنگ های شاد و روشن تر مانند سبز، زرد ونیلی بیشتر است.
کارتهای تبلیغاتی نیز معمولا اولین و آخرین شی تاثیر گذار است که به مشتریان خود اهدا می کنید بنابراین به وسیله آن می توانید بیشترین و بهترین تاثیر را بر روی مشتری خود بگذارید.
کیفیت یک کارت تبلیغاتی اعم از نوع کاغذ استفاده شده ، رنگ کاغذ، نوع فونت و جوهر آن مستقیما نشانگر نوع فعالیت شما است و بیان کننده این مطالب است که شما به کیفیت محصول خود اهمیت می دهید و به عبارت بهتر کیفیت کارت نشان دهنده کیفیت کارت شماست. کارت معمولی کیفیت معمولی و کارت با کیفیت کار با کیفیت تر.
کارت تبلیغاتی شما به عنوان برگ آخر برنده شما است چرا که هنگامی که مشتریان جهت انتخاب یک شرکت مردد باشند کارت شما می تواند باعث جذب و جلب مشتریان برای برگزیدن شما و شرکت شما شود.
در آخر یاد آوری می کنم اندیشه شما بازتاب کار شما است. شما دوست دارید دیگران چه گونه به شما نگاه کنند ؟ پس سعی کنید برای اثر گذاری عمیق تر بر مشتریان از هر وسیله ای جهت ابراز اندیشه و تفکر خود والقای کیفیت بالای محصولات و خدماتتان استفاده کنید.
موفقیت در اطراف شما است کافی است دستانتان را دراز کنید .
مترجم: مروارید درودی زاده
تبلیغ خوب و درست می تواند باعث شهرت شود و شهرت باعث می شود که اهداف شما در زمینه کاری خیلی زودتر از برنامه ریزی موجود محقق شود.
شهرت شما را نمی آفریند. این شما هستید که آن را به وجود می آورید و افزودن به میزان شهرت به همان اندازه سخت است که به وجود آوردن آن. یک مبارزه تبلیغاتی وسیع با فاکتور جرات شروع می شود.
در مرحله بعد نیاز به برنامه ریزی و در نهایت نیاز به پشتکار دارد. اگر نمی دانید که چرا به دنبال شهرت می گردید، تصور کنید که به دنبال خوشبختی هستید. چون شهرت و خوشبختی دست در دست هم حرکت می کنند.
شهرت شما را به یک ستاره تبدیل می کند که دائما در حال درخشش هستید و هرگز چیزی از نور شما کم نمی شود . در زیر 5 روش تبلیغاتی را به شما معرفی می کنیم.
1)تبلیغ از طریق روزنامه های کثیر الانتشار :
روزنامه های کثیر الانتشار همیشه باعث افزایش آگاهی عمومی هستند. به یاد داشته باشید که یک تبلیغ ساده تنها باعث ظاهر شدن نتایج بسیار سطحی می شود.
به جای اینکه با چاپ عکسهای بسیار ساده یک تبلیغ ساده بیافرینید، اجازه دهید تبلیغ باعث افزایش علاقه خواننده به شما و محصول و یا خدماتتان شود. زیاد روی جزئیات تاکید نکنید.
حتما شماره تلفن و یاe-mail و یا سایت خود را در تبلیغ بیان کنید تا به این وسیله پل ارتباطی بین خود و مشتری ایجاد کرده باشید. سعی کنید تبلیغ شما به گونه ای باشد که حتما مشتری با شما تماس بگیرد.
2)تبلیغ از طریق انتشار بسته های اطلاعاتی و تبلیغاتی :
این بسته های تبلیغاتی و اطلاعاتی حاوی اطلاعاتی در مورد شما و شرکت شما می باشد . این بسته ها باید با بسته بندی بسیار تمیز و زیبا به دست مشتری برسد. در عین حال این بسته ها باید شامل اطلاعاتی در مورد محصول و یا خدمات شما باشد و آن را به مشتری معرفی کند.
حتما یک یا 2 نسخه از تبلیغات خود در روزنامه ها را در این بسته ها بگذارید: یک بیوگرافی از شما و شرکت شما هم می تواند مفید باشد.
