مترجم: حمیده حسین زاده
همواره بخشی از توجه شما به بدست آوردن مشتریان جدید معطوف است، درست است که مشتریان ثابت، ستون اصلی موفقیتتان هستند اما اگر به دنبال رونق گرفتن کسب و کارتان هستید باید تعداد آنها را زیاد کنید.
یکی از مهمترین راهها برای حصول آن این است که خودتان را به عنوان کارشناس معرفی کنید تا مشتریان تازه وارد شما را به عنوان یک فرد حرفه ای و مطلع که راهنمایی ها و افکارش همیشه موثر واقع می شود بپندارند.
در این صورت احتمال زیادی وجود دارد که پولی را که با سختی بدست می آورند در اختیارتان قرار دهند. در ادامه این مقاله راههایی را می یابید که می توانید از آنها برای معرفی خودتان به عنوان کارشناس و متخصص استفاده کنید.
صلاحیت هایتان را در معرض نمایش بگذارید
صلاحیت هر چیزی است که شما به خدمت می گیرید تا انعکاس فوق العاده ای در شغل شما داشته باشد. مثلا صلاحیت معلم می تواند شامل تحصیلات کامل او و سالهایی که به عنوان مدرس مشغول کار بوده، باشد یا در مورد نویسنده می تواند لیستی از عناوینی که توسط او منتشر شده، باشد.
اینکه شما مدرک کارشناسی ارشد یا دیپلم داشته باشید، مهارت ها و صلاحیت هایی دارید که می توانید به ارزش موسسه ها دست پیدا کنید، حتی لازم نیست مثل یک نویسنده واقعی کتاب بنویسید می توانید یک نویسنده مجازی توسط هر کدام از مراکز تجاری آزاد آن لاین مثل Elance.com انتخاب کنید تا افکارتان را به یک نثر با نفوذ و قدرت مند تبدیل کند.
همچنین می توانید از روش های سنتی نشر کتاب نیز صرف نظر کنید و یک ebook بسازید یا کتابتان را به یک انتشارات آن لاین مثل iuniverse.com ارائه دهید.
هر کدام از این راهها می تواند کمک موثری برای شما باشد که خودتان را به عنوان کارشناس معرفی کنید.
موفقیت هایتان را بر سر زبانها بیندازید
مردم به طور طبیعی به سمت افراد موفق کشیده می شوند، و آنها همیشه مایلند که کاری را با یک شرکت موفق انجام دهند تا شرکت هایی که فقط به نتایج پیش پا افتاده توجه دارند.
اما مشتریان تازه وارد چگونه متوجه موفقیت های شما می شوند بدون آنکه به آنها چیزی در این باره بگویید.
یکی از مهمترین راههای بر سر زبان انداختن موفقیت ها تهیه و پخش اطلاعیه رسمی است.بسیاری از کسانی که شغل های جزیی و کوچک دارند فکر می کنند برای فرستادن اطلاعیه رسمی به بخش روابط عمومی نیازمندند، اما شما می توانید از طریق فرستادن ایمیل یا پست کردن به سایت ها این کار را انجام دهید یا حتی می توانید آنها را به روزنامه های محلی یا مجله ها بفرستید، با این کار می توانید علاقه آنها را نیز نسبت به کارتان بر انگیزید.
همانطور که دیدید راههای زیادی وجود دارد که بتوانید خودتان را به عنوان یک متخصص آگاه در رشته مورد نظرتان نشان دهید.
اگر یک بار از آنها استفاده کنید متوجه می شوید که مشتریان تازه وارد به شما به دید یک فرد قابل اعتماد نگاه می کنند که این باعث فروش و سود بیشتر برای شما می شود.
ممکن است مجبور شوید کارهای زیادی انجام دهید تا مردم را نسبت به مهارتتان متقاعد کنید ولی مطمئنا نتیجه ای که بدست می آورید ارزشش را دارد.
