شب صحبت غنیمت دان که بعد از روزگارما
بسی گردش کندگردون بسی لیل ونهار آرد
بهار عمر خواه ایدل وگرنه این چمن هر سال
چونسرین صدگل آردبار و چون بلبل هزار آرد
در این باغ ار خدا خواهددگر پیرانه سر حافظ
نشیند بر لب جویی و سروی در کنار آید

بدون شك، تفاوت بين موفقيت و شكست، اغلب در ميان توانمنديهاي ما براي خوب تصميم گرفتن قرار دارد كه بيشتر اوقات چنين نيست، انســانهاي عاقل و بالغ خوب تصميم مي گيرند، و مردم نابالغ اين گونه نيستند.
دختــر چهارساله اي دارم كه به آرامي ياد مي گيرد تا تصميماتش را خودش بگيرد. معيارهايي كه او همواره براي تصميم گيري درنظر دارد كدامند؟ به طور طبيعي و ساده او از خودش دو سوال دارد:
الف - آيا اين انتخاب برايم منفعتي دارد؟
ب - آيا از تصميم درست خود مي توانم انتظار منافعي را داشته باشم؟
اگر اين طرزتلقي درست به نظر مي رسد، نبايد شما را متعجب سازد.
همه افراد معقول، از اين طرز تلقي به خوبي استفاده مي كنند. بنابراين، ما پس از اين چگونه بايد تصميم بگيريم؟
براي تصميم گيري چند قدم قابل توجه در اين نوشته وجود دارد. من نيز چند ضرب المثل قديمي را كه آموزنده به نظر مي رسند و با آن مرتبط هستند اضافه كرده ام.
1 - تصميم بگيريم چگونه تصميم بگيريم: پيش از مطرح شدن هر موضوعي معيارهايي را كه مي خواهيد براي تصميم گيري در موارد مختلف تصميمات به كار گيريد انتخاب كنيد. اين وضعيت به شما كمك بيشتري مي كند تا از برخورد ساير موارد با معيارهاي شما جلوگيري شود.
2 - حقايق را به دست آوريد: ما اغلب براساس شنيده ها، يا روي چيزهايي كه مي دانيم حقيقت ندارند، تصميم مي گيريم. تنها اطلاعات موثر و سودمند هستند كه حقيقت شناخته شده هستند. براي دستيابي به اين گونه اطلاعات كه براي تصميم گيري نياز داريد آماده پرداخت بهاي آن باشيد. ضرب المثل:
الف - سرچشمه اعمال هر انسان خردمندي، دانش او است.
(نظير آن در زبان فارسي:
هركه در او جوهر دانايي است
بر همه كاريش توانايي است م)
ب - حقايق را به هر قيمتي به دست آوريد.
3 - مشورت كنيد: ما به طورطبيعي در اخذ مشورت مقاومت مي كنيم. زيرا اين عمل يعني دريـــافت مشورت را با ضعف خودمان برابر مي دانيم. از اتهام ناداني در مشورت نترسيد.
ضرب المثل:
پ - خودداري از مشورت طرحهاي شما را با شكست مواجه مي سازد. اما مشورت با تعداد زيادي مشاور موجب موفقيت شما است.
(در زبان فارسي: مشورت ادراك و هوشياري دهد
عقل ها را عقل ها ياري دهد م)
ت - كسي كه خود را دانا مي داند، احمق است.
(در زبان فارسي: هركه ابله تر بود به خويشتن نيكوگمان تر باشد. م)
ث - ترس انسانها دام آنهاست.
(در زبان فارسي ترس برادر مرگ است. م)
4 - وقت و برنامه خود را براي ناشناخته ها درنظر بگير: وقتي كه در وضعيت احساسي خيلي شديد و يا بسيار اندك هستيد، تصميم گيري نكنيد. همچنين اجازه ندهيد تا ديگران، شما را در تصميمات مهم تحت فشار قرار دهند.
زيرا، در اين صورت، شما پس از اقدام دچار احساس گناه مي شويد - مخصوصاً زماني كه تصميم شما اشتباه باشد - و شما عليه آن شخص موضع خصمانه اي خواهيد داشت.
ج - انسان خردمند به مشكلات پيش روي خود توجـــه دارد وخود را براي رويارويي آماده مي سازد.
(در زبان فارسي: مشكلي نيست كه آسان نشود
مرد بايد كه هراسان نشود. م)
5 - هزينه ها را به حساب آوريد: مشكل تصميمات با بهاي آن شروع مي شود. كارها را درست انجام دهيد و ارزش و احترام خود را در مقابل بهاي آن كارها صرف نظر از فرصتهاي از دست رفته، محبوبيت، و يا ضايع شدن حفظ كنيد. شما بهاي تصميمات را اكنون و يا بعداً پرداخت خواهيدكرد، و اين پرداخت حتمي است. بنابراين، قبل از اتخاذ تصميم به هزينه آن توجه داشته باشيد.
چ - شتاب زدگي در انجام امور، دام انسان است و پشيماني به بار مي آورد. (در زبان فارسي: چرا عاقل كند كاري كه باز آرد پشيماني. م)
6 - مصمم باش: وقتي كه همه اطلاعات موردنياز را براي يك تصميم گيري دراختيار داريد و اگر شما رهبري را به عهده داريد، تأخير بي مورد در تصميم گيري جايز نيست، چون اين تأخير موجب مي شود تا شما اعتماد به نفس، توانايي و شجاعت خود را براي اقدام در زمان مناسب از دست بدهيد.
اينهـــــا همه آن شش مرحله ساده تصميم گيري است، بياييد تصميم بگيريم كه اين تجربه ها را امتحان كنيم.
معيارهاي عمومي ارزيابي عملكرد
مركزبررسيهاومطالعات استراتژيك اداري با شرح وتفسير خطبه همام ازحضرت علي (ع )اين معيارهارااستخراج كرده است كه دراينجابه دليل پرهيزازاطاله كلام به ذكرعناوين آن اكتفامي كنيم وعلاقمندان رابه خطبه زيباوخواندني همام در نهج البلاغه ارجاع مي دهيم .معيارهاي استخراج شده عبارتنداز:
<عمل صالح تضييع نكردن آنچه برعهده اوست كم بودن خطاولغزش كاربه جاوبه موقع شامل حضوربه موقع دركار انجام وظيفه اي كه برعهده اوست نپرداختن به كارهاي خارج از محدوده وظايف درصورت زيان رساندن به وظايف اصلي پرهيزازاسراف وزياده روي درمصرف لوازم كارسخت كوشي و...>(19)
انواع ارزيابي
نظرخواهي ازهمكاران وزيردستان :
براي ارزيابي عملكردكاركنان راههاي زيادي پيشنهادشده است وهمه اين راههامفيدومكمل همديگرهستند.درنامه 35 نهج البلاغه به يكي ازروش هااشاره شده است كه شايديكي از مهمترين راه هاباشدآنجاكه حضرت امير(ع ) مي فرمايد:
<انمايستدل علي الصالحين بمايجري الله لهم علي السن عباده >(20)
بدان كه افرادشايسته راازطريق آنچه خداوندبرزبان بندگانش جاري مي سازدمي توان شناخت .