در ضمن حتما مدارک قانونی که حاکی از قانونی بودن کار شما و استاندارد بودن محصول و خدمات شماست را هم در این بسته قرار دهید. وقتی مشتری اظهار علاقه می کند به سرعت یکی از این بسته ها را در اختیار او قرار دهید.
3)تبلیغ از طریق نامه های تبلیغاتی کوتاه:
می توانید این برنامه ها را در قسمت نامه های ادارات و بخشهای مختلف قرار دهید. پیدایش شهرت از نقاط کوچک آغاز می شود و کم کم مانند یک بهمن لحظه به لحظه وسیع تر و بزرگ تر می شود.
4)در مورد کالا و یا خدمات خود صحبت کنید:
کار را از مجامع کوچک شروع کنید . در سمینارها و کنفرانس هایی که به گونه ای به محصول و خدمات شما مرتبط می شوند صحبت کنید و محصولات خود را به آنها معرفی کنید. می توانید کار را وسیع تر کنید و در رادیو و تلویزیون به طرق مختلف از مزایای مختلف و خدمات خود صحبت کنید.
5)جملات خوب برای تبلیغ را خودتان انتخاب کنید:
وقتی می خواهید کار تبلیغ محصول و یا خدمات خود را به شرکتی بسپارید، جملاتی را که می خواهید در وصف کالا و یا خدمات شما مطرح شود، خودتان پیشنهاد کنید. به این ترتیب کسی که کار تبلیغ را به عهده دارد فقط به این جملات رنگ و شکلی تبلیغاتی می دهد و درنهایت این حرف واقعی شماست که به مشتری منتقل می شود .
همیشه به یاد داشته باشید شهرت با برنامه ریزی و پشتکار به دست می آید . هر زمان که کار را شروع کردید دائما آن را دنبال کنید. مطمئن باشید هر زمان کار را متوقف کنید باید دوباره از اول مسیر کار را شروع کنید .
دوست و همکار عزيزم ، آقاي فرزاد نيکومنش ، در مورد مطلب " تعيين حقوق کارکنان " نوشته اند :
" سلام دوست عزیز . لطفا نگاه کوتاهی به فرهنگ کار در این مملکت بکنید . حتما شما هم اذعان دارید که اینهمه تنبلی و کم کاری که هر روزه به عنوان یک مدیر ارشد نظاره گر آن هستید چیزی فراتر از این دولت و این نوشته کوتاه و ... است . تغییر فرهنگ کار در این مملکت نیازمند عزم جدی مدیران و کارمندانی است که اغلب روزمرگی میکنند و نه کار ... "
صد در صد با اين نظريه موافقم.
وقتي صحبت از مشکلات مملکت ميشود ، همه مشکلات را گردن "اينها " مي اندازيم.
مشکلات اقتصادي ، فرهنگي ، کم کاري ، فساد اداري و . . .
همه ميگويند از وقتي "اينها " آمدند وضع اين مملکت اينطور شده !
آقايي در اداره اي براي انجام وظيفه اش قانوني اش ، از من طلب رشوه ميکرد و براي توجيه اين کارش ، دائما مشکلاتي را عنوان ميکرد که "اينها" مسبب آن مشکلات هستند !
کارمند ديگري ، بجاي اينکه از امروز و فردا کردن اظهار شرم کند ، دائما ميگفت مسبب اطاله امور اداري " اينها" هستند!
چند وقت پيش در جائي ، با آقاي معممي از مشکلات جاري در ادارات ، بروکراسي بيمورد ، فساد نظام اداري و بي سوادي کارمندان که چوبش را مردم ميخورند صحبت ميکرديم ، ايشان هم با وجود اينکه بسيار منطقي و روشن بودند ، ولي چند بار در صحبت هايشان مشکلات مملکت را گردن "اينها" انداختند.
من مانده ام که " اينها " چه کساني هستند ؟
قطعا منظورمان از " اينها " آقاي احمدي نژاد و اصحابشان نيست ، چرا که آقاي احمدي نژاد ، شخص دوم مملکت ، رئيس جمهور بسيجي شجاع ، استا دانشگاه و اميد ميليونها راي دهنده اي که در انتخابات ايشان را بعنوان فردي که قسم خورده از حقوق مردم پاسداري کند نيز ، در هر سخنراني که دارد ، مشکلات را گردن "اينها" مي اندازد!