نكته اول:
كار خود را تا حد ممكن به طور مؤثر سازماندهي كنيد. براي پيشرفت موفقيتآميز بايد بتوانيد كارتان را به طور مؤثر و عالي سازماندهي كنيد. مقولههايي كه در اين زمينه ميگنجد عبارتند از:
مديريت زمان، سازماندهي وظايف و مديريت خود. اهداف شغلي خود را بهطور واقعي معين كنيد و ببينيد آيا با تدابيري كه انديشيدهايد و گامهايي كه در اين زمينه بر ميداريد واقعاً به آن دست مييابيد.
سعي كنيد تا حد امكان مراحل پيشرفت را آسان سازيد و از انجام كارهاي غيرضروري بپرهيزيد.وظايف خود را به ديگران محول كنيد تا زمان بيشتري براي انجام كارهاي مهم و اساسي داشته باشيد.
اگر در زمينهاي به تنهايي قادر به پيشرفت نيستيد، از ديگران كمك بگيريد. همچنين با بررسي نحوه مديريت افراد موفق بر كارهايشان، از تجربيات آنها استفاده كنيد.
نكته دوم:
با خودتان كنار بياييد. در طول پيشرفت مراقب خود باشيد. اگر از نظر جسمي و روحي صدمهاي به شما وارد شود، بدون شك صعود و ترقي هيچ سودي براي شما نخواهد داشت.
ــ روزانه زمان مناسبي را به استراحت اختصاص دهيد. شما بايد باتريهاي خود را شارژ كنيد تا در هر زمان با كمبود انرژي مواجه نشويد.
- توجه داشته باشيد كه از توازن و تحرك متناسبي برخوردار باشيد.
- متعادل و سالم غذا بخوريد.
- به دنبال يك سرگرمي سالم براي خود باشيد تا با آن بتوانيد تمدد اعصاب كنيد.
- از روابط خصوصي كناره نگيريد و همواره به روابط دوستانه و زناشويي خود توجه خاص داشته باشيد.
نكته سوم:
ديدگاه خود را در مورد مشكلات و سختيها تغيير دهيد. سختيها ميدان مبارزهاي براي شما هستند.
چگونه با مشكلات و سختيها روبرو ميشويد؟ آيا بسرعت دلسرد و مأيوس ميشويد و قطع اميد ميكنيد؟ يا احساس ترس و وحشت تمام وجودتان را در بر ميگيرد؟ ديدگاه و عقيدهتان را تغيير دهيد.
سختيها و مشكلات موقعيتهايي هستند كه ميتوانيد در آن چيزهايي فرا بگيريد و به پيشرفت خود ادامه دهيد. اگر بتوانيد به مشكلات اينگونه بنگريد، ميتوانيد مسير پيشرفت خود را بهتر بپيماييد و با انرژي و قدرت بيشتر به كار خود ادامه دهيد.
نكته چهارم:
از اشتباه كردن نهراسيد. احتمالاً شما نيز اين را تجربه كردهايد كه اشتباه از سوي بيشتر افراد، منفي ارزيابي ميشود.
در مدرسه شخص به خاطر اشتباهاتش، نمره بد ميگيرد يا به خاطر كار اشتباهي كه از او سر زده است، سرزنش ميشود. اين ديدگاه منفي را از همين امروز رها كنيد. با اين ديدگاه، خودتان همچون سدي مانع از آزمودن راههاي تازه به دليل ترس از اشتباه ميشويد.
اشتباهات در فرآيند يادگيري يا ادامه پيشرفت مهم ضروري هستند. اشتباهات به شما اين امكان را ميدهد كه چيزهاي تازهاي ياد بگيريد.
اگر متوجه شديد كه كاري را اشتباه انجام دادهايد، از خود بپرسيد كه با چه ميزان دقت به آن پرداختهايد و آن را به چه نحو ديگري مي توانيد انجام دهيد و از آن چه چيزهايي فرا گرفتهايد براي اينكه ميزان خطاها و اشتباهات خود را كم كنيد، نياز به تجربه داريد.
حال اين سؤال پيش ميآيد كه فرد چگونه تجربه كسب ميكند؟ جواب سؤال اين است: زماني كه شما اشتباه كرديد، از آن چيزي ياد ميگيريد.
نكته پنجم:
جدي نگيريد! اهداف پيشرفت براي بيشتر انسانها يك امر جدي است و آن حول محور پول، موفقيت و آينده ميچرخد.
همواره سعي كنيد كه از خردهبيني يا جديگرفتن بيش از اندازه امور بپرهيزيد. همواره جانب اعتدال را در شوخي به هنگام انجام كارهايتان نگه داريد. گاه به خودتان بخنديد. افرادي كه از خود امواج مثبت ساطع مي كنند و به ديگران آرامش ميبخشند، مؤثرتر و موفقتر از كساني هستند كه با چهره كاملاً جدي به هر قيمتي كه شده ميخواهند موفق باشند.
به پيشرفت به عنوان بخشي از زندگي خود بنگريد، نه بيشتر و نه كمتر. هرگاه موفقيت شغلي براي شما بسيار مهم جلوه كرد، به اين بينديشيد كه موارد با ارزش ديگري نيز در شما وجود دارند.
نكته ششم:
به سرنوشت خود اعتماد كنيد. به عنوان آخرين نكته به شما پيشنهاد ميكنيم كه هدف خود را براي يك بار هم كه شده رها كنيد.
وقتي كه ما با شدت زياد چيزي را بخواهيم، گاه اين گونه به نظر ميرسد كه از دست ما ميگريزد. از اين رو آرامش را در خود پرورش دهيد و به سرنوشت خود اعتماد كنيد.
اگر شما گامهاي موفقيت را به نحو احسن برداشته و اكثر نكتهها را براي پيشرفت مورد توجه قرار دادهايد مطمئن باشيد كه موفق ميشويد. بنابر اين به خود اعتماد داشته باشيد و آن را به حال خود رها كنيد.
برانوين فراير وجوليا كربي
"سيد شاون" ده سال است كه مديريت خدمات مالي شركت NMO را بر عهده دارد و تجربه بالايي در حوزه بازاريابي دارد. او فردي سخت كوش است كه همواره از عملكردي بالا برخوردار بوده است.
شاون همواره يك منبع ارزشمند اطلاعاتي براي مسئولان فروش شركت خود بوده وبه ديگر مديران شركت مشاوره مي دهد. بسياري از مديران شركت براي انجام دادن وظايفشان به مشاوره و اطلاعات شاون وابسته اند.
"سيدشاون" مردي با 400 پوند وزن است. وقتي شاون به اين سمت منصوب شد، "بيل ها گلان" نايب رئيس NMO احساس مي كرد كه تصميم درستي براي استخدام او نگرفته است. شاون به خوبي مي دانست كه با فروش محصولات NMO با فراز و نشيب زيادي رو به رو بوده است.
او براي موفقيت در سمت جديدش، مديران شركت را مجذوب مشاوره هاي خود كرد. در زمان فروش رودر رو، چه تصويري از شاون ترسيم مي شد؟ آيا او مي توانست آن دسته از نيازهاي فيزيكي كارش را كه نيازمند سرعت عمل بودند به خوبي انجام دهد؟ "بيل هاگلان" به شدت از عملكرد او متعجب شده بود.
با توجه به فراگير شدن چاقي در ايالات متحده ،شركت ها نگران آثار آن بر هزينه هاي بيمه و سلامت كارمندانشان شده اند. به هر حال آنها مجبورند سياست هايي را جهت تطابق با شرايط كارمندان چاق خود تدوين كنند.
آيا چاقي نوعي ناتواني است؟ يا چاقي ناشي از مشكلات شخصي است و كار فرما نبايد هيچ نوع صبر و شكيبايي نسبت به آن به خرج دهد؟
2- تدوین منشور اخلاقی:
تشویق و ترغیب کارکنان به ارزشهای اخلاقی و حرمت نهادن به آن بدون وجود مقررات مکتوب در این زمینه راه به جایی نخواهد برد و تمام تلاشها برای استمرار اصول اخلاقی در سازمان بی نتیجه خواهند ماند.
بهترین راه برای مبارزه با اصول غیراخلاقی همانا عمل به مقررات مدون و پذیرفته شده ای است که در اساسنامه سازمان ذکر گردیده اند. باوجود یک منشور اخلاقی راه برای بروز رفتارهای غیراخلاقی مسدود خواهد شد وکسی جرأت پیدا نخواهد کرد که خارج از این قاعده عمل کند.
زیرا در صورت تخلف فردی از این اصول، مجازات و برخورد قانونی در انتظار وی خواهد بود.
3- ارزیابی عملکرد :
اگر فرد عملکرد ضعیفی از نظر اخلاقی در کارنامه خود دارد علل آن را باید شناخت. آیا از شغلش ناراضی است؟شاید شغل وی هیچ تناسبی با علاقه و تخصص او نداشته باشد.
یا ممکن است که فقر و دیگر مشکلات اقتصادی موجود در جامعه باعث شود فرد ناخواسته دست به اعمال غیراخلاقی بزند همچنین باید بررسی نمود که آیا شایسته سالاری در سازمان حاکم است؟ میزان مشارکت و تعهد کارکنان در چه سطحی قرار دارد؟ آیا بین مدیران و پرسنل تعارض وجود دارد؟ آیا جو بی اعتمادی و نگرش منفی در محیط سازمان سایه گسترانده است؟
به هر حال عوامل پیش گفته می توانند تاثیر زیادی را در رشد اصول غیراخلاقی به همراه داشته باشند. باید عملکرد کارکنان مورد ارزیابی مداوم قرار بگیرد و نسبت به آنها یک سیستم پاداش و تنبیه مناسب اتخاذ گردد.
از سوی دیگر بابرگزاری کارگاه های آموزشی و توجیهی و پرورش ذهن و روح کارکنان نیز می توان اعمال و رفتارهای غیراخلاقی را از صفحه فکری او پاک کرد. آخرین گزینه در برخورد با تکرار اعمال غیراخلاقی در سازمان اخراج و طرد کارمند خاطی از سازمان است، تا رفتار ناشایست و اعمال غیر اخلاقی مانند ویروس به دیگر اجزا، سازمان سرایت نکند.
در ضمن برای پیشگیری از حاکمیت ناهنجاری های غیر اخلاقی بر سازمان باید فرآیندهای تقویت کننده اصول اخلاقی را شناخت و در سازمان به کار گرفت.
از این میان می توان به شناخت بیشتر شخصیت خود و خودسازی در میان کارکنان، قدرت کنترل و تسلط بر نفس خویش، احساس تکلیف در برابر سازمان و سنجش اعمال نیک و بد خود، اشاره نمود.
حال بر اساس آنچه که مطرح شد می توان چنین نتیجه گرفت که اصول اخلاقی یکی از دستاوردهای اجتماعی هر کشوری است، اگر اصولی اخلاقی متعارف در بین مردم نهادینه نشده باشد و اشخاص به صورت خودانگیخته ملزم به رعایت این اصول نباشند تبعات آن در سازمان ها به مراتب ویرانگر خواهد بود.
نابسامانی های موجود در جامعه در زمینه اخلاق و ارزش یافتن انگیزه های مادی و کم بها دادن به ارزشهای معنوی زنگهای هشدار را به صدا در می آورند. اصول غیراخلاقی موجود در محیط های کار به یقین از سوی جامعه به درون سازمانها تسری یافته اند.
اما پرسش این است که برای مقابله با آن چه باید کرد؟
آیا باید دست روی دست گذاشت و شاهد و ناظر آن بود تا به صورت یک اپیدمی سراسر سازمان را فراگیرد؟
یقیناً تسلیم کوچک تسلیم بزرگ را در پی خواهد داشت ، از این رو اگر قصد دارید معیارهای اخلاقی به صورت یک فرهنگ در سازمان ها نهادینه شود باید به راهکارهای مناسب آن عمل کنید.
آموزش صحیح کارکنان و پرورش مهارت های انسانی و رفع نیازهای اساسی زندگی افراد باعث خواهد شد تا کم کم اصول غیراخلاقی در هر سازمان رنگ ببازند و اصول اخلاقی جایگزین آن شوند.
پايان
سازمان مجموعه ای از افراد است و در هر سازمان نقش افراد، انجام دادن کارها و پیشبرد وظایفی است که به آنها محول می شود، برای اجتناب از آسیب دیدن سازمان اگر اخلاق بر سازمان حاکم باشد و اصول اخلاقی از طرف سازمان و کارکنانش مراعات گردد از چند جهت در موفقیت سازمان موثر خواهد بود.
نخست اصول اخلاقی به عنوان یک ارزش در سازمان نهادینه خواهد شد. دوم اینکه بین سازمان و کارکنان آن روابط موثر، شفاف و دوستانه برقرار می شود و در نهایت سازمان شاهد پویایی و عملکرد مثبت کل سازمان خواهد بود.
ارزش های اخلاقی خوب و ناهنجاری های اخلاقی بد در همه سازمان ها وجود دارد اما به محیط، فرهنگ و شیوه رفتار افراد بستگی دارد. رفتار اخلاقی کارمند به دو عامل ارزشهای شخصی و جو حاکم بر سازمان وابسته است.
برای مثال چنانچه سیستم پاداش سازمان به گونه ای باشد که از رفتار نادرست افراد چشم پوشی نماید و حتی آنها را مثبت جلوه دهد، افراد شایسته هم ممکن است دست به کارهای نادرست بزنند.
هنگامی که سازمان به افراد دروغگو و متقلب و یا کسانی که اعمال خلاف را انجام می دهند، ارتقاء مقام بدهد و یا آنها را مورد ستایش قرار دهد، چنین برداشت می شود که رفتارهای غیراخلاقی بازدهی مناسبی دارند، اینجاست که اصول غیراخلاقی در سازمان ریشه می گیرد.
اصول غیراخلاقی کدامند؟
حاکمیت روابط بر ضوابط تنها یکی از مواردی است که سازمانها را به طرف بیراهه غیراخلاقی می کشاند.
موارد دیگری مانند: تاخیر کارکنان هنگام ورود به سازمان، ترک محل کار، پنهانکاری، انجام کارهای شخصی در محل کار، استفاده از امکانات سازمان به نفع خود، دزدی اموال سازمان، فاش کردن اسرار سازمان، ریاکاری و چاپلوسی، اخذ رشوه و... گاهی به صورت ارزش درآمده اند. متاسفانه تمامی موارد پیش گفته کم و بیش در بسیاری از سازمانها وجود دارند.
درباره علت پیدایش چنین ناهنجاری هایی در سازمان چندین دلیل اساسی را می توان مطرح کرد: عدم احساس مسئولیت، فقدان باورهای اخلاقی، نبود وجدان کاری، پایبندنبودن به تعهدات خود در قبال سازمان، حاکمیت ارزشهای مادی در برابر ارزشهای معنوی و... در پیدایش اصول غیراخلاقی در سازمان موثرند. در این راستا نقش مدیران سازمانها در پیرایش چنین روحیاتی در کارکنان را نباید نادیده گرفت.
مدیری که رفتاری درست و صادقانه دارد بدون آنکه قصد آموزش کارکنان را داشته باشد به آنان تعهد اخلاقی را یاد می دهد و الگوی کارکنانش در زمینه اخلاق می شود یا به بیان دیگر مظهر ارزشهایی است که در سازمان غالب هستند.
اگر مدیر از کارکنانش انتظار مشارکت در انجام کار، وظیفه شناسی، انضباط و جدیت را دارد یا سهل انگاری، کم کاری و حیف و میل منابع را نمی پذیرد در مقابل آن عدم درک و نادیده گرفتن نیازهای کارکنان و نیز عدم برقراری شرایط مناسب کاری از طرف مدیر پذیرفتنی نیست.
تجمل پرستی مدیر راه را برای بروز رفتارهای غیراخلاقی در محیط سازمان هموارتر می سازد. اتاق کار مجلل و اتومبیل گران قیمت، برپایی جلسات بی محتوا و مسافرت های بی دلیل به بهانه ماموریت جزء عواملی هستند که نقش مدیر را درشیوع اصول غیراخلاقی در سازمان به اثبات می رسانند.
بدون شک چنین اعمال و رفتاری از طرف مدیر تاثیرات سوء و مخربی را در بین کارکنان به جای خواهد گذاشت و آنان تصویر ذهنی منفی نسبت به سازمان و مدیرش خواهند داشت.
در اینجا این پرسش مطرح می شود که در برابر شیوع رفتارهای غیر اخلاقی در میان کارکنان، از سوی مدیریت چه تدابیری باید اندیشه شود. برخی از اقدامات لازم در رویاروئی با ناهنجاری های غیراخلاقی در سازمان از این قرار است:
1- ایجاد مدل گزینشی مناسب:
افراد برای سازمان یک سرمایه انسانی محسوب می شوند چرا که سازمان برای جذب و به کارگیری آنان هزینه های زیادی را پرداخته است. اگریک سیستم جامع گزینش در سازمان حاکم نباشد و از اصول و رویه های غیرمنطقی پیروی گردد، یقیناً افراد نالایق و ناکارآمد وارد سازمان خواهند شد.
مصاحبه های استخدامی باید توسط روانشناسان و کارشناسان مجرب سازمان صورت گیرد تا با آگاهی از روحیات و اعتقادات فرد و نیز شناخت بهتر شخصیت او بتوانند افراد مناسب را انتخاب کنند.
اگر سازمان می خواهد اصول اخلاقی را حاکم کند، پیشگیری از ورود افرادی که با هنجارهای سازمان هماهنگی ندارند تدبیری است به مراتب تاثیر گذارتر از درمان آن. افراد صادق، امین، باوجدان و درستکار از دل همین سیستم مناسب است که به سازمـان راه پیدا می کنند و باعث ترقی آن می شوند.
ادامه دارد
4- بيست گام براي مديريت موفق زمان
1- اهداف خود رامشخص ساخته وآنهارامكتوب كنيد. سپس اولويت خود را مشخص سازيد.
2- براهداف تأكيد كنيد، نه برفعاليت ها .
3- هرروز، حداقل يك هدف عمده براي خود قائل شده وبكوشيدتاآن را متحقق سازيد.
4- نحوه استفاده ازوقت خود رادرجدول زماني به شكل نوبه اي يادداشت كنيد وباتجزيه وحليل آن مشخص سازيد كه ازوقت خودچگونه استفاده كنيد.
5- آنچه راكه براساس اهداف پيش بيني شده انجام مي دهيدتجزيه وتحليل كنيد.
6- هرهفته، حداقل يك چيزراكه پيش ازسايرموارد وقت شماراتلف مي كند، اززندگي خودحذف كنيد.
7- وقت خودرابرنامه ريزي كنيد. براي هرهفته يك طرح تهيه كنيد.نتايجي راكه اميدواريدتاپايان هفته بدست آوريد وآنچه راكه براي دستيابي يه اين نتايج بايدصورت دهيد، مشخص سازيد.
8- هرروز(براساس برنامه هفتگي )فهرستي ازآنچه بايدانجام دهيد، تهيه نماييد. اين فهرست بايد شامل روزانه اولويت هاوتخمين هاي زماني باشد.
9- هرروزوقت خودراچنان زمان بندي كنيدكه ابتدا مهم ترين كارهاراانجام دهيد.
10- اطمينان حاصل كنيدكه اولين ساعت روزكاري شماسودمندباشد.
11- براي هركاري كه انجام مي دهيد، يك محدوديت زماني قائل شويد.
12- سعي كنيدباتوجه به زمان بندي قائل شده ، كارخودرا دراولين آزمايش نيزبه خوبي انجام دهيد.
13- ازوقوع بحران درزندگي خودجلوگيري كنيد. سعي كنيددليل غلط انجام شدن اموررابيابيد. بياموزيدكه درعوض برخوردانفعالي ، برخوردپوياوفعال داشته باشيم.
14- دركار روزانه خود، ساعتي رابراي استراحت پيش بيني كنيد.
15- عادت كنيدآنچه راشروع مي كنيد، به پايان رسانيد.
16- باتعلل ومسامحه كاري مبارزه كنيد.
17- مديريت بهتروقت رابه يك عادت روزمره تبديل كند.
18- تازماني كه ميتوانيد وقت خودراصرف مسايل مهم كنيدازصرف كردن آن براي كارهاي كم اهميت تراجتناب ورزيد.
19- براي انجام دادن كارهاي مختلف ، خوابيدن، استراحت كردن، كاروتلاش نمودن ،زمان تعيين كنيد.
20- دررابطه بازمان براي خود يك وظيفه شخصي داشته داشته باشيد.
دستيابي به موفقيت درزندگي منوط به اجراي اصل «حذف وانتخاب» است ، انتخاب بين اعمال باارزش وفعاليتهاي بي ارزش .
طبق قانون20/80 پارتو، ازده كاري كه بايدانجام دهيد،دوتاي آن 80درصدازنتيجه مطلوب راعايدتان مي كند، آن دوكاررامشخص كنيدوبه آنهااولويت يك بدهيدوبايك برنامه ريزي صحيح فورا"به انجام آنهااقدام کنيد.
پايان
مهارت يعني به كارگيري دانش و ضرورت بكارگيري مديريت زمان وتنظيم منطقي اوقات دراختيارمديران وكاركنان چه دربعد سازماني وياخصوصي به درستي نشانگراين است كه"زمان منتظر كسي نمي ماند."
مديرت بروقت، مديريت بركارومديريت برخود سه امرلاينفك وتجزيه ناپذير هستند ومي توان به جرأت گفت كه مديريت زمان درواقع همان مديريت برخود است.
اگرسيستم مديريت زمان با نيازها متناسب باشد ، مي تواند انسان را درمدت كمتري مواجه باموفقيتهاي بزرگتري نمايد.
هرانسان دقيقا"1440 دقيقه درشبانه روز در اختيار دارد و اصول مديريت بهره وري از زمان حكم مي كند كه نسبت «ستاده به داده »را از طريق صرفه جويي دركميت وقت كه درصورت كسرقرار دارد منبع ( ياداده (ويا افزايش كيفيت وقت كه درمخرج كسر قرار گرفته خروجي (ياستاده ( بهبود بخشيم. با رعايت نكاتي درمورد انجام كارها ي روزانه جهت دستيابي به نتايج بهتربه شرح زيرمي توان درطول عمربرداشت بيشتري به دست آورد.
1- اولويت بندي كارها:
-كارهاي مهم وفوري
-كارهاي مهم وغيرفوري
-كارهاي غيرمهم وفوري
-كارهاي غيرمهم وغيرفوري
- كارهاي بيهوده ووقت گير
2- برنامه ريزي زمان :
اهداف زندگي و فعاليتهايي را كه مد نظرداريد در زمينه هاي كار وحرفه ، اجتماعي، فرهنگي ،خانوادگي، شخصي و…طبق ليست زير زمان بندي ومكتوب نماييد.
-تهيه فهرستي از اهداف استراتژيك ، بلند مدت ، ميان مدت ، كوتاه مدت ، اقتضائي وبحراني
-اولويت بندي اهداف وتعيين اهداف اولويت دار
-تهيه فهرستي ازكارهاي لازم براي دستيابي يه اهداف اولويت دار
-تهيه وبرنامه زماني انجام كارهاي اولويت داربااستفاده ازجدول مديريت زمان
3- نمونه هاي راهزني زمان :
- ديرآمدن و زود رفتن
- طولاني نمودن وقت نهار، استراحت وچاي
- تمارض
- تلفن هاي خصوصي زياد
- كارهارابه اضافه كاري كشاندن
- گفتگوهاي خصوصي زيادباهمكاران
- مطالعه روزنامه وكتاب نامرتبط باكار
- انجام كارهاي خصوصي
- وقت گذرانيهاي بيهوده