اعتراض دارم آقا!
به اين مردم بي همت اعتراض دارم ، به اين که نفت بجاي اينکه سر سفره مردم نيازمند و محتاج خودمان بيايد ، سر از سفره ديگران و از ما بهتران در آورد اعتراض دارم .
من بچه همين انقلابم . بله چند سالي قبل از انقلاب به دنيا آمده ام ولي تا آمدم دست چپ و راستم را بشناسم ، ديدم اطرافم شلوغ است ، ميگفتند انقلاب شده ، انقلابي که به نفع مستمندان و نيازمندان است !
ميگفتند سازماني ايجاد شده که ساماندهي وضع مستضعفان را به عهده دارد و اوضاع آنها را دگرگون خواهد کرد!
ميگفتند در نتيجه اين انقلاب . . .
امروز طبق برنامه از پيش تعيين شده ، براي توزيع مواد غذايي تهيه شده جهت عده اي نيازمند ، به کوچه ها و خانه هايي سر زدم که بعيد ميدانم شما اسمش را خانه بگذاريد.
تصحيح ميکنم ، آلونک هايي که فقط سرپناه بودند ، نه بازهم تصحيح ميکنم ، حتي بعضي از آنها سرپناه هم نبودند .
نميدانم چه بايد بگويم ، فقط ميدانم اعتراض دارم . . . اعتراض .
امسال تعطيلات عيد براي من و خانواده ام 10 روز زودتر شروع شد ، فردا براي نظافت خانه مان در تهران ، من و همسر و دخترم عازم تهران هستيم تا انشاء الله براي عيد ميزبان مهمانانمان باشيم.
اينکه اين موضوع را گفتم به اين دليل بود که اگر اختلالي در بروز رساني وبلاگ پيش آمد ، عذرم موجه باشد البته بازهم مثل دفعات پيش کامپيوترم را همراه خواهم برد ولي به هرحال چون اين چند وقت را در اختيار خانواده هستم ممکن است به اين راحتي ها مرخصي ندهند مخصوصا که همسرم حساسيت عجيبي به کامپيوترم دارد.
ببخشيد که طولاني شد.
ارادتمند
مترجم: مروارید درودی زاده
1)حتما به مشتریان خود اشانتیون (نمونه تبلیغاتی مجانی) را ارائه دهید. این کار به مشتری اجازه می دهد تا بدون اینکه پولی برای محصول شما پرداخت کرده باشد آن را امتحان کند.
2)کلاسهای آموزشی رایگان برگزار کنید . مثلا اینکه چگونه از لوازم آرایشی شما استفاده کنند؟چگونه با محصول شما یک اصلاح سر زیبا داشته باشند؟ چگونه با استفاده از محصول شما پوست خود را شاداب نگه دارند و یا حتی چگونه با استفاده از محصول شما گلهای باغچه خود را شاداب نگه دارند و یا چگونه دیوار خانه خود را تعمیر کنید و... وقتی مشتری از نزدیک طریقه استفاده از محصول شما را ببیند مشتاق می شود که علاوه بر محصول شما تمام لوازم جانبی که شما در کار خود استفاده کردید را هم خریداری کند.
3) برگزاری workshop ها تقریبا مثل مثال بالا می باشد و می تواند برای لوازم مورد نیاز برای طراحی فضای سبز در یک محیط آزاد در نظر گرفته شود.
4)محصول خود را به عنوان هدیه مجازی در کنار یک خرید دیگر به مشتری ارائه دهید.
5)اگر مثلا محصول شما یک تی- شرت 25 دلاری است آن را در مقابل هر 500 دلار خرید به مشتری ارائه دهید. این موضوع در چشم مشتری بسیار بزرگ جلوه می کند و در نهایت سود به شما برمی گردد.
6)این شعار را در کار خود اجرا کنید . «یکی بخر، 2 تا ببر»
7)کارتهای قرعه کشی برای محصولات خود ارائه دهید. مثلا اگر یک مشتری تا یک مبلغ خاصی از فروشگاه شما خریداری کرد به او کارت قرعه کشی دهید تا دریک قرعه کشی بزرگ شرکت کند.