ازاين روايت مي توان چنين استنباط كردكه آن چه ديگران در مورديك فردمي گويند,نمي تواندبي جهت باشدواينگونه نيست كه يك مجموعه اي طبق طرحي ازپيش تعيين شده درموردفردي نظرات مثبت يامنفي اظهارنمايندلذانظرات ديگربندگان خدا (همكاران وزيردستان )تاحدزيادي مي تواندقرين صحت باشد.
البته خاطرنكته دانان مستحضراست كه دراينجابراشتهاربه خيرونيكي (لهم )تاكيدشده است نه برشايعات واخباركذب (عليهم )كه صرف برسرزبان افتادن نمي تواندمورداستنادواقع شود.
همچنين روش <ارزيابي ازخود>نيزموردعنايت وتوجه اسلام مي باشدوسفارشات زيادي مبني بر<حاسبواقبل ان تحاسبوا>دردست است كه اين روش شايددرديدگاه هاي ديگر مديريتي چندان موردتوجه نباشدولي درفرهنگ اسلامي اين روش ازاعتباروكارايي بالايي برخورداراست .
ارزيابي غيرضروري
درسطورگذشته نوشتيم كه امرارزيابي مسئله اي ضروري و نصب وتعيين فردي بعنوان ارزياب لازم است .امابايددانست كه اين افرادحوزه اختيارات محدودومعيني دارندوبايستي حريم هايي رامحفوظ نگه دارند.
اميرمومنان علي (ع )مي فرمايد:
<اقيلواذوي المروات عثراتهم >(21)
ازلغزش هاي مردم نيك چشم پوشي كنيد.
پيامبرعظيم الشان اسلام (ص )نيزدراين خصوص مي فرمايد:
<لاتطلبواعثرات المومنين فان من تتبع عثرات اخيه تتبع الله عثراته ومن تتبع الله عثراته يفضحه ولوفي جوب بيته >(22)
لغزش هاي مومنين رادنبال نكنيد,هماناكسي كه به دنبال لغزشهاي برادران ديني خودرودخداوندلغزش هايش رادنبال مي كندوكسي كه خداوندلغزش هايش رادنبال كند,آبرويش را خواهدريخت ,ولودردرون خانه خودش
همان گونه كه ملاحظه كرديداين روايات براساس آيه <ولاتجسسواولايغتب بعضكم بعضا>(23)ازتجسس درامور خصوصي افرادنهي فرموده اندواين عمل راموجب عقوبت معرفي مي كند.امارواياتي كه برلزوم ارزيابي وگماردن مامور ارزياب دلالت دارد,تجسس دراموري راشامل مي شودكه مربوط به مسئوليت هاي اجتماعي وسازماني وحيطه كاري افراد است ولي پيگيري امورشخصي ,امري مذموم وموجب فتنه و سلب آرامش وآسايش مي گردد.
ضرورت محرمانه بودن پرونده ارزيابي
يكي ازمسايلي كه بايدمديران منابع انساني به آن توجه داشته باشند,حفظ اسرارزيردستان است .افرادي كه درپست مديريت قرارمي گيرندازمسايل سري كاركنان مطلع مي شوند, اين مديران بايدخطاهاوتخلفات افرادرامحرمانه تلقي كرده و ازافشاي آن خودداري نمايند.
دراين باره اميرمومنان (ع )مي فرمايد:
<فان في الناس عيوبا,الوالي احق من سترها,فلاتكشفن عماغاب عنك منها,فانماعليك تطهيرماظهرلك والله يحكم علي ما غاب عنك .فاسترالعور مااستطعت ,يسترالله منك ماتحب ستره من رعيتك >(24)
مردم عيوبي دارندكه رهبرامت درپنهان داشتن آن ازهمه سزاوارتراست .پس مباداآنچه برتوپنهان است آشكارگرداني و آنچه كه هويداست بپوشاني كه داوري درآنچه ازتوپنهان است با خداي جهان مي باشد.پس هرچه مي تواني زشتي هارابپوشان تا آن راكه دوست داري بررعيت پوشيده ماند,خداوندبرتو بپوشاند.
همچنين امام زين العابدين (ع )مي فرمايد:
<من كف عن اعراض المسلمين اقال الله عثرته يوم القيام >(25)
كسي كه آبروي مسلمانان راحفظ نمود,خداوندروزقيامت لغزش هايش راازاودورمي گرداند.
پيامبراسلام (ص )نيزفرموده اندكه :
<الاومن سمع فاحش فافشاهافهوكالذي اتاها>(26)
بدانيدكسي كه گناهي راشنيدوجايي نقل كرد,مثل كسي است كه آن گناه رامرتكب شده است .
وامام صادق (ع )مي فرمايد:
<ومن قال في مومن مارات عيناه وسمعت اذناه كان من الذين قال الله (ان الذين يحبون ان تشيع الفاحش في الذين آمنوالهم عذاب اليم في الدنياوالاخر )>(27)
كسي كه بگويددرباره مومني آنچه راكه ازگناهان اوديده و شنيده است اززمره كساني است كه خداونددرباره آنان مي فرمايد:كساني كه دوست دارندزشتي هادرميان مردم با ايمان شيوع پيداكند,عذاب دردناكي براي آنهادردنياوآخرت است .
پي نوشت ها:
1نهج البلاغه نامه 53فراز71
2اصول كافي جلد4صفحه 89
3نهج البلاغه نامه 53فراز52
4نهج البلاغه نامه 53فراز72
5نهج البلاغه نامه 53فراز73
6غررالحكم ودررالكلم /جلد2/صفحه 32
7غررالحكم ودررالكم /جلد/2صفحه 32
8نهج الفصاحه صفحه 421
9نهج البلاغه نامه 42
10نهج البلاغه نامه 34
11نهج البلاغه ,نامه 4
12نهج البلاغه خطبه 154
13اصول كافي جلد1صفحه 34
14نهج الفصاحه صفحه 176
15اصول كافي ج 1صفحه 20
16اصول كافي جلد3صفحه 311
17نهج البلاغه نامه 53فراز7675
18وسايل الشيعه ج 11صفحه 44
19كتاب بررسي هاومطالات استراتژيك اداري صفحه 17و18
20نهج البلاغه ,نامه 53فراز7675
21نهج البلاغه حكمت 20
22اصول كافي جلد4صفحه 48
23قرآن سوره حجرات آيه 12
24نهج البلاغه بخش نامه هانامه 53
25بحارالانوارج 75صفحه 256
26همان منبع صفحه 113
27همان منبع جلد72صفحه 213
ارزشيابي عملكرد
ضرورت ارزيابي عملكرد
يكي ازحساس ترين وپيچيده ترين وظايف مديريت منابع انساني ,فرايندارزشيابي است .اين فرآيند ازاين جهت <حساس >است كه همراه بانوعي قضاوت وداوري مي باشدواين امرمي تواند موجب افزايش انگيزه كاركنان وياتخريب روحيه وافت كارآيي آنان شودوازاين بابت <پيچيده >است كه دسترسي به شاخصهاي عيني ومعيارصحيح ارزيابي براي اكثرفعاليتهاي غيريدي ومحصولات غيرقابل شمارش ,غالبامشكل و بعيدالوصول مي نمايد.
دربيان حساسيت امرارزشيابي وحسابرسي همين بس كه خداوندتبارك وتعالي اين عمل راصرفابه خوداختصاص داده اند(عليك البلاغ وعليناالحساب ) .
امابيان اين ويژگي براي فرايندارزيابي ,مديرراازپرداختن به اين وظيفه معاف نمي كندو ازضرورت انجام آن نمي كاهد.
چنانكه مولاي متقيان اميرمومنان مي فرمايد:
<ثم تفقداعمالهم وابعث العيون من اهل الصدق والوفا, عليهم ,فان تعاهدك في السرلامورهم حدو لهم ,علي استعمال الامان والرفق بالرعيه >(17)
سپس اعمال زيردستان وكارمندان راموردارزيابي قراربده وماموراني رابراي نظارت بركارمندان خودبگمار,ازكساني كه راستگووباوفاباشندتاحقايق رادقيقابه تواطلاع دهند,زيرا بازرسي مداوم وپنهاني سبب مي شودكه به امانت داري و مداراكردن به مردم ترغيب شوند.
دراين حديث حضرت ضمن تاكيدبرضرورت ارزيابي و تعيين كردن فردي كه داراي صفات وفاداري ودرستكاري باشد, فوايداين امرمهم رانيزبرشمرده است .اين عمل موجب <رعايت امانتداري >و<مدارا>بامردم وزيردستان مي شود.
صفات ارزياب
درحديث فوق حضرت امير(ع )پس ازبيان ضرورت ارزيابي عملكردافراد,براي مامورين ارزشيابي صفاتي راذكرمي فرمايند .
<وابعث العيون من اهل الصدق والوفا>
براين اساس يك ارزياب بايستي داراي ويژگي <صداقت >درعمل وگفتارو <وفاداري >به مسئول وقوانين وضوابط باشد.
همچنين درروايتي ازامام رضا(ع )نقل شده است كه فرموده اند:
<كان رسول الله (ص )اذابعث جيشا,بعث معه من ثقاته من يتجسس له خبره >(18)
پيامبراسلام (ص )همواره هنگامي كه لشكريان رابراي جنگ اعزام مي نمود,فردي مورداعتمادبه همراه اومي فرستادندكه از اوبه آن حضرت خبربرساند.
صفت موردتاكيدامام رضا(ع )درموردارزياب <وثاقت > است كه به نظرمي رسددرحديث قبلي كه ازحضرت امير(ع ) نقل شد , ويژگي فردثقه ,بابيان دوصفت <راستگويي >و <وفاداري >به خوبي توضيح داده شده است .
امادرخصوص صفت <راستگويي >بايدگفت ,افرادي كه براي گزارش دادن كارهاوچگونگي عملكردكاركنان انتخاب مي شوند, بايدراستگوباشندزيرااگردرگزارشهايي كه ارائه مي شود,غلوشودويامطالب ازآنچه هست ,خفيف ترجلوه داده شود,درهردوصورت مشكلات زيادي به بارخواهدآورد.آنان بايدبطوردقيق عين آنچه راكه واقع مي شود گزارش كنندودر ترسيم حالات ونقل كلمات بادقت تمام عمل كنند.
ويژگي <وفاداري >نيزيكي ازمسائل مهم درارزيابي است زيرااگرفردي وفادارنباشد,ممكن است اسرارافرادوسازمان را افشاكند,توسط افرادموردارزيابي تطميع شودوباارائه گزارشات غلط ,مديران ومسئولين رافريب داده وبه واكنشهاي نامناسب واداركند.
هدف ارزشيابي
دركتب مديريت منابع انساني ,اهدافي رابراي ارزيابي و نظارت برمي شمارندكه عبارتنداز:
1 - اطمينان ازاجراي دقيق برنامه ها
2- اطمينان ازتحقق اهداف
3 - آگاه شدن ازنتايج اهداف
4 - فراهم شدن امكان كنترل واصلاح انحرافات باامعان نظردر فرمايشات حضرت امير(ع )درحديث قبلي كه برضرورت وجود ارزياب وويژگي هاي آن اشاره شده بود,برنتايج فرآيندارزيابي نيزتصريح شده بود.آنجاكه فرموده بودند:
<علي استعمال الامان والرفق بالرعيه >
بااين عمل كاركنان ومسئولين تشويق به امانت داري مي شوند,
دراينجاامانت داري منحصربه امورمالي نيست بلكه برهمه شئون اداري مثل اجراي فرامين ,رعايت ضوابط ومقررات ,تمركزبراهداف اصلي وعمومي و...قابل تعيم است .به علاوه تشويق به توجه به مردم ومراجعين نيزدركنار فعاليت هاي سازماني ,نقطه اي است كه مي تواندازنتايج وبه تعبيربهترازاهداف ارزيابي باشد.
موضوع درخورتوجه اين است كه درمنابع اسلامي تاكيد بيشتري براصلاح رفتاروهدايت وراهنمايي كاركنان شده است . وتعابيري مثل <لعلهم يرشدون >و<لعلهم يذكرون >و<لعلم يرجعون >و<لعلم يضرعون >و...حاكي ازعنايت اسلام به هدايت وبازگشت واصلاح رفتار,نامطلوب وتشويق عملكردمثبت و... مي باشد.درحالي كه درديدگاه نظريه كلاسيك مديريت ,غالبا توجه به نكات منفي مي شودوهدف اصلي واوليه آن مچ گيري و تنبيه متخلفين مي باشد.
آموزش
يكي ازمهمترين وظايف مديريت منابع انساني ,تهيه واجراي برنامه هاي آموزشي وتعليمات شغلي كاركنان به منظور افزايش ميزان مهارتها و كارآيي آنان درسازمان ميباشد.تعليمات شغلي براي كاركنان مي بايستي بلافاصله پس ازانتخاب افرادو قبل ازاشتغال بكاروتصدي مسئوليتي خاص ,به اجرادرآيد. ضرورت اين امردرفرازهاي مختلفي ازفرمايشات هدايت گر معصومين به چشم مي خوردكه به ذكراحاديث ورواياتي محدود ومرتبط بابحث اكتفامي كنيم .
ضرورت آموزش
امام علي (ع )دربيان ضرورت آموزش براي عمال وكاركنان مي فرمايد:
فان العامل بغيرعلم كالسائرعلي غيرطريق ,فلايزيده بعده عن الطريق الواضح الابعداامن حاجته .والعامل بالعلم كالسائر علي الطريق الواضح (12)
كسي كه بدون علم وآگاهي به كاري مي پردازد مثل كسي است كه به بيراهه مي رود,كه هرچه راه مي رودازمسيروهدف اصلي دورترمي شود.اماكسي كه باعلم ودانش عمل مي كند همچون رهروي است كه درراهي مشخص وواضح حركت مي كند.
امام صادق (ع )درحديثي قريب به همين مضمون مي فرمايد:
<العامل علي غيربصير كالسائرعلي غيرالطريق لاتزيده سرع السيرعن الطريق الابعدا>(13)
كسي كه بدون بصيرت وآگاهي كاري راانجام مي دهد, همانندكسي است كه ازبيراهه سيرمي كندكه هرقدرسريعتر مي رودازمقصددورترمي شود.
دراين دوحديث شريف علاوه بربيان ضرورت آموزش , تبعات سوبكارگيري كارمندان بدون فراگيري آموزشهاي لازم نيز به ماگوشزدشده است .ازتشبيهي كه حضرت بكاربرده اند مي توان ,دوري وفاصله گرفتن ازهدف ,اتلاف وقت ,وعمرو امكانات وسرخوردگي ونارضايتي و...ازجمله تبعات اشتغال بكارنيروي آموزش نديده دانست .
اي بساتيزطبع كاهل كوش
كه شدازكاهلي سفال فروش
واي بساكوردل كه از<تعليم >
گشت قاضي القضات هفت اقليم
آموزش وافزايش كارايي
پيامبرعظيم الشان اسلام نيزدراين خصوص مي فرمايد:
<ان قليل العمل مع العلم كثيروكثيرالعمل مع الجهل قليل >(14)
عمل اندك اگرباعلم وآگاهي همراه باشد(نتايج )زيادي داردولي كسي كه كارهاي زيادي انجام مي دهدولي نسبت به كارش جهل دارد,قليل الفايده است .
چنانچه ملاحظه مي شود,علم وآگاهي موجب افزايش بهره وري مي گردداگرچه به ظاهرفعاليت كمي صورت مي گيرددر حالي كه زحمت زيادوتلاش فراوان اگرباآموزش وتعليمات مهارتي همراه نباشد,نتايج كمي به بارخواهدآورد.
همچنين امام موسي بن جعفر(ع )خطاب به هشام بن الحكم درارزيابي عمل عالم وفردآموزش ديده درمقايسه بافردجاهل وآموزش نديده مي فرمايد:
<قليل العمل من العالم مقبول مضاعف وكثيرالعمل من اهل الهوي والجهل مردود>(15)
امام مي فرمايد:عملكرد اندك ازعالم دوچندان مقبول است ولي عمل بسيارازجاهل واهل هوي وهوس پذيرفته نيست .
جالب توجه است كه درحديث قبل عمل جاهل اندك شمرده شده بودولي دراين حديث حتي عمل زيادوپرمشقت جاهل اصلابحساب آورده نمي شود.كانه هيچ عملي انجام نداده است ودرحالي كه فردتعليم ديده ,عمل عالمانه واندك وي تاثيري به مراتب بيشتربرجاي مي گذارد.
درنگاه حضرت اميرمومنان (ع )ارزش علم وآموزش چنان والاست كه معيارارزيابي انسانيت انسان قلمدادمي شود.كه مي فرمايد:
<قيم كل امرمايعلم >
ارزش هرانساني به اندازه علم اوست .
بااين تعبيرمي توان نتيجه گرفت ,وظيفه آموزش وتعليم مهارتهامهمترين واصلي ترين وظايف مديريت منابع انساني است واگراين وظيفه بخوبي صورت گيرد,مي توان به عملكرد مثبت فرددرسازمان وثمربخش بودن حضوروي درسازمان تا حدودزيادي مطمئن بود.نتيجه ديگري كه مي توان ازاين حديث گرفت اين است كه درامرارزيابي كاركنان بهتراست بجاي لحاظ كردن سوابق خدمتي فرد,به ميزان تجربه وعلم ومهارت وي توجه كرد,حتي اين ملاك اخير,برترومهمترازحجم كارو فعاليت كاركنان مي باشد.
آموزش قبل ازاشتغال به كار
ضرورت برگزاري دوره هاي آموزشي قبل ازاشتغال به كار كاركنان ,موضوعي است كه مي توان ازسيره عملي واحاديث معصومين استنتاج نمود.احاديث ذكرشده دربخش قبل علاوه بر اثبات ضرورت آموزش ,همگي دلالت براين دارندكه فرآيند تعليم بايستي قبل ازعمل صورت گرفته باشدتاعمل كننده در همان ابتداي كاردچارخطانشود.همچنين رياضتهاوعبادتهاي پيامبراسلام درغارحراقبل ازبعثت مي توانديكي ازالگوهاي عملي اين فرايندباشد.اماچون منابع تحقيق مامحدودبه احاديث وروايات است لذاازذكرسيره عملي وحوادث تاريخي وآيات قرآن صرف نظرمي كنيم ودراين خصوص بسنده مي كنيم به حديثي ازامام جعفرصادق (ع )كه فرمودند:
<مابعث الله نبياو قدرعي الغنم >(16)
هيچ پيامبري مبعوث نشدمگراينكه قبلايكدوره شباني را گذرانده بود.
يكي ازدوره هاي آموزش مهارتها,<تعليم درمحيط نمونه > است كه كارورزدرمحيطي باشرايط مشابه به محيط اصلي كار, مشغول آموزش وكسب تجربه مي گرددكه ازجمله آموزشهاي بسيارمفيدوموثر,محسوب مي شود.اشتغال انبيابه شغل چوپاني شباهت زيادي به دوره هاي تعليم در<محيط نمونه > دارد.
روش نقل وانتقالات كاركنان
درفرايندبرنامه ريزي نيروي انساني ممكن است ضرورت ايجاب كندقبل ازاقدام به كارمنديابي وانتخاب وگزينش كارمندان جديد,جابجايي هاونقل وانتقالاتي درميان نيروهاي موجودصورت گيرد.اين موضوع نيزازديدمبارك حضرت علي (ع )پنهان نمانده وتوسط افعال هدايت گروبيانات راه گشاي خويش ,سرمشق روشني راارائه فرموده اند.
الف ) شيوه جابجايي نيروها:
گاه شرايطي پيش مي آيدكه فردي درسازمان بايستي جابجا شود.بديهي است اگراين جابجايي همراه باارتقاوترفيع باشد, مشكلي ايجادنخواهدكردبلكه موجب شادي فردنيزفراهم مي شود.البته رعايت ضوابط واحرازشايستگي ارتقارانبايداز نظردورداشت ولي اگرجابجايي همراه باارتقانباشد,غالبا مشكلاتي رادرپي خواهدداشت .حضرت علي (ع )اين تصميم را درمورد<عمربن ابوسلمه مخزومي >به كاربرد.امااين اقدام رابا چنان ظرافتي به انجام رساندندكه مي تواندالگوي مناسبي براي همه مديران منابع انساني باشد.
حضرت امير(ع )پس ازعزل وي ومعرفي فردديگري بجاي ايشان درنامه اي خطاب به عمربن ابوسلمه فرمانداربحرين مي نويسند:
<من نعمان ابن عجلان زرقي رافرمانداربحرين قراردادم و اختيارتوراازفرمانداري آن برگرفتم بدون اينكه اين كاربراي تو مذمت ياملامت دربرداشته باشد.چراكه توزمامداري رابه نيكي انجام دادي وحق امانت راادانمودي .بنابراين بسوي ما حركت كن بي آنكه موردسوظن ياملامت يامتهم وگنهكار باشي .
زيرا من تصميم گرفته ام به سوي ستمگران اهل شام حركت كنم ودوست دارم توبامن باشي .چراكه توازكساني هستي كه من درجهادبادشمن وبرپاداشتن ستونهاي دين ازآنها استعانت مي جويم ,انشاالله .>(9)
آري آن حضرت ضمن بركناري فرد,چون مسلمان متعهدو خوبي است باجملاتي بسيارزيبا اوراتاييدنموده وآبرويش را حفظ مي كند.پس ازاينكه فردي بارعايت احترام ازكاربركنار گرديد,نبايدبه طوركلي اورارهاكردوازسختيهاومشكلات فراواني كه براي اورخ مي دهدكاملا غافل بود.
اميرالمومنين علي (ع )درموردديگري نيزپس ازآنكه <محمدبن ابي بكر>راازولايت مصربرمي دارند,طي نامه اي از اودلجويي مي نمايند:
<به من خبررسيده كه ازفرستاده شدن مالك اشتربه سوي فرمانداريت دلگيرشده اي ولي اين كاررامن نه به اين جهت انجام دادم كه تودرتلاش وكوششت سستي ورزيده اي ويابراي اين باشدكه جديت بيشتري به خرج دهي .اگرچه آنچه راكه در اختيارت قرارداشت ,گرفتم ولي توراوالي جايي قراردادم كه هزينه آن برتوآسان تروحكومت آن برايت جالبتراست .>(10)
اين نحوه برخوردحضرت نشان مي دهدكه بايستي ضمن دلجوئي ازفرد,دلايل اين اقدام نيزبيان شود,تانسبت به اين نقل وانتقالات توجيه گردد.
ب) ضرورت انتقال يااخراج :
بعضي ازافرادباحركات ,سخنان ورفتارصحيح به مجموعه روحيه بخشيده ,نشاط كاري افرادرابالامي برند.درمقابل عده اي بابرخوردهاي ياس آميزوبزرگ جلوه دادن كاستيهاو ضعفها,افرادرانسبت به كارآينده دلسردكرده ,غباري ازياس و نااميدي برسروروي مجموعه مي پاشندبه نحوي كه افراد دلسوزوپرتلاش هم ازكارخوددلسردميشوندوازحركت باز مي ايستند.نحوه برخوردباچنين افرادي كه باانجام اقدامات هدايتي ,انگيزشي وآموزشي اصلاح نمي شوند,دراين حديث بخوبي روشن شده است :
قال علي (ع ):<فان المتكاره مغيبه خيرمن مشهده وقعوده اغني من نهوضه >(11)
سست عنصران ناراضي ,نبودشان بهترازحضورآنان است و نشستن آنان بهترازقيامشان مي باشد.
تاثيرمضراين افراددرسازمان موضوعي است كه ضرورت اقدام لازم ازسوي مديران ذيربط ايجاب مي كند.اين افراداگر حقوقشان رابه طوركامل دريافت دارندودرمحيط كارحاضر نشوند,براي سازمان سودمندترازوجودآنان دربين كاركنان مي باشد.لذاانتقال ,بازنشستگي ويااخراج ,تنهاراه باقيمانده خواهدبود.
اميرحمزه مهرابي
كارمنديابي وگزينش
بخش عمده اي ازموفقيت سازمان ومديران بستگي به افرادي داردكه درسازمان به كاراشتغال دارند.همان طوركه مديربايدتوانايي اداره سازمان راداشته باشد,افرادوكاركنان نيز بايدشايستگي وتوانايي انجام كارهارابراساس اهداف سازمان داشته باشند,درغيراين صورت اهداف سازمان تحقق نمي پذيرد.براين اساس گزينش وانتخاب كاركنان شايسته حساسترين وظيفه مديرمنابع انساني راتشكيل مي دهد.
ضرورت گزينش
<ثم انظرفي امورعمالك فاستعملهم اختبارااولاتولهم محابا واثر فانهماجماع من شعب الجوروالخيان>(1)
پس دركارانتخاب عاملان خودبينديش وتنهاپس ازآزمون وامتحان ,آنهارابه كاربگماروازروي هواوهوس وبدون توجه به نظرديگران به كارشان مگيرچراكه اين عمل تركيبي ازاجزا ظلم وجوروخيانت است .
اين حديث به ماگوشزدمي كندكه به كارگيري واستخدام كاركنان بدون طي كردن مراحل گزينش وبدون توجه به تحقيقات وبرسي سوابق ,نوعي خيانت است .
قال ابوعبدالله (ع ):<من اتخذاخاامن غيراختبارالجاه الاضطرارالي مرافق الاشرار>(2)
هركس برادري رابدون آزمون وامتحان اختياركند,به حكم اضطرارناگزيرازرفاقت بابدان گردد.
دراين حديث علاوه بربيان ضرورت آزمون وامتحان براي گزينش ,پيامدآن نيزبيان شده است يعني اگرسازماني بدون انجام مراحل گزينشي اقدام به استخدام نيرويي كرد,درصورت نامناسب بودن آن نيرو,بالاجبارسازمان بايستي تاپايان بازنشستگي مشكلات اين فردراتحمل كند.
معيارهاي گزينش
دراغلب كتب مديريت منابع انساني ,به هنگام گزينش سفارش مي شودبه غيرازعلم وتخصص ,معيارهاي ديگري مثل :سابقه ,وضعيت خانوادگي ,حسب ونسب ,جنس ونژادو... نبايستي موردملاحظه قرارگيردولي درمتون اسلامي درموارد زيادي سفارش شده است كه درگزينش هاويژگي هايي مثل : سابقه ,صلاحيت خانوادگي ,ايمان واخلاص و...موردتوجه و عنايت نايت قرارگيرد.دراينجابه بعضي ازمواردي كه كمتردر كتب اخلاقي بدان پرداخته شده است ,اشاره مي كنيم .معيارهاي معرفي شده رامي توان دردوبخش دسته بندي كرد:
الف :معيارهاي عمومي گزينش :
حضرت علي (ع )به مالك اشترمي فرمايد:<ثم الصق بذوي المرووئات والاحساب واهل البيوتات الصالح والسوابق الحسنه >(3)
پس به سراغ كساني بروكه ازخانواده هاي اصيل ,نجيب , باشخصيت ,موئمن ,صالح وخوش سابقه باشند.
پس اصالت ونجابت خانوادگي وايمان وسابقه فرددر گزينشهابايستي موردتوجه قرارگيرد.حضرت اميردرجاي ديگر اين نامه مي فرمايد:<وتوخ منهم اهل التجرب والحيا>(4)
واز ميان آنهاافرادي كه باتجربه تروپاكتر(باحياتر)هستندبرگزين .
دراينجابه دوويژگي لازم يعني <تجربه >و<حيا>نيزاشاره شده است كه مي توان تجربه كاري راازمعيارهاي اختصاصي و حياراازمعيارهاي عمومي گزينش محسوب كرد.
قال علي (ع ):<والقدم في الاسلام المتقدم>
وكساني را برگزين كه دراسلام پيشگامترند.
ودربيان علت اين امرمي فرمايد:
<فانهم اكرم اخلاقااواصح اعراضااواقل في المطامع اشراقااو ابلغ في عواقب الامورنظراا>(5)
زيرااخلاق آنهابهتروخانواده آنهاپاكتروهمچنين كم طمع تر ودرسنجش عواقب كارهابيناترند.
البته درخصوص معيارهاي عمومي گزينش روايات بسيار زيادي وجودداردازجمله دريكي ازخطبه هاي نهج البلاغه معروف به خطبه همام ,صفات وويژگي هاي زيادي تكرارشده است كه به دليل اشتراك اين صفات بامباحث غيرمديريتي و محدوديت اين مقاله ,ازذكرآنهاپرهيزمي شود.
ب .معيارهاي اختصاصي گزينش :
داشتن <تجربه و<تخصص >و<كارداني > و . . . ازجمله معيارهايي است كه به كرات موردتاكيدمعصومين (ع )قرارگرفته است چنانچه حضرت اميرالمومنين علي (ع )مي فرمايد:
<ولاتقبلن في استعمال عمالك وامرائك شفاع الاشفاع الكفائ والامان >(6)
دربه كارگيري واستخدام عاملان ومسئولين هيچ شفاعتي (معياري )غيرازشفاعت كارداني وتخصص وامانت داري آنهارا نپذير.
حضرت امير(ع )دراين گفتارعلاوه بربيان معياراختصاصي گزينش هابه يك نكته اساسي ومبتلابه همه جوامع درهمه اعصاراشاره فرموده اندوآن عدم پذيرش واسطه هاست .پذيرش توصيه ازاين وآن وتقدم رابطه برضابطه وترجيح سفارش بر شايستگي وكفايت ,پديدهئ شومي است كه درصورت رواج پيدا كردن درنظام اداري ,موجب ناكارآمدي آن گشته وبابحران مشروعيت مواجه مي گردد.
برخورداري از<علم >و<تجربه >نيزجزشرايطي است كه موردسفارش واقع شده است .
قال علي (ع ):<العقل غريز تزيدبالعلم والتجارب >(7)
عقل غريزه اي است كه باآگاهي وتجربه افزايش مي يابد.
<عقل >باآن همه شان ومنزلتي كه براي آن ذكرمي شود, بازهم براي تقويت تكاملش به علم وتجربه نيازمنداست .
قال رسول الله (ص ):<راي الرجل علي قدرتجربته >(8)
انديشه هرفردبه ميزان تجربه اوبستگي دارد.
چنانچه ملاحظه مي شوداينقدركه روي <تجربه >تاكيدشده است كمترروي <سنوات خدمتي >تكيه شده است .چراكه بسيار هستندكساني كه سال هاي سال درمحل خدمت مي كنندولي تلاشي براي افزايش تجربه وتوان وكارايي خويش به عمل نميآورندوبرعكس افرادي هستندكه درهمان سال هاي اوليه خدمت ,باتلاش وكوشش وكسب علم وتجربه درمقايسه با پيران آن سازمان به درجات بالايي ازكارايي واثربخشي دست مي يابند.ازاين رودركلام حضرت به اين نكته ظريف توجه وبه جاي <سنوات خدمت >بر<تجربه >تاكيدشده است .البته نبايد سنوات خدمتي راباسابقه خوب وتقدم درمسلماني اشتباه گرفت .سنوات خدمتي رامي توان جزمعيارهاي اختصاصي دانست وسابقه تشرف به اسلام ازمعيارهاي عمومي گزينش محسوب مي گردند.
مديريت افراد كمرو
مديريت در برخورد با افراد كمرو لازم است در وهله اول به آنان تفهيم نمايد كه واجد ارزشهاي چندي هستند. چنين افرادي هميشه از بحث و گفتگو طفره مي روند و از پذيرش مسئوليت شانه خالي مي كنند، درنتيجه همواره ديدگاه ديگران نسبت به آنان نامطلوب است و همين موضوع به تثبيت و تداوم رفتار انفعالي و غيرقاطعانه آنان كمك مي كند. مديران براي تغيير دادن اين افراد بايد:
- هنگامي كه صحبت مي كنند هشيارانه به آنان گوش بسپارند و نگاهشان كنند؛
- از آنها بخواهند كه در بحث و گفتگو وارد شوند؛
- مشاركت آنان در بحث ولواندك را ارج نهند؛
- مسئوليت انجام كاري را به آنان واگذار كنند؛
- آنان را تشويق كنند كه به هنگام نياز كمك بخواهند.
افراد قاطع
آنان نسبت به احقاق حق خود توانايي و تمــــايل بيشتري دارند، اما به گونه اي عمل مي كنند كه ديگران نيز به حق خود برسند. اين افـراد برخلاف افراد كم رو، از تعارض فرار نمي كنند. اما با افراد پرخاشگر نيز شباهتي ندارند(ANDERSON, EL.AL, 1994, P.154
- واكنش نشان دادن به لحني دوستانه، اما قاطع؛
- برقراري تماس چشمي حاكي از اطمينان خاطر بدون خيره شدن؛
- ابراز احساسات و عقايد خود؛
- بهادادن به خود و نرنجاندن ديگران؛
- داشتن ژستهاي مثبت و راحت؛
- توانايي و قاطعيت تصميم گيري؛
- آنچه را كه فكر مي كنند در زمان مناسب به ديگران مي گويند؛
- به احساسات ساير افراد توجه مي كنند و به ديدگاههاي آنان گوش فرا مي دهند؛
- به شيوه اي رسا و شمرده حرف مي زنند؛
- احساس برابري با ديگران مي كنند.
حقوق انساني
در بحث قاطعيت
در بحث قاطعيت اعتقاد بر آن است كه هر فردي داراي حقوق انساني است كه بايد مورداحترام باشد. در زير برخي از اين حقوق ارائه مي شود.
1 - حق بيان انديشه ها و ديدگاهها، اگرچه با عقايد ديگران مغاير باشد؛
2 - حق ابراز احساسات و پذيرش مسئوليت ابراز آنها؛
3 - حق تغيير عقيده و عدم عذرخواهي در اين خصوص؛
4 - حق اشتباه كردن و داشتن مسئوليت در قبال آن؛
5 - حق »نه« گفتن؛
6 - حق دادن پاسخ مثبت به ديگران؛
7 - حق گفتن »نمي دانيد«؛
8 - حق گفتن »متوجه نمي شوند«؛
9 - حق تقاضا كردن آنچه مي خواهيد؛
10 - حق مورداحترام بودن و به ديگران احترام گذاشتن؛
11 - حق استدلال كردن؛
12 - حق شنيده شدن سخنانتان و جدي تلقي كردن آن توسط
ديگران.
زمان قاطعيت
عدم قاطعيت لااقل در سه موقعيت بهتر از قاطعيت است. اول: وقتي احساس كنيد طرف مقابل در مخمصه افتاده است. مثلاً وقتي در رستوران شلوغي هستيد و مي دانيد كه پيشخدمت اين رستـــــوران تازه كار است، مي توانيد بعضي از ضعفهاي او را ناديده بگيريد (او به كسي كه بعد از شما آمده زودتر رسيدگي مي كند). در اين حالت نبايد قاطعيت نشان داد، زيرا او قصد پايمال كردن حق شما را نداشته است. نشان دادن قـــــاطعيت، استرس او را بي جهت مي افزايد. در اين حالت ممكن است به مشكلاتي كه ميان شما و او وجود دارد موقتاً بي اعتنايي كنيد.
دوم: هنگام تعامل با شخص بسيار حساس. هرگاه احساس مي كنيد قاطعيت شما موجب گريه كردن يا حمله شخص به شما مي شود، بهتر است قاطعيت نشان ندهيد، بخصوص اگر اين »اولين و آخرين برخورد« شما با وي باشد.
ســـوم: هنگامي كه متوجه اشتباه خود شده ايد. براي مثال پس از ارتكاب به تخلفات رانندگي، بهتر است در برابر مامور پليس قاطعيت نشــان ندهيد. در اين وضعيت معذرت خواهي بهترين راه حل است. به جاي اينكه درصدد اصلاح يا توجيه عمل خود برآييد، با كمال خونسردي به اشتباه خود اعتراف كنيد. بايد در نظر داشت كه هميشه عدم قاطعيت مناسب نيست. معمولاً عدم قاطعيت مستمر، ناگهان به پرخاشگري مبدل مي شود و فرد احساس مي كند ديگر طاقت ندارد مورد سوءاستفاده قرار گيرد و ديگران او را ناديده بگيرند. بنابراين، بهتر است از همان ابتداي تعامل اجتماعي قاطعيت نشان دهيد.
چهارم: هنگامي كه با افراد سلطه جو و اصلاح نشدني مواجه هستيد. گاهي با افرادي مواجه هستيد كه كنار آمدن با آنها دشوار است. كمترين مقدار قاطعيت در برابر اين اشخاص در هر زمان و مكان، واكنشهايمنفي آنان را درپي دارد. برخي از افراد به قدري رفتارشان ناخوشايند است كه ارزش برخورد كردن با آنهاوجود ندارد و گاه سودي كه عايد مي شود در مقـــــايسه با ارزش ناراحتي كه از آن ناشي مي شود، بسيار كمتر است.
نتيجه گيري
قاطعيت موهبتي مرموز و عجيب نيست، كه برخي از آن برخوردار و برخي فاقد آن باشند، بلكه مجموعه اي از مهارتهاست كه هركسي از راه تمرين مي تواند به آن دست يابد. مهيج ترين جنبه قاطعيت آن است كه پس از كسب اين مهــارت، ناگهان متوجه مي شويد مي توانيد بدون هرگونه احساس گناهي »نه« بگوييد، خواسته هاي خود را به طور مستقيم مطرح كنيد، و راحتتر با ديگران ارتباط برقرار سازيد. از همــه مهمتر آنكه اعتماد به نفس را به شدت بالا مي برد.
قاطعيت با افزايش برابري در روابط بين افراد، اين امكان را براي فرد فراهم مي كند با رعايت منافع خود روي پاي خويش بايستيد و بدون اضطراب و تشويش بي مورد به راحتي احساسات صادقانه خود را ابراز كند و حق و حقوق شخصي خود را بدون انكار حق ديگران مطالبه كند. پرخاشگري و قاطعيت مفاهيمي هستند كه اغلب با هم اشتباه گرفته مي شوند. اما قاطعيت نه تنها به معناي پايمال كردن حقوق ديگران نيست بلكه حقوق همه افراد محترم شناخته مي شود. قاطعيت وسيله اي ارزشمند براي رسيدن به اعتماد به نفس و كنترل خويش است.
منابع
- تاواند، آني، پرورش توانايي اظهار وجود، پرويز نظيري و آرش مولا، چاپ اول، آستان قدس رضوي، تهران، 1378.
- جيمز، جودي، كلام جسم، آرين ابوك، چاپ اول، نسل نوانديش، تهران، 1377.
- هارجي، اون و ديگران، مهارتهاي اجتماعي در ارتباطات ميان فردي، خشايار بيگي و مهرداد فيروزبخت، چاپ اول، رشد، تهران، 1377.
- ANDERSON, A, ET.AL, EFFECTIVE ORGANIZATIONAL BEHAVIOR, 1994, FIRST EDITION, BLACKWELL PUBLISHERS.
- DAVIS, K, AND J, NEW STROM, ORGANIZATIONAL BEHAVIOR, 2002, 11TH EDITION, MCGRAW-HILL COMPANIES.
- GILLEN, T, ASSERTIVENESS FOR MANAGERS, 1994, FIRST EDITION GOWER PUBLISHING.
- GORDON, J, ORGANIZATIONAL BEHAVIOR, 1993, FOURTH EDITION, ALLYN AND BACON.
- HERSEY, P, AND, K, BLANCHARD, MANAGEMENT OF ORGANIZATIONAL BEHAVIOR, 1988, FIFTH EDITION, PRENTICE-HALL.
- MOORHEAD, G, AND, R, CRIFFIN, ORGANIZATIONAL BEHAVIOR, 2001, SIXTH EDITION, HOUGHTON MIFFLIN
COMPANY.
- WEISS, J, ORGANIZATIONAL BEHAVIOR AND CHANGE, 1996, FIRST EDITION, WEST PUBLISHING COMPANY.
منبع : بازتاب
يکي از ارزشهايي که هميشه و هرگاه از رسول خدا(ص) و علي مرتضي(ع) نقل ميشد و دائما روي منبر و تريبون روي آن تکيه ميشد، ساده زيستي آن بزرگواران بود. در اين باره آن قدر گفتهاند و نوشتهاند و شنيدهايم و خواندهايم که بيشتر ما بخشي از تصوير ذهنيمان نسبت به آن بزرگواران، همان زندگي ساده زيستانه آنان است...

از سادهزيستي که بگذريم، به تواضع ميرسيم. در اين باره البته کم گفتهايم و نوشتهايم. تکبر و لوازم و تبعات آن در عرصه انديشه و عمل خارجي جايگاه بس والايي ميان ما دارد. آنان که بالاترند، ارتباطشان با تودهها اندک است. دليلش هم اين است که گرفتارند. همهاش با بزرگان و ديگران جلسه دارند. براي همين مردم کار، بلکه فداکاري ميکنند و اصلا توجه داشته باشيد که: به هر حال همه مساوياند، اما برخي مساويتر.
بدون تأمل از کساني که به همين کشورهاي همسايه رفتهاند بپرسيد، اين تکبري که ما نمونه اش را در ايران داشتيم و داريم، در کدام يک از اين کشورها ميتوان سراغ گرفت؟ در کجا اين قدر دست مردم از دامان مسئولان کوتاه است و اتاقهاي تودرتو و توقعات فوق تصور و حالت طلبکارانه و زباني پر ادعا که ما چه و چه کردهايم و...
...همه اين روضهها را خواندم که بگويم مع الاسف، تکبر در ايران نهادينه شده است. درست به جاي آن که تواضع نهادينه شود. اين جماعت به جاي اين که راحت جواب مردم را بدهند و به جاي اين که توقعي در احترام نداشته باشند، غالبا طلبکارند. اين اخلاق همان «اخلاق الاشرافي» است که عبيد زاکاني از آن ميناليد.
حالا مدتي است که تواضع دوباره سرلوحه قرار گرفته است. اما آيا در حد شعار ميماند يا به مرحله عمل هم ميرسد؟ آيا سازوکاري براي نهادينه کردن تواضع وجود دارد يا نه؟ آيا نظارتي در اين باره وجود دارد يا نه.
اکنون به مناسبت اين ايام عزيز که ايام تولد امام رضا (عليهالسلام) است، يک روايت در باره تواضع آن حضرت بگويم.
زماني که امام رضا(ع) به عنوان وليعهد در خراسان بود آشکار است که تا چه اندازه موقعيت سياسي داشت. ايشان به عنوان جانشين خليفه وقت شناخته ميشدند و طبيعي بود که مردم سخت به آن حضرت احترام ميگذاشتند...
اما همين امام بنا به روايتي که ابن شهر آشوب، نويسنده مشهور شيعه در قرن ششم به نقل از يعقوب بن اسحاق نوبختي روايت کرده است به گونهاي وارد حمام نيشابور شد که حاضران متوجه نشدند آن حضرت داراي چنان مقامي است. ابن شهر آشوب مينويسد: حضرت رضا «عليهالسلام» وارد حمام شد. يکي از کساني که حاضر بود ـ و ايشان را نميشناخت ـ از آن حضرت خواست تا دلاکي او را کرده به اصطلاح امروزه کيسه او را بکشد. حضرت درخواست او را پذيرفت و مشغول کار شد. برخي که امام را ميشناختند، آن مرد را درباره امام رضا (ع) آگاه کردند و او مشغول عذرخواهي شد. با اين حال امام به او آرامش داده و همچنان به دلاکي او مشغول بود .
زادروز آن بزرگوار را تبريک عرض مينمايم .
افراد پرخاشگر: پرخاشگري يعني تهديد ديگران و ناديده گرفتن حقوق آنها (WEISS, 1996, P.120) . مردم افراد پرخا