" اينها " چه کساني هستند که زور آقاي رئيس جمهور هم به آنها نميرسد ؟
سابقا پيرمردهايي که يادگار دوران دائي جان ناپلئون هستند ، ميگفتند "اينها" ميروند انگليس دوره ميبينند !!
امروزي تر هايشان ميگفتند "اينها" را از افغانستان و فلسطين و لبنان آورده اند !!
آيا غير از اين است " اينها" خود ما هستيم ؟
آن کارشناس بيسواد تامين اجتماعي کرمانشاه ، که ادعاي تجربه و تخصصش گوش فلک را پاره ميکند ، مگر غير از يک ايراني است ؟
آن کارمند کم کار که پشت ميز اداره چرت ميزند ، از افغانستان نيامده تا در ادارات ايجاد نارضايتي کند.
آن رئيس اداره که براي خوش خدمتي ، از پرداخت مطالبات تعهد شده اداره ، سر باز ميزند ، از لبنان نيامده تا در بودجه صرف جوئي کند.
همين آقاي احمدي نژاد ( که شک ندارم بزرگترين آرزويش اين است که در تاريخ اين مملکت نام نيکي از خود باقي بگذارد ) و وزراي ايشان ، مديران ارشد و . . . از کره ماه که نيامده اند تا بر تورم و بيکاري و مشکلات اقتصادي کشور بيافزايند ، ايشان هم از همين مردم هستند .
از همين آب و خاک ، از همين ممکت . . .
من شخصا فکر ميکنم رنجي که امروز مردم ما ميکشند ، ( اگر نگويم بي همتي ) از کم همتي ، سستي و بي تفاوتي آنها در ايجاد تغيير در روند کار کردن ، زندگي کردن ، عبادت کردن و حتي انتقاد کردن از يکديگر است.
نه به زعم آقاي احمدي نژاد ، رئيس جمهور قبلي مقصر است ، و نه به ادعاي اغلب مردم ، آقاي احمدي نژاد ، اصحاب و سياستهاي ايشان ، تنها عامل گراني و تورم و هزارو يک مشکل ديگر است.
عامل همه اين مشکلات به خود ما ، مردم باز ميگردد .
شک ندارم که تا زماني که خود ما ( يا احتمالا فرزندان ما ) عزم خود را براي ايجاد تغيير و تحول اساسي در نگرشها و عملکردهايشان نسبت به يکديگر و مملکتشان ، جزم نکنند ،اوضاع نه تنها بهتر نميشود بلکه روز به روز ( همينطور که ميينيم ) وضعيت معيشت سخت تر ، و کيفيت زندگي هايمان پائين تر مي آيد.
ان الله لا يغيرما بقومٍ حتي يغيروا ما بانفسهم
به راستي كه خدوند سرنوشت هيچ قومي را تغيير نمي دهد تا اين كه خودشان تغييري ايجاد کنند .
قرآن کريم
امروزه نیاز به مدیران لایق بیش از هر زمان دیگری احساس می شود. مهمترین نکته در علم مدیریت این است که مدیران اغلب نیازمند شناخت شیوه غالب و نوع مدیریت خود هستند، تا زمینه مناسب برای مدیر کارآمدشدن آنها فراهم آید.
در گام بعد ضروریست مدیران شناخت کافی از کارکنان خود و نیازهای آنها داشته باشند و با مشارکت کارکنان خود به بهبود دائمی فرایندها و برآورد خواسته ها و انتظارات مشتریان و ارباب رجوع همت گمارند.
از سوی دیگر کارکنان یک سازمان نیز باید به شیوه مدیریت مؤسسه خود آگاهی یابند تا موفقیت سازمان را در روند فعالیت آن تضمین کنند، زیرا شناخت نحوه مدیریت یک مدیر توسط کارکنان زمینه ساز بازدهی و اثربخشی بیشتر برای رسیدن به اهداف سازمان خواهد شد.
در این راستا سقراط نخستین فردی بود که مدیریت را فرایندی اجتماعی تعریف کرد که متضمن یک سلسله وظایف، فعالیت ها و روابط متقابل افراد است. از این رو مدیران کارآمد کسانی هستند که همواره می کوشند تا در شیوه رهبری شان دارای ارزش ها و عقاید و انتظامات ارزشمند باشند.
از همین رو مدیران با تجربه باید در همه سطوح تربیت کنندگان ماهری باشند تا توانایی کافی برای ایجاد نظم بدون تنبیه در سازمان را داشته باشند.
کارشناسان علم مدیریت بر این باورند که جهت ارائه مدیریت موفق و کارآمد، مدیران باید به این نکات پایبند باشند:
1- از صرف وقت زیاد بر روی جزئیات اجتناب کنند.
2- در آگاهی دادن به کارمندان کوتاهی نکنند.
3- از مهم جلوه دادن موقعیت خود بپرهیزند.
4- از ایجاد موقعیت های ناراحت کننده و بی انگیزه شدن کارمندان نسبت به کار خودداری کنند.
5- به گونه ای رفتار نمایند که مورد احترام کارکنان قرار گیرند.
6- از پیگیری کارها به تنهایی اجتناب کنند.
7- برای رویاروئی با حوادث غیرمترقبه آمادگی داشته باشند.
8- شرایطی را در سازمان فراهم آورند که کارکنان مسئول و پاسخگوی اعمال خود باشند.
9- تمامی رویدادها در سازمان ثبت شوند.
10- در مورد اطلاعات محرمانه کارمندان باید رازدار آنها باشند.
11- برای تقویت بنیه سازمانی درصدد کسب حمایت از منابع مختلف باشند.
12- با کارکنان همانگونه رفتار کنند که مایلند با آنها رفتار شود.
13- بین مدیر بودن و دوست بودن تعادل برقرار کنند.
14- بین کارمندان تبعیض قائل نشوند.
15- کارمندان را از مقررات آگاه نمایند و در صورت نیاز قوانین و مقررات را مورد تجدید نظر قراردهند.
16- از رویدادهای مقطعی به منظور یادگیری و تجربه اندوزی بهره بگیرند.
17- کارکنان خود را برای ارائه پیشنهادات جهت ارتقاء سازمان ترغیب نمایند.
وقتي کارمند بودم ، هميشه بر سر تعيين حقوق و دستمزد کارکنان واحد زيرمجموعه خودم ، با مديرعامل مشکل داشتم.
مديرعامل توجيه ميکرد که مثلا فلان کارمند در فلان واحد 100 تومان حقوق ميگيرد ، ولي حقوق کارمند ساده واحد تو سال گذشته 120 تومان بوده ، پس هزينه هاي واحد تو بالاتر از فلان واحد است!
من هم توجيهم اين بود که من از کارمند واحد خودم به اندازه 2 ( و اگر دروغ نگفته باشم ، به اندازه 3 نفر) کار ميکشم ، کارکنان واحد من در پايان روز واقعا تواني براي کار اضافه ندارند ، در حاليکه فلان کارمند در پايان ساعت قانوني کارش ، تازه آماده شروع ساعات اضافه کار ميشود ، اين يعني هزينه !
هميشه هم سر همين موضوع با مديرعامل يا مديرکل مشکل داشتم.
يک بار يادم هست که ( حدود 24 سال سن داشتم ) وقتي با مديرکل بر سر اين موضوع بحث ميکرديم ،به ايشان اثبات کردم که حقوق تعيين شده براي اغلب کارکنان ، پاسخگوي نيازهاي اساسي و واقعي زندگي آنها نيست . آقاي مديرکل که جوابي نداشت ، به طعنه و با پوزخندي بمن گفتند : هر وقت خودت مديرکل شدي ، حتما کاري کن که حقوق کارکنانت با هزينه هاي زندگيشان همخواني داشته باشد!
الحمدلله ، چندسالي گذشت و امروز که بعنوان مدير ارشد اين مجموعه ، تعيين حقوق و دستمزد پرسنل به من واگذار شده ، ميبينم که سهامدار مجموعه از حقوقي که به کارکنان ميدهد راضيست .
برق رضايت را هم در چشمان کارکنان ، وقتي که اولين حقوق را دريافت کردند ديدم .
البته با اين وضعيت گراني و تورم که در دوران دولت جديد روز به روز رشد ميکند ، کمتر کسي ميتواند ادعا کند که درآمدش مکفي است ، اما ميشود حقوق کارکنان را در حد تامين نيازهاي واقعي و اساسي آنها تعيين کرد تا خداي ناکرده مجبور نشوند به هزار و يک راه نامشروع يا حداقل غير اخلاقي براي تامين نيازهاي خود رو بياورند.
سهم عمده اي از اين همه فساد که امروز در نظام اداري کشور مشاهده ميکنيم ، به همين مساله مربوط ميشود.
سرنوشت سازمان هر چه باشد، شما مسئول آن خواهید بود. پس از مدتی، متوجه خواهید شد که تعداد اندکی از کارکنان شما، تبحر کافی جهت انجام تمامی کارها را دارند. از همین رو، یکی از کارهای اساسی شما، یافتن اشخاص توانا و مجرب در سازمان است.
این اقدام حیاتی و ضروری است زیرا به کمک این اشخاص میتوانید تیم کارآمدی را تشکیل دهید تا به یاری آنها بتوانید کلیه موانع و مشکلات را از سر راه سازمان بردارید. سپس نوبت اجرای طرحها است. برای این منظور در استقرار و اجرا، شدت عمل و سختگیری کافی نشان دهید.
ایجاد تغییرات به کار سخت و طاقت فرسا نیاز دارد. شما موظفید که برای نیل به اهداف و خواسته های خودتان، نقشه کار و طرح اجرایی با زمانبندی دقیق داشته باشید. در طرح خود، دقیقا کارهایی را که باید انجام گیرد به طور کامل توضیح دهید و برای هر مرحله اولویتبندی قائل شوید.
بهخاطر داشته باشید که بیان شما باید آن قدر شفاف و واضح باشد که آن دسته از کارکنان که اطلاعات کمتری دارند متوجه منظورتان شوند. هر دو هفته، تیمهای اجرایی را ملاقات کنید و از آنها جزئیات کارهای انجام شده را استعلام کنید. هر شخصی که وظیفه خود را، به طور کامل انجام نداده است، شناسایی و بازخواست کنید تا همه بدانند که شما تا چه اندازه پیگیر امور هستید.
لازم است اطمینان حاصل کنید که در این صد روز، چه کسانی تصمیم ساز هستند، چه کسانی با مشتری ارتباط دارند، چه کسانی صاحب فکر و اندیشه می باشند، چه حمایتهایی از طرف شما لازم است و شما به حمایت چه کسانی نیاز دارید. برخی کارکنان ممکن است شما را تحریک کنند تا واکنش شما را بسنجند.
مراقب باشید که خونسردی خودتان را در هر حالت از دست ندهید. تضادها و تعارضهای احتمالی با تغییرات مورد نظر خود را شناسایی کنید.
چه کسانی با عقاید شما مخالفند؟
کارمندانی که در ایجاد این تضادها، نقش اصلی را دارند کدامند؟
چه کسانی مسئولیت پذیرند و با جان و دل برای سازمان کار می کنند؟
موافقان و مخالفان پیشبرد وظایف و مسئولیتها را بشناسید. سپس استراتژی و برنامه ای تنظیم کنید که از موافقان به درستی حمایت کند و مخالفتها را خنثی نماید. فراموش نکنید سلامت یک سازمان متکی به رفتار و اخلاق کارکنان است. به رفتار و اخلاق کارکنان توجه کنید.
آیا کارکنان متعهد و کاری هستند؟
آیا به کار اهمیت میدهند و برای پیشرفت، ایدههای نو دارند؟
آیا کارکنان دلسوز هستند؟
آیا اولویتها را تشخیص میدهند؟
از آنجا که تحلیل اطلاعات مبتنی بر حقایق،به مدارک و شواهد بسیار زیادی نیاز دارد. قبل از ارائه گزارش به هیأت مدیره، اطلاعات کامل گردآوری کنید، برای این منظور شفاف و صریح با گفتن جملاتی مانند تحلیل شما چیست، از کارکنان خود نظر بخواهید و از وقایع مطلع شوید.
دستاورد این شیوه برخورد به شما کمک میکند نه تنها تصمیمات خود را در مورد موضوعات کوچک بلکه در خصوص تصمیمات اساسی نیز، با واقعیت منطبق نمائید. زیرا تصمیم گیری دقیق نیاز به اطلاعات کافی و موثق دارد.کارکنان خود را به روش تصمیمگیری مبتنی بر حقایق ترغیب و تشویق کنید.
زیرا تعیین چارچوب تصمیم گیری مبتنی بر حقایق، یکی از مهمترین روشهای موفقیت مدیران جدید است. اگر مایل به افزایش در آمد و سود سازمان خود هستید، نکات و جنبه های سودآور برای سازمان را شناسایی کنید.
اطلاعات لازم را از فروش، هزینه، دارایی، محصولات و دیگر مبانی و کانالهای اطلاعاتی دریافت کنید و این اطلاعات را در یک فایل یا پایگاه اطلاعاتی قراردهید. اطلاعاتی را که به شکلهای مختلف بدستتان میرسد، بر اساس ارزش اطلاعات اولویت بندی نموده و به صورت خوشهای یا دستهای، تقسیمبندی کنید.
دستهها و متغییرهایی را که از وضعیت مناسبی برخوردار نیستند مشخص کنید، زیرا این عوامل میتوانند مشکلات اساسی شما در کاهش درآمد و فروش باشند. افزون بر این از فرصتها جهت پیشرفت سازمان خود بهره بگیرید .
پايان
صد روز نخست کار هر مدیری بحرانی ترین زمان کاری وی در محل کار جدیدش است. کارکنان سازمان با نگاه تیزبینانه، به دنبال تحقق خواستههای ذهنی و ساختار تیم های کاری مورد دلخواه، شیوه های رهبری، نقاط ضعف، ماهیت و شخصیت مدیر عامل جدید هستند.
از این رو به هنگام تصدی مدیریت در یک سازمان برای جلوگیری از هر گونه اشتباه در بدو شروع کار نباید شدت عمل به خرج دهید و به جای اقدامات شتابزده توان خود را بر اولویتهای کاری متمرکز نمائید.
در ضمن از همان شروع کار به خاطر داشته باشید که این اولویتها چه وقت و چگونه باید جهت نیل به اهداف تعیین شده رعایت و اجرا شوند. افزون بر این اولویتها، کارهای در دست اقدام حداکثر باید در سه یا چهار مورد اساسی خلاصه شوند.
در ضمن در تعیین اولویتهای کلیدی و تأکید بر اجرای سریع آنها بسیار قاطع و غیر قابل انعطاف باشید و سریعاً، مجموعهای از وظایف را برای تمرکز مدیران خود بر روی این موارد اساسی، ترسیم و تدوین کنید، به گونهای که تحقق این اهداف در دستور کار آنها قرار گیرد. سپس اهداف اصلی خود را در سازمان تعیین و ابلاغ نمایید.
در بیانیه ها اهداف خود را کاملاً شرح دهید و با پیگیری مستمر به دنبال تحقق آنها باشید. در صد روز اول مدیریت خود اهداف مورد نظرتان را مستمراً توضیح دهید، تا همه مسئولان سازمان را با خود همسو کنید.
این اهداف باید در صد روز نخست کاری شما تحقق یابند. در ضمن به هنگام ارائه پیشنهادات، به موضوعی که مهمتر است و بیشترین بازدهی را برای سازمان در بر خواهد داشت، تأکید مستمر نمائید. برای نیل به اهداف خود از اطلاعات جدید و روزآمد بهره بگیرید و جهت اطمینان از انجام صحیح و به موقع کارها پیگیری لازم را در روند اجرای کارها اعمال نمائید.
مراقب باشید راهکارها پیچیده و مبهم نباشند به گونهای که در کوتاهترین زمان ممکن حتی در مدت سی ثانیه بتوانید رئوس کارها را برای کارکنان خود بیان نمائید. افزون بر این ضروریست برای رسیدن به اهداف و خواسته های مهم خود، تمامی مدیران را سازمان دهید و به کمک یک نمودار گرافیکی که از اهداف و خواستههای خود ترسیم میکنید، اهدافتان را در جلسات برای آنها بیان کنید.
فراموش نکنید که پیروزیهای اولیه به افراد انرژی مضاعف میدهد و توان آنها را در روند تغییرات، بالا میبرد. از این رو، چنانچه نتوانید به برخی از اهداف یا خواستههای خود در صد روز اول مدیریت برسید، شکست شما حتمی است.
بنابراین امور سازمان تحت مدیریت خود را باید به نحوی سامان دهید که برخی از اهداف شما در صد روز اول تحقق یابند. در صد روز اول، به زیردستان خود انرژی دهید و توجه آنها را برای حل مسائل عمدهای که موجب کاهش فروش یا افزایش هزینه است، جلب نمایید.
بی تردید صد روز اول مدیریت شما، زمان پایه ریزی رشد و تغییرات سازمان و تثبیت موقعیت خودتان است. از همین رو، ضروریست در صد روز اول مدیریت شما کارکنان جهشی چشمگیر را در سازمان مشاهده کنند.
توصیه میشود به طور گستردهای، جهشها و تغییرات سازمان را در قالبهای مختلف به نمایش عموم کارکنان خود بگذارید و همواره بر این نکته تأکید کنید که مدیریت شما چقدر در توسعه و جهش سازمان با اهمیت بوده است. گام بعدی برای ساماندهی امور ایجاد تیم مدیریت است.
طی صد روز اول، تیم مدیریتی خود را تشکیل دهید و اگر نیاز به دگرگونی ساختاری در سازمان یا تعویض کارمندان وجود دارد بدون هر گونه تردید، با قاطعیت تغییرات ضروری را اعمال کنید. به یاد داشته باشید که از روز اول شروع کار، سازمان و هر آنچه که در آن است برای شما میراث محسوب میشود، اما پس از صد روز، کارکنان شما هر چیزی را که در سازمان رخ دهد از چشم شما میبینند.
ادامه دارد
دوست عزيزي در مورد مطلب " قيمت تعيين کننده نيست" برايم کامنت گذاشته اند که :
" راهکار دست یابی به تریبون های عمومی اعم از تلویزیون و سمینار و همایش و .... را برای بنده حقیر هم شرح دهید خوشحال می شم "
راستشو بخواهيد البته من خودم هيچ وقت تلاشي براي اينکار ( يعني دستيابي به تريبونهايي مثل تلويزيون ) نکرده ام ، اما در بخش صنعت مثالهاي بسيار زيادي هستند که افرادي به راحتي به اين تريبون منحصر بفرد دست يافته اند.
اما باور کنيد بعضي از تريبونهاي تخصصي هستند که با وجود اينکه عموميت تلويزيون را ندارند ، اما اثربخشي آنها کمتر از تلويزيون نيست ، همين وبلاگ ساده و کم خرج که تنها هزينه راه اندازي آن علاقه است ، ميتواند بعنوان تريبوني عمل کند که با توجه به امکان تخصصي کردن آن ، قطعا اثر بخشي خيلي کمتري از تلويزيون نخواهد داشت.
1-2 سال پيش ، يکي از بزرگترين شرکتهاي توليد کننده داخلي ( که تحت مديريت يک گروه صنعتي اداره ميشود ) ، براي انعقاد قرارداد مشاوره با دفتر مشاوره اي که من هم در آن دفتر مشغول بکار بودم ، فراخوان داده بود.
اطلاع داشتم که موسسه ما ، وقت زيادي براي تهيه طرح پيشنهادي خود اختصاص داده . روزي که هيات مديره آن شرکت از کارشناسان موسسه ما براي دفاع بحث در مورد طرح پيشنهادي خود دعوت کرد ، به من هم گفتند همراه کارشناسان موسسه به جلسه بروم . خيلي تمايل نداشتم چون تقريبا هيچيک از اعضاء هيات مديره شرکت مذکور را نميشناختم.
وقتي وارد اطاق کنفرانس شرکت شديم ، و يکي از همکاران منرا معرفي کرد ، يکي از اعضاء هيات مديره شرکت لبخندي به من زد و بعد از معارفه ، خطاب به بقيه همکارانش گفت که من ايشان را از طريق وبلاگي که در زمينه مديريت دارند ميشناسم و هر روز مقالات وبلاگشان را دنبال ميکنم!
با وجود اينکه عليرغمميل شخصي ام به جلسه مذکور رفته بودم ، اما در طول جلسه تقريبا مباحث اصلي بين من و همين آقا صورت گرفت و نهايتا منجر به عقد قرارداد 2 ساله اي با موسسه ما شد که هنوز هم عليرغم خروج من از آن موسسه ، ادامه دارد.
خيلي سخت نيست ، باور کنيد.