8) یک شعار دیگر هم هست که باعث می شود مشتری به طرف محصول شما بیاید. «امروز بخرید و درطول 12 ماه پول محصول خود را پرداخت کنید.»
9 ) چندین محصول را با یک بسته بندی در اختیار مشتری قرار دهید. این کار مخصوصا در مورد لوازم آرایشی بسیار کار برد دارد. گاهی یک محصول فروش کمتری دارد. به این ترتیب شما می توانید محصولات پر فروش خود را در کنار محصولات کم فروش به مشتری ارائه دهید.
10) دقیقا در زمانی که مشتری در گرما گرم خرید از شماست محصولات دیگر خود را که در رابطه با خرید اوست به او معرفی کنید. احتمال خرید مشتری در این زمان بسیار زیاد است.
11)اطلاعات خود را در مورد محصول به صورت خلاصه و مفید در اختیار مشتری قرار دهید. می توانید این اطلاعات را همراه با بروشور به آنها ارائه دهید.
12)در کنار محصول خود خدمات پس از فروش رایگان ارائه دهید.
13)اجازه دهید تا مشتری به صورت رایگان با شما در تماس باشد و از روشهای استفاده صحیح محصول شما مطلع شود.
14)طراحی خوبی را برای بسته بندی محصول خود در نظر بگیرید. درست است که این کار هزینه هایی در بر دارد اما در نهایت باعث جلب مشتری و افزایش فروش شما می شود
شما بايد طى دو ماه اول كار خود با تك تك زيردستان واحدتان، حداقل يكبار، به گفت و گو بنشينيد.
البته اين كار را طى هفته اول انجام ندهيد، زيرا بايد به زيردستانتان اين فرصت را بدهيد كه به وجود شما در واحد عادت كنند. وقتى زمان صحبت فرا رسيد، بايد زيردستان را به دفتر خود بخوانيد و طى گفت و گويى رسمى و بدون شتابزدگى، از نظرات آنها مطلع شويد.
هرگز بيش از آنچه لازم است، صحبت نكنيد. اين صحبت رسمى شما، صرفاً براى اين است كه ديگران بتوانند با شما ارتباط برقرار كنند. نه آنكه شما سخنورى كنيد. ( آيا هرگز توجه كردهايد كه هر چه بيشتر به طرف مقابل فرصت صحبت كردن بدهيد، اطلاعات بيشترى كسب مىكنيد؟)
اگر چه نگرانيها و نظرات شخصى كارمند بسيار مهم است، اما ارجح است كه صحبت را به مباحث مربوط به كار محدود كنيد.
برخى اوقات تعيين اين نوع محدودهها و مرزها بسيار دشوار است، زيرا ممكن است مشكلات خانوادگى بيش از هر چيز ديگر كارمند شما را آزار دهد و او حتى دراين زمينه نيز لب به سخنبگشايدو چيزهايى بگويد، اما شما هميشه بايد از اظهار نظرهاى شخصى در مورد مسايل خصوصى كاركنان خود احتراز كنيد.
صرفاًبه دليل اين كه رييس شدهايد، نبايد تصور كنيد كه حالا ديگر كارشناس كليه مسايل و مشكلات شخصى زيردستان خود نيز هستيد.
به حرفهاى آنان با دقت گوش بدهيد، زيرا اغلب آنها فقط مايلند كه كسى به صحبتهاى آنها گوش كند. البته بايد بطور كامل و خالصانه به زيردست و مسايل وى علاقهمند بود و نمىتوان تظاهر به اين امر كرد، زيرا طرف مقابل اين مساله را بخوبى درك مىكند.
روش خوبى كه ميتوان در اين خصوص به كار برد، اين است كه در حين صحبت نبايد چيزى بگوييم كه نشان دهندهى تمايل ما به خاتمهى گفت و گو باشد.
نبايد اين احساس را در ديگرى به وجود آورد كه بايد فورا محل ديدار و گفت و گو را ترك كند .مثلا اگر گفت و گوى شما فقط ده دقيقه طول كشيده است و شما بگوييد گفت و گوى خيلى خوبى داشتيم كارمند فورا پى مىبرد كه اين جمله به معناى خاتمهى صحبت است.
اگر مىخواهيد كاركنانتان فكر كنند كه گفت و گوى صميمانه يى با شما دارند، هرگز به عنوان خاتمه دهندهى گفت و گو عمل نكنيد. اما مواقعى وجود دارد كه بايد به گفت و گوخاتمه داد. براى اين كار راههايى اصولى و صحيح وجود دارد.
راههاى خاتمه دادن به گفت و گوها خوب است در اينجا نمونه هايى براى خاتمه دادن به گفت و گوها بيان شود.
دو هدف از ارايه ى اين نمونهها وجود دارد:
يكى اين كه زمانى كه اين روشهادر مورد خود شما به كار مىرود، با آنها آشنايى داشته باشيد، دوم اين كه خودتان در زمانهاى مقتضى از آنها استفاده كنيد.
اگر چه بايد در برخى مواقع (نظير مواردى كه با كارمندانتان براى نخستين بار صحبت مىكنيد) از به كار بردن آنها اجتناب كنيد، اما به هر حال اين راهها به عنوان ابزارى محسوب مىشوند كه بايد در جعبه ابزار مديريتى شما وجود داشته باشند.
اگر در دفتر شخص ديگر مشغول صحبت هستيد و مىبينيد كه ميزبان شما، قبل از اين كه تلفن زنگ بزند، دستش را روى گوشى تلفن مىگذارد، بايد متوجه شويد كه اين كار بعنوان نشانهيى براى خاتمه دادن به گفت و گو است.
وى با اين عمل مىگويد: به محض اين كه برويد، قصد دارم تلفن بزنم. روش ديگر اين است كه ميزبان شما نامهيى را از روى ميز خود بردارد و در حين صحبت شما، مرتبا به آن نگاه كند.
روش ديگر براى خاتمه دادن به صحبت اين است كه ميزبان طورى صندلى خود را در پشت ميزش جابه جا مىكند كه گويى قصد دارد از جايش برخيزد و اگر اين حركت كارساز نباشد و طرف مقابل متوجه نشود، از جا بلند مىشود.
اين كار هميشه منظور اصلى را منتقل مىسازد. البته اين روش خيلى صريح و بى پرده به نظر مىرسدكه بايد از آن پرهيز كرد، اما برخى اوقات كاملاًضرورى است. لازم است اين نوع نشانههاى خاتمه دادن به گفت و گو را بشناسيم.
البته راههاى ديگرى نيز وجود دارند كه استفاده از آنها براى افراد مختلف، متفاوت است
مترجم:طاهره یادگاری
این 3راه ساده فروش در اثر تقاضای شخصی مشتری صورت می گیرد. آنها بی توجه اند به این موضوع که شما چه چیزی و چطور یا کجا محصولتان را می فروشید.
1.دقت کنید که توجه مشتری را به خود جلب کنید.
آیا 3 پیغام تبلیغاتی فروش را به خاطر می آورید؟ آیا می توانید حتی یکی از آنها را هم به خاطر آورید؟ اکثر مردم قادر نیستند....
و این شامل مشتریان آینده شما نیز می شود. و دلیل آن است این که آنها به تاثیر مستقیمی که تبلیغ بر رویشان می گذارد، آگاهند ولی شاید در ظاهر آن را رد می کنند.
این یک مانع بزرگ است که شما باید بدانید چطور بر آن غالب شوید پیش از آنکه شروع به فروش کالایتان کنید.
شما باید توجه مشتری را کاملا جلب کنید- بسیار دقیق و سریع- و گرنه در فروشتان موفق نخواهید بود.
اینجا 3 راه پیشنهادی و اثبات شده است که توسط آنها قادر خواهید بود توجه مردم را به سرعت بدزدید:
-به طریق علمی اثبات کنید. مثلا بگویید: " حتی دکترم نیز از این محصول بهداشتي استفاده می کند. "
-آنها را با گفتن جمله ای خاص متعجب کنید مثلا: محصول ما را بخرید و تا یک ماه پولش را نپردازید.
-سوال تحریک آمیز بپرسید. مثلا: اگر شما یک تاجر رده بالایید، چرا 6 عدد از محصولاتمان را نمی خرید؟
توجه:
عنوان مقالاتتان بر روی وب سایت نیز می تواند جلب توجه خواننده کند. بسیاری از مردم در سایت های مختلف می روند و به سرعت از آن خارج و به سایت دیگری می روند- مگر اینکه به محض ورود به سایت با عنوان محرک یا تعجب بر انگیزی مواجه شوند.
2. بر روی روابط انسانی تاکید کنید.
بسیاری از مشتریان دور اندیش حاضرند از اشخاص حقیقی بیش از شرکت های حقوقی خرید کنند.
به جست وجوی راهی بپردازید که روابط شخصی شما را با مشتریان دوراندیش ایجاد کند. مثلا:
... اگر شما روبه روی مشتری و به صورت حضوری کالایتان را به او بفروشید، به زمان کمی جهت شناخت مشتری تان نیاز دارید و او نیز شما را حضوری بیشتر خواهد شناخت.
... اگر شما اقدام به فروش کالا بر روی اینترنت کنید نیازی به حرف زدن با مشتری ندارید و او از طریق عنوان های سایت تان و متن های آن به شما اعتقاد پیدا و خرید می کند. آنچه که شما در معرفی خود و محصولتان بر روی سایت ارائه می دهید باعث اعتماد مشتری می شود.
پس در انتخاب بهترین و ناب ترین عناوین که باعث بر آورده کردن نیاز مشتری می شود، کوشا باشید.
توجه:
خودتان کالا را به مشتری بفروشید تا از کالای مناسب و راحت شما آگاه شود. ولی در ادامه برای جلب اطمینان او تاریخچه شرکتتان و نتایج زیاد فروشتان را نیز به او ارائه دهید تا از توانایی زیادتان در صورتبخشی به وعده هایشان مطمئن شود.
2.موجب بیداری تصورات مشتری تان شوید.
سود کالایتان را برای مشتری در قالب کلماتی زیبا و کلام دلنشین متصور شوید. بعد به او بگویید که با این منافع و مزایای زیاد کالای ما چه احساسی در استفاده از آن دارد.
دقت کنید:
اگر کالایتان را می فروشید پس برای خریدار کالا شرح دهید که مزایای استفاده از آن چه لذت بخش خواهد بود و احساس مرفه بودن از کالا را بدون هیچ شکی به او بگویید.
مثلا: اگر به مشتری تان قایق می فروشید شرح دهید که با آن قایق در میان امواج آب همراه و کنار دوستان چه لذتی خواهندبرد.
اگر فرصت شغلی تان را این گونه ارتقا دهید، خودتان حتی تصور کنید که بعد از مدتی کار سخت در خانه بودن و بدون کارفرمای بالای سر چه لذتی خواهید برد.
توجه:
از اینکه کلمات و توضیحات شما باعث ایجاد تصورات دل انگیز می شود مطمئن شوید، نه اینکه با توضیحاتتان ویژگی های کالا را شرح دهید.
مردم در هنگام خرید، زیاد به ویژگی های کالا که در برگیرنده تکنولوژی پیشرفته است توجه نمی کنند. مثلا در هنگام خرید یک نوشیدنی خنک، حتی سالم، به درصد سلامت آن زیاد توجه ندارند. بلکه فقط می خواهند از خنکی آن در طول یک روز طولانی و گرم، لذت برند.
این 3 راه ساده فروش محصولات با اخلاق بشری نیز سازگار است. آنها را در صفحات وب خود بکار برید. درصد زیاد فروش باعث شگفتی تان خواهد شد.
فروشنده موفق و فروشنده ناموفق
از هفته گذشته تا به حال با فروشندههاي گوناگون در ارتباط بودهام. نام اولين فروشندهاي كه با او گفتگو كردم Frank بود با او درباره سايل مختلف بيمه و... صحبت كردم و در آخر از من خواست كه در كارش به او كمك كنم.
جواب او به سوالاتم بسيار طولاني بود و بايد آنقدر منتظر ميماندم تا سوال بعدي را بپرسم. صحبتهاي او درباره مسايلي بود كه من علاقه چنداني راجع به آن موضوعها نداشتم.
متأسفانه او سعي ميكرد من را به سوي اهداف خود و نقشههايش پيش ببرد اما من به او گفتم كه علاقهاي به آن موضوعات ندارم.
او مرد بسيار خوبي بود اما بسيار تندرو بود و كمتر به حرف من گوش ميداد و بيشتر حرف زدن خودش را ادامه ميداد. از كار كردن و سر و كله زدن با او خسته شدم و او را رها كردم و به دنبال كس ديگري گشتم كه با او همكاري كنم.
خلاصه متخصص ديگري كه بسيار هم با معلومات بود را پيدا كردم و به صحبتهايم دقيقاً گوش داد و بعد با هم قراردادي تنظيم كرديم. حال ميتوان ديد كه چگونه كار با Ronny، مردي اهل هندوستان كه بسيار هم با استعداد است لذتبخش است.
همسر و دخترم و خود من درباره بازار محلي صحبت ميكرديم. Ronny توجه ما را به خود جلب كرد و درباره محصولاتش شروع به توضيح دادن كرد. متوجه نبوديم كه او به فروش چه كالايي مشغول است و حتماً نميدانستيم كه آيا چنين توليداتي وجود دارند يا خير و اگر هم وجود داشتند در خريد آنها چنان جدي نبوديم.
Ronny درباره محصولاتش با اشتياق تمام شروع به صحبت كردن نمود، من هم درباره فرهنگ هندوستان و محل زندگياش با او صحبت كردم و او بسيار خوشحال شد كه من آنقدر درباره آنجا اطلاعات داشتم و كنجكاو شدم بدانم كه از حرفهاي كه دارد چه قدر درميآورد كه درآمدش Kiosk 6*12 بود كه هر Kiosk بالغ بر 000/000/3 دلار! ميشد.
او درباره فوايد محصولاتش برايمان صحبت كرد او وسيلهاي توليد ميكرد كه سر را ماساژ ميداد و وسيلهاي ديگر نيز توليد ميكرد كه تمام بدن را ماساژ ميداد و او توضيح داد كه آنها داراي مگنت هستند كه موجب استراحت و برطرف ساختن خستگي ميشود.
محصولي ديگر نيز توليد كرده بود كه حاوي بستهاي بود كه درونش گياهي قرار داشت و ميتوانستي آنها را بو كني. آن را گرم ميكنند و در قسمتي از بدن قرار ميدادند كه با آن بدن را به آرامش نسبي برگردانند.
ميخواستيم كه از او آن كالا را خريداري كنيم و او گفت: فروشنده كسي است كه يخ را بتواند به اسكيموها بفروشد. ما نميخواستيم چنين چيزهايي را خريداري كنيم اما آنقدر برايمان جالب بود كه تصميم گرفتيم آنهارا خريداري كنيم.
به ياد جمله دكتر Wayne Dyer افتادم:
«زماني كه واقعاً دوست داريد براي اشخاصي كه ميخواهند چيزي را خريداري كنند، كاري انجام دهيد، آن كالا را فروختهايد و در حقيقت آنها خريدار ذوق و علاقه شما براي خريد آن كالا هستند.»
در برخورد با Ronny دقيقاً همين موضوع اتفاق افتاد.
آيا اين موضوع براي شما هم پيش آمده است؟
آيا شما هم به نياز مشتريان توجهاي خاص داريد؟
براي شما هم مهم است كه به حرفهايشان گوش دهيد؟
آيا كاري براي متحول ساختن كارتان و بدست آوردن مشتريان و نيازهايشان انجام دادهايد؟ و در آخر محصولاتي از Ronny خريداري كرديم و احساس كرديم كه چه خوب عمل ميكنند و فهميديم كه چقدر با استعداد و چه فروشنده باانصافي است.
پايان
مترجم: محمد اسفندياري
معاملات ملكي يكي از شغلهايي است كه اگر مورد توجه قرار گيرد هيچ شغلي از نظر درآمدي نتواند با آن رقابت كند. اما بايد توجه داشت كه نقش كليدي بر عهده دلال و بنگاهدار است.
در زمينههاي صنعتي و مناطق گوناگون و ادارات افراد ميتوانند به كار بنگاهداري مشغول شوند.
در مناطق مسكوني اين افراد به خريد و فروش خانههاي شخصي ميپردازند و ليستي تهيه ميكنند و آن را به خريدار و فروشنده جهت معامله ارايه ميدهند.
نكته اينجاست كه چگونه آنها در يكي از اين كارهايي كه انجام ميدهند تخصص پيدا ميكنند و پي به اين نكته پي ميبرند كه آن حرفه كار مورد علاقهشان است.
براي اين كه مطالبم واضحتر شوند مثالي ميآورم:
به عنوان مثال گاهي در فروش ممكن است كميسيون بيشتري به دلال آن تعلق بگيرد و در يك معامله عكس اين موضوع اتفاق ميافتد و اين فرد در تمام مراحل قانوني و مشاوره و... پشتيبان و حامي هر دو طرف ميباشد.
در حقيقت اين شخص نمايندهاي است كه در مشكلات به كمك مردم ميآيد و اگر در هر كدام از زمينههايي كه ذكر شد متخصص نباشد، چگونه ميتواند اين كار را انجام دهد و چگونه همه آنها را به بهترين نوع ممكن به انجام برساند.
با توجه به تمام نكاتي كه ذكر شد نميتوان گفت كه تا چه حد اين فرد روي كارش تمركز ميتواند داشته باشد.
اكنون در دنياي تخصصي شدنها زندگي ميكنيم و هر كسي كه در كاري تخصص دارد، به نحو مطلوب به اين كار ميپردازد. به عنوان مثال متخصص يك بيماري در بيماري ديگر تا آن حد متخصص نيست.
در معاملات ملكي خبر از كار كردن در جاهاي پرجمعيت است و اين با كارهاي گوناگون انجام ميشود و منابع درآمد متفاوت است. به عنوان مثال امروزه نميتوان دلالهاي موفقي را يافت كه به فروش ساختمانهاي صنعتي و آپارتمانها مشغول باشند.
پس تخصصي شدن آنها نيز امروزه فراوان به چشم ميخورد. تا به نحو مطلوبتر بتوانند خود را و فعاليت خود را نشان دهند.
اگر تمام امور را يك نفر به عهده بگيرد هنوز هم با تمام مشكلات خود را درگير ميبيند. (البته اگر بر يك بازار منطقهاي تأكيد نشود) و بايد فعاليت خود را سطح منطقهاي انجام دهند تا در سطوح بينالمللي و... و باز هم به اين نكته ميرسيم كه تخصصي شدن براي افراد نيز قابل توجه است.
پس به دنبال دلالان متخصص باشيد نه كساني كه خود همهكارهاند. با اين نكات بايد متخصص بود و آن هم در يك منطقه بخصوص.
در web site خود به آساني از تصاوير و فيلم استفاده كنيد.
اين صفحه web ممكن است به يك clip نياز داشته باشد. اين كار را در web siteها و درE.mail هاي شخصي استفاده ميكنيد و براي مشتريان ميفرستيد و با كليك كردن به روي Click here،Clip پخش ميشود.
از رسانههاي صوتي نيز در اينباره ميتوان كمك گرفت.
ادامه دارد
قدر شناس آنچه که داریم باشیم.
خاطرم هست که مردی به من گفت از اینکه نمی تواند محبت های و خوبیهای را که دوستان به هنگام گرفتاریش در حق او انجام داده اند را جبران نماید احساس گناه و شرمساری می کند. به او گفتم، زمانهای بیشماری در زندگی فراهم می آید که به نیازهایمان به طرق مختلف پاسخ می گوید و ما قادر نیستیم تا همه آن ها را جبران نماییم.
از هر راهی که دنیا به نیازمان پاسخ گفته، قدر دان و سپاسگذار آن باشیم. زمانی هم پیش خواهد آمد که شما به دیگری کمک خواهید کرد.
ممکن است این کمک از راه پول نباشد. زمان و یا محبت باشد که در اختیارش می گذارید. باید بدانیم که این اقدامات از مادیات ارزشمند تر است. به یاد دارم که افراد بی شماری زمانی که به هیچ عنوان قادر به جبران نبودم کمکم کردند.
سالهایی بعد هم فرصتی هایی پیش آمد تا من هم به دیگران کمک کنم. اغلب اوقات در این فکر هستیم که حتما می بایست جبران کنیم. بهتر بگویم مقابله به مثل کنیم. اگر کسی ما را به نهاری دعوت کرد ما هم در عوض او را به نهار دعوت کنیم و اگر کسی برایمان هدیه ای خرید برایشان هدیه ای بخریم. اگر کسی به ما هدیه ای می دهد لبخند بزنیم و تشکر کنیم.
اگر در عوض بگویید که مثلا رنگش جالب نیست و یا سایز من نیست به شما قول می دهم که آن فرد هیچگاه دیگر برایتان هدیه نخواهد خرید با سپاسگزاری و خوشرویی آن را بپذیرید حتی اگر برایتان مناسب نیست می توانید آن را به فرد دیگری بدهید که برایش مناسب است.
باید نسبت به آنچه که داریم سپاسگزار باشیم. بدن طریق که حس خوبی را به زندگی خود اضافه می کنیم. اگر مدیون کسی هستیم به جای آنکه خود را شدیدا سرزنش کنیم بهتر است که خود را بخشیده و به خود فرصت بیشتری برای جبران بدهیم.
بهترین کمک برای افرادی که در مضیقه مالی هستند آموزش این است که چگونه در این شرایط عمل کنند تا بر آن چیره شوند. این از کمک مالی زیباتر است چون ماندگار است.
منظور این نیست که به هیچ عنوان از دارایی خودبه دیگران کمک نکنید بلکه هدف این است که با این حس که خود را مقصر قلمداد کنید و جلو نروید.
آگاهی و خرد شما بهترین حساب بانکی شماست . زمانی که از آنها در راه فکر و اندیشه بهره بجویید بهترین محصول را برداشت خواهید کرد.
صرف اموال برای امور خیریه
یکی از راههای افزودن بر اموال شخصی از طریق کمک و صرف اموال برای امور خیریه است. تخصیص 1% در آمد مدت های مدیدی است که قاعده ای مقبول قرار گرفته است. من به آن به عنوان بازگشت به زندگی نگاه می کنم. با انجام این عمل به موفقیت بیشتر می رسیم.
مکان های مذهبی مانند مساجد و کلیسا آماده جمع آوری این کمک ها هستند. اگر کمک به مساجدو یا کلیساها برایتان خوشایند نیست سازمانهای غیرانتفاعی بی شماری آماده دریافت کمک های شما و رساندن آن به دست نیازمندان هستند.
اکثرا عادت داریم که بگوییم هر زمان که وضعمان بهتر شد کمک می کنیم. باید بتوانیم که در این صورت هیچ گاه به فکر انجام آن نخواهیم بود و کمکی نخواهیم کرد.
اگر قصد کمک دارید از همین حالا شروع کنید و سپس سیل نعمات را در زندگی خود حس خواهید کرد اگر فقط به این قصد کمک کنید تا بیشتر به دست آورید شما اصل هدف را فراموش خواهید کرد و به هدف خود نخواهید رسید. کمکی ارزشمند است که بی هیچ توقعی انجام بپذیرد.
اگر اینگونه بیندیشیم که بیشتر از آن که خرج کنیم داریم و از زندگی خود راضی و خشنودیم. کمک نماییم رضایت و زیبایی بیشتری نصیبمان خواهد شد.
اگر طالب بالاترین حد خوبی هستید به نیروی درونتان اطمینان کنید. با خود و دیگران صادق باشید و از به کار بردن حیله و نیرنگ بپرهیزید چون آنچه که انجام می دهیم به خودمان باز خواهد گشت.
پايان
مترجم:سیدعلیرضا خاتمی
وقتی که از واژه موفقیت صحبت به میان می آید، برای اکثر افراد بی درنگ تصویری از پول فراوان تداعی می گردد.
گرچه مفاهیم دیگری هم می تواند تحت واژه موفقیت قرار بگیرد. از قبیل: زمان، دوست داشتن و عشق ورزیدن، آسایش، زیبایی آگاهی، سلامتی وحتی پول.
در صورتی که همیشه برای آنچه که می خواهید شتابزده عمل کنید و معتقدید که زمان به سرعت می گذرد و وقت کافی وجود ندارد، شما فردی هستید که با کمبود زمان مواجه است.
اگر احساس می کنید که موفقیت فراتر از توان شماست، هرگز نخواهید توانست به آن دست یابید. اگر تصور دارید که زندگی پر مشقت و پردردسر است، هیچ گاه سوی آسایش و آرامش را نخواهید دید.
اگر فکر می کنید که هیچ نمی دانید و قادر نیستید تا اوضاع را درک کنید، در این صورت به حکمت و رمز جهان مرتبط نخواهید بود و موفق نخواهید شد. اگر کمبود عشق، محبت و دلبستگی را در زندگی احساس کنید برایتان دشوار خواهد بود تا عشق و دوست داشتن را در زندگی خود وارد کنید.
و اما در مورد زیبایی؛ زیبایی در اطراف ما به وفور وجود دارد آیا این زیبایی ها را که فراوان بر روی زمین ما گسترده است می بینیند ویا همه چیز در نظر شما زشت و بی مصرف می آید. وضع جسمی و روحی شما چگونه است.
آیا همیشه احساس کسالت می کنید؟ و یا به راحتی سرما می خورید؟ احساس درد فراوان دارید؟ سرانجام به پول می رسیم.
بسیاری بیان می دارند که در زندگی آنها پول کافی وجود ندارد و یا از درآمد ثابت و یکنواخت گله مندند افراد همیشه در این فکرند که این را می خواهیم و یا باید فلان چیز را به دست آوریم، واقعیت این است و باید بپذیریم که موفقیت و ثروت در اطراف ماست.
زمانی که چیزی را می خواهیم و آن را به دست نمی آوریم، تا اندازه ای خودمان در عدم موفقیت دخیل هستیم. اگر دیدمان نسبت به زندگی کوته باشد، زندگی نیز به ما خست نشان خواهد داد.
تفکرات و باورهای مادی
بسیاری از خانواده ها ما، پدران و مادران ما با ناامیدی و بیم و هراس زندگی کرده اند و ما نیز از دوران کودکی با این اعتقادات و باورها بزرگ شده ایم، سوالاتی مانند: نکند گرسنه بمانیم، اگر موفق نشویم شغلی به دست آوریم چه می شود؟ ممکن است خانه و اتومبیل خود را از دست دهیم. و از این قبیل سوالات و تفکرات.
اندکند فرزندانی که این باورها را پوچ و بی ارزش می دانند و اکثرا با این اعتقادات موافق و همراهند .
بهتر است لیستی از باورهای پدر و مادر خود در رابطه با پول و مادیات فراهم کنیم. آیا هنوز هم همانگونه فکر کنید؟ می بایست محدودیت ها و هراس های والدین خود را کنار بگذاریم. زیرا اکنون زندگی با گذشته تفاوت بسیار نموده است.
از تکرار عقاید گذشته دست برداریم. سعی نماییم تا دید خود را تغییر دهیم. زمانی که فرصتی برایمان به وجود می آید، نمی بایست افکار گذشته خود را در رابطه با کمبودها و کاستی ها دخالت دهیم.
می توان با صراحت گفت که پول و دارایی بسیار خوب است اما این دید را در خود به وجود می آوریم که عاقلانه خرج کنیم.
طبیعی است که بخواهیم بیشتر داشته باشیم، اگر به قدرت درونمان ایمان داشته باشیم که پشتیبان ما خواهد بود در هر مورد که باشد.
در زمان سختی ها و کمبودها این نیرو و این فکر- که در آینده بهتر و بیشتر خواهیم داشت- ما را به جلو خواهد برد. پول تمام هدف نیست. گرچه تصور داریم که اگر پول زیاد داشته باشیم همه چیز خوب و زیبا خواهدبود و دیگر مشکل و نگرانی نخواهیم داشت.
اما بسیارند کسانی که حتی بادارا بودن ثروت و اموال فراوان اندکی هم احساس شادی ندارند و از زندگی لذت نمی برند.
ادامه دارد
در ضمن رعایت کیفیت در زمینه فرآیند تولید و خدمات آن شامل مراحل زیر می شود:
